روایت یک دعای مستجاب!
- شناسه خبر: 86186
- تاریخ و زمان ارسال: 16 تیر 1405 ساعت 07:30
- بازدید :
امید مافی
سلیا ماریا نظافتچی تمام وقت هتل دو ستاره آنسوی روزاریو، درد ناشی از پوکی استخوانهایش را از یاد برد و شیرش را حلال کرد، وقتی دردانهاش در گنگترین نمایش جام جهان نما به تنهایی رویاهای گمنامان چغر کیپ ورد را به آتش کشید تا کافههای شبانه میامی غرق در ترانههای خراباتی عاشقانه گردند.
انگار بعد از دیه گوی افسانهای، نوبت سوگلی نحیف فقیرترین خانواده آمریکای لاتین بود که سراغ غمها و شادیهای عشق فوتبالها را بگیرد و در مرز خواب و بیداری، چرت متروکترین شهرهای دنیا را با سحر ساقهایش پاره کند… تا سواحل جهان نه فقط برای قدم زدن، که به جایی دنج برای اشک ریختن بدل شوند. اشک شوق بر گونههای تیفوسیهای آرژانتین چکید، وقتی شب به نیمه رسید و جهان نعش گندیده فقر و فاقه و فلاکت و جنایت را به خاطر سیگارهای نیم سوخته اسکالونی روی دوش کشید.
افسونگر باز هم توفان به پا کرد. او این بار آشیانه کیپ ورد را به توپ بست تا هفت گله شود و تصویر زنگ آجین رقبای مستأصل را بر شیشههای مهگرفته پدیدار کند. او در شبی که اعجوبههای سواحل غرب آفریقا روی پلکان موجکوب لق لق میخوردند و سوهان بر اعصاب دوآتشههای آمریکای لاتین میکشیدند کار را تمام کرد تا خوشبختی بر قله بلند استغنا برای شکارچی ۳۹ شاله چکامه بخواند. لئو هم گل زد و هم پاس گل داد تا در آیین بر صلیب کشیدن کیپورد جاهطلب نقش اول را ایفا کند و با جان کندن و خون دل خوردن سفید و آبی آسمانیها را یک گام دیگر به جام نزدیکتر کند.
با این همه نبرد هولناک آن سوی دنیا بهانهای بیش بود. بهانهای برای آنکه دنیای آکنده از دهشت دمی آرام بگیرد و تفنگها در شب بالگشایی خلف دن دیه گو، تهی از فشنگ شوند و به احترام شاخه گل لئو دمی غرش نکنند. اینگونه شد که با پایان نبرد دراماتیک آلبی سلسته و کوسههای آبی اقیانوس اطلس، مادر نجیب لئو روی سکوها به عشق پسرش افلاک را در آغوش کشید و بعد گیسوانش روی شانههای وطنش به رودی از مهتاب بدل شد.




