خادمان خردسال؛ قلبهای کوچک، همتهای بزرگ در مسیر عشق
- شناسه خبر: 64856
- تاریخ و زمان ارسال: 25 مرداد 1404 ساعت 07:29
- بازدید :

آرزو سلخوری
در مسیر طولانی و پرشور اربعین، جایی میان ازدحام زائران و صدای مداوم صلوات، ناگهان نگاهت به صحنهای میافتد که تمام خستگی راه را از تنت بیرون میکشد؛ کودکی خردسال، با دستانی ظریف و صورتی آفتابسوخته، سینیای در دست گرفته و با تمام توان، خودش را به زائران میرساند.
شاید لیوانی آب خنک باشد، تکهای خرما یا یک بسته کوچک نان، اما در نگاه او، این خدمت بزرگترین کاری است که میتواند انجام دهد.
آنها «خادمان خردسال» هستند؛ کودکانی که هنوز قدشان به میز نذری نمیرسد، اما دلشان به بزرگی همه مسیرهای منتهی به کربلاست.
از صبح زود، کنار پدر و مادرشان، پای دیگهای نذری یا پشت میزهای پذیرایی میایستند. بعضیها ظرف میشویند، بعضی دیگر با صدایی بلند و چهرهای برافروخته، زائران را صدا میزنند: «بفرمایید آب خنک!» و بعضی حتی در گرمای سوزان ظهر، خودشان را میان جمعیت میکشند تا دست خستهای را با یک جرعه آب یا لقمهای نان، قوتی تازه ببخشند.
برای این کودکان، اربعین تنها یک مراسم مذهبی نیست؛ فرصتی است برای یاد گرفتن بزرگترین درسهای زندگی. آنها بیآنکه در کلاس یا مدرسهای نشسته باشند، در دانشگاه بیانتها و زنده اربعین، درس ایثار، مهماننوازی و بیتوقعی را از نزدیک تجربه میکنند. خدمت برایشان یک وظیفه نیست، یک شادی است؛ شادمانی از اینکه میتوانند حتی با یک حرکت کوچک، باری از دوش یک زائر بردارند.
گاهی خستگی در نگاهشان دیده میشود، گاهی دستهای کوچکشان از سنگینی سینی میلرزد، اما همین که زائری با لبخند از آنها تشکر میکند یا دستی به مهر بر سرشان میکشد، انگار تمام سختیها را فراموش میکنند. در میان هیاهوی مسیر، همین لبخندهای صادقانه و خدمتهای بیادعاست که روح اربعین را زنده نگه میدارد.
خادمان خردسال، با قلبهای ساده و صمیمیشان، سفیران کوچک عشق و مهربانیاند. آنها یادمان میآورند که اربعین، تنها پیمودن راه نیست؛ ساختن دلهاست. و چه دلهایی خالصتر و بیآلایشتر از دلهای کودکی که در مسیر کربلا، در اوج سادگی، بزرگترین جلوههای عشق را معنا میکنند











