دورهمی در محله سازآباد باغستان سنتی قزوین با «گردشگری لِیلو»*
- شناسه خبر: 47143
- تاریخ و زمان ارسال: 21 آبان 1403 ساعت 12:25
- بازدید :

شیما کبیری ـ راهنمای گردشگری لِیلو: در یک روز پاییزی دل انگیز در سال 1403، به دعوت دوستانم برای پروژه تاریخ شفاهی، راهی محله سازآباد باغستان سنتی قزوین شدیم. برای اولین بار که چاخانه و باغستان حاج مصطفی حاجی کریمی را دیدم، مِهر صاحب آن و اندیشه بلندشان بر دلم نشست و به این موضوع فکر کردم که به زودی دورهمی در این باغ برگزار کنم.
بعد از هماهنگی با حاج مصطفی عزیز، برنامه اولیه این دورهمی را اطلاعرسانی کردم: «دورهمی در باغستان سنتی قزوین، صرف صبحانه و شنیدن روایتهای دلنشین باغداران.»
از شوخیهای تلخ برخی قزاونه و باغداران که بگذریم، حمایت و اشتیاق دوستانم برای حضور در این دورهمی، من را برای پیشبرد اهدافم برای حفظ و احیاء باغستان، آئینها و آداب و رسوم مرتبط با آن دلگرمتر و امیدوارتر کرد.
صبح روز جمعه، 9 آبان ماه، همه مسافران به موقع در محل قرار، در نزدیکی دروازه رشت، حاضر شدند و بعد از آن به سمت جاده نسیم شمال حرکت کردیم. پس از رسیدن به ورودی باغ، با بنری مواجه شدیم که با درج اسم من و سایر دوستان و همراهان، حضور ما را به باغستان سنتی سازآباد آقا مصطفی خوش آمد گفته و در انتهای متن نوشته شده بود: «قدومتان گلباران ـ حاج مصطفی حاجی کریمی». حسی سرشار از شادی و مسرت و البته به همراه خجالت، از این همه مهر این بزرگمرد در من ایجاد شد که وصف آن در کلمات نمیگنجد.
به کمک پدر و مادر عزیزم، مشغول چیدن بساط صبحانه برای مهمانان شدیم. مثل همیشه هنر دستان مادرم مثالزدنی بود. از حلوای شیره انگور با طعم بهشتی تا عدسی سنتی و مرباهای خوش طعم و سایر ملزومات صبحانه تا چایی آتیشی لاهیجان موجب شد در یکی از بهترین هواهای پاییزی امسال، صبحانه دلچسبی را صرف کنیم.
بعد از آن، مراسم معارفه حاضرین در دورهمی برگزار شد که جای بسی خوشحالی بود که تک تک افراد حاضر، از انسانهای فرهیخته و توانمند استان قزوین بودند و هریک به تنهایی میتوانستند راویان سرزمین قزوین باشند.
در حین پذیرایی با پسته باغستان سنتی قزوین توسط خانم مهلقا سعادتمنش عزیز، همسر گرامی حاج مصطفی، به پای شنیدن داستانها، خاطرات و تجربیات جناب آقای حاجی کریمی بزرگوار نشستیم و به گوش جان شنیدیم و لذت بردیم و البته هر از گاهی، هم خندیدیم و هم غصه خوردیم.
از مشاغل مرتبط با باغستان هم صحبت شد و اینکه در این بین چقدر برای موشهایی که در داخل باغستان برای خودشان در انبارهای زیرزمینی آذوقه ذخیره میکردند و بین آذوقههایشان هم از پِتِراق برای کپک نزدن استفاده میکردند و این آذوقهها که بیشترشان پسته و بادام بودند، بعضا توسط سوراخ موش درآوران به تاراج میرفتند، قلبمان فسرده شد. قزوینیها میگویند سوراخ موش درآورها هیچ وقت عاقبت بخیر نشدند و آه موشها دامنشان را گرفته است!
از دیگر جذابیتهای منحصر به محله سازآباد باغستان، درختان ارغوان این منطقه بود که خود، علاوه بر افزودن زیبایی به باغات، محیا کننده چوب مورد نیاز برای سبدبافان در قزوین بوده است. به قول سیدعلی هاشمیان، یکی از همراهان درجه یک ما: قزوین شهر ارغوان است، میدانستی؟
ایشان در ادامه برایمان گفتند: من نمیدانستم که در قزوین بسیار بسیار ارغوان میکاشتهاند که از چوبش سبد ببافند و از قشنگی گلهایش لذت ببرند. در جاده کُندر آنقدر ارغوان بود که معروف شده به جاده ارغوان و اکنون این ارغوان به قول م. سایه، شاخه همخون جدا مانده و تشنه مانده است. در دل سرزمینش چاه زدهاند، خونش و شیره زمینش را میمکند، دریغ از قطره آبی که به لب تشنه آن بدهند.
در میان صحبتهایمان یک گروه موسیقی سنتی هم به جمعمان اضافه شدند و فضای پاییزی باغستان را با موسیقی گوش نواز و اصیل ایرانی زیباتر کردند.
دورهمی ما با صحبتهای دلنشین آقای سیدحسین هاشمیان، عطار عزیز، فرهیخته و چیرهدست شهرمان، ادامه پیدا کرد و این بار ماجراهای زیبای باغستان و آداب و رسوم آن را از نگاه و زبان ایشان به گوش جان نوش کردیم.
پس از اهدا کتاب به بنیتا ضیاییهای عزیز برای شاهنامهخوانی زیبایش و همچنین جناب حاج مصطفی حاجیکریمی جهت قدردانی، حالا وقت آن رسیده بود که درمیان باغها قدم بزنیم و از زیباییهای آن لذت ببریم و با درختان آن آشنا شویم و غرق عکاسی شویم.
این میراث چندهزار ساله، علاوه بر سخاوتش دارای گردشگری چهار فصل نیز هست. در فصل بهار طراوت و شکوفههای زیبایش، در فصل تابستان سرسبزی چشمنواز و محصولاتش، در فصل پاییز درختان رنگارنگ و برگریزانش و در فصل زمستان سفیدی و یخ آب کرتهایش، هر کدام جاذبه گردشگری منحصر بفردی است که نمونه آن را شاید در ایران نمیتوان یافت. این حلقه سبز که زمانی دورتادور شهر را در بر گرفته بود و به روایت ناصر خسرو قبادیانی: «شهری در میان باغ» بود، حالا به شکل دستانی به هم چسبیده و حمایتگر، شهر قزوین را در میان گرفته و این پیام را به ما میدهد: همانطور که سالهای سال من قزوین را از سیلاب، خشکسالی، گرد و غبار و آلودگی حفظ کردم، هنوز هم میتوانم این نعمت را برای شما محیا کنم؛ اگر خودتان بخواهید و حافظ من باشید.
در پایان برنامه، به همت اعضای گروه رفتگران طبیعت قزوین و گروه گردشگری لِیلو، اقدام به جمعآوری زبالههای محله سازآباد باغستان سنتی قزوین نمودیم و با مضامین مهمی از جمله پاکیزه نگاه داشتن محیط زیست و لزوم حفظ آن آشنا شدیم.
همانطور که میدانید باغستان مجموعهای گرانبها از رفتارها و سنن مردم است و به عنوان اساسیترین عنصر اکوسیستم قزوین، رفتار انسانها را در این منطقه شکل داده و به مردمان قزوین یک هویت اجتماعی و فرهنگی ویژه داده است و همین امر هم موجب شد که در سال 1393 در فهرست آثار ملی به ثبت برسد. در این راستا باید تاکید کرد که باغستان سنتی قزوین به این روایتگریها و دورهمیها بیشتر احتیاج دارد و لازمه آن حضور و حمایت تمام اقشار جامعه و از هر طیف سنی میباشد.
بیایید حامی باغستان سنتی قزوین باشیم…
به امید حفظ و احیاء این میراث ارشمند…
*لِیلو به معنی تالاب، استخر و آبگیر است








