تکدیگری با جراحی احساسات مردم!
- شناسه خبر: 48955
- تاریخ و زمان ارسال: 18 آذر 1403 ساعت 07:30
- بازدید :

آنهایی که بین مردم آبرویی داشتند، به کسی رو نمیانداختند و مردم به واسطه فامیل و همسایهها از حال و روزشان با خبر میشدند و کمکشان میکردند اما عدهای هم برای گذران زندگی روزمره، هر روز به کوچه و خیابان راه میافتادند و پیش مردم دست دراز میکردند تا پولی از آنها بگیرند. این کار کمکم حالتی عادی پیدا کرد و عدهای فرصتطلب وقتی دیدند که از این راه میتوان به راحتی درآمد کسب کرد، به این کار روی آوردند و سالها در این کار ماندند تا زمان مرگشان فرا رسید.
تکدیگری به صورت آشکار و پنهان
تکدیگری در جامعه به دو صورت انجام میشود که یک تکدی آشکار و دیگری پنهان است، تکدی پنهان از طریق پنهان و آبرومندانه است مانند دراویش، دعانویسان و کولیها.
تکدی آشکار کسانی که آشکارا و با استفاده از فنون و رموز روانشناسی ترحم مردم را به خود جلب و به شیوهها و صور مختلف از دیگران تقاضای کمک میکنند به این نوع تکدی میپردازند. مهمترین شکل گدایی آشکار، تکدی «حرفهای ـ تخصصی» است گداهای حرفهای افرادی هستند که از نظر مالی وضع خوبی دارند ولی گدایی را یک «کار» در ردیف سایر شغلها مثل خرید و فروش و کارهای تولیدی به حساب میآورند.
امروزه تکدیگری در همه کشورها به معضل اجتماعی تبدیل شده است و میتوان گفت که افزایش تکدیگری بیانگر وضعیت اقتصادی نامناسب است. وظیفه ساماندهی جمعآوری تکدیگریها برعهده شهرداری است، اما اگر کودکان به زبالهگردی و تکدیگری مشغول باشند، به طوری که آن را تحت عنوان کودک کار یا کودک آزاری تلقی کنیم، قانون برای ساماندهی آنها سازمانهای مختلف و تکالیف معینی را مشخص کرده است و طبق قانون وظیفه شناسایی این کودکان با ارگانهای مختلفی همچون بهزیستی، نیروی انتظامی، شهرداریها و کارشناسان اداره کل کار است.
متکدیان گستاخ شدهاند؛ «فقط پول نقد»
نوعی دیگر از تکدیگری وجود دارد که بیشتر به مردمآزاری شبیه است تا تکدیگری اما شهروندان، خواسته یا ناخواسته آنها را ترغیب میکنند که به کار خود ادامه دهند. این روش به این شکل است که متکدیان در هر ساعت از شبانهروز که دلشان بخواهد به در خانههای مردم میروند و با زدن زنگ خانهها تقاضای کمک میکنند و اگر هم کسی به این کارشان معترض شود با بدترین برخوردها از سوی آنها مواجه خواهد شد.
جالب آنکه در این بین، افرادی به این شیوه گدایی میکنند که هم توان خوبی برای کار کردن دارند و هم سواد و سن و سال مناسب مثلا چند وقت پیش با یکی از آنها مواجه شدم که زنگ خانه را زده بود؛ به گمان اینکه ممکن است از زنان کولی باشد که همیشه زنگ خانهها را میزنند، بیرون آمدم، در کمال تعجب مردی بلند قد با هیکلی نسبتا درشت را دیدم که پشت در ایستاده بود و تقاضای کمک میکرد. وقتی به او معترض شدم که چرا دنبال کار و کاسبی درست و حسابی نمیرود، با لحنی از روی عصبانیت گفت که «اگر کمک نمیکنی نکن ولی برای ما مسئله هم درست نکن» با وجود اعتراض من، او همچنان به کار خود ادامه میداد و با زدن زنگ خانههای مردم، از آنها تقاضای کمک میکرد نکته جالبتر ماجرا هم این بود که او فقط پول نقد میگرفت، یعنی اگر کسی به او غذا یا کالایی میداد قبول نمیکرد و میگفت که به جای آن فقط پول بدهند!
نقش شهروندان در گداپروری
در افزایش تعداد متکدیان، یقینا یکی از مقصران اصلی و همیشگی، مردم و شهروندان هستند. در حال حاضر متکدیانی را میبینیم که ماهیانه یا هفتگی به درب خانهها میروند و تقاضای کمک میکنند وقتی هم که شهروندان به آنها کمک میکنند، این به یک عادت برای آنها تبدیل میشود؛ از اینرو دیگر هر هفته و یا هر ماه برای گرفتن پول یا کالا به درب خانههای مردم میروند. این شیوه نادرست که به آن «گداپروری» نیز گفته میشود باعث شده تا چهره شهر نیز از وجود این افراد زشت شده و به نوعی باعث آبروریزی نیز باشند. بارها مسئولین از شهروندان خواستهاند برای مقابله با ترویج این فرهنگ زشت، از کمک به آنها خودداری کنند اما حس نوعدوستی مردم باعث میشود که نتوان به درستی با این پدیده مقابله کرد؛ از اینرو دستگاههای مربوطه برای مقابله با افراد سودجو از این کار، قوانینی را تصویب کردهاند.
مجازات جرم تکدیگری در قانون مجازات اسلامی
ماده ۷۱۲ قانون مجازات اسلامی از کتاب تعزیرات و مجازاتهای بازدارنده مصوب ۱۳۷۵ در این باره مقرر میدارد: «هرکس تکدیگری یا کلاشی را پیشه خود قرار داده باشد و از این راه امرار معاش یا ولگردی نماید به حبس از یک تا سه ماه محکوم خواهد شد و چنانچه با وجود توان مالی مرتکب عمل فوق علاوه بر مجازات مذکور کلیه اموالی که از طریق تکدی و کلاشی به دست آورده است مصادره خواهد شد».
متکدیان نقشی در ساختار اجتماعی ندارند
اغلب شنیدهایم که تعداد کثیری از این متکدیان درآمدهای قابل توجهی دارند و حتی برخی از آنها را میتوان به معنای دقیق کلمه «ثروتمند» لقب داد؛ این در حالی است که اغلب آنان حتی فرهنگ استفاده از اموال خود را ندارند؛ چرا که به دلیل سبک خاص زندگیشان، نحوه استفاده از سرمایهشان را نمیدانند. به این اعتبار میتوان گفت گدایی و تکدیگری از اساسیترین معضلات اجتماعی است که تقریباً همه جامعهشناسان در ناهنجار تلقی کردن آن متفقالقولند؛ چرا که عملاً هیچ نقشی در ساختار اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه ندارند و از دیگران ارتزاق میکنند.
براساس «مطالعات جامعه شناختی»، پرداخت پول به این افراد نه تنها «کمک به همنوع» محسوب نمیشود حتی به لحاظ اخلاقی هم «فعل اخلاقی» به شمار نمیرود؛ چرا که به نوعی تقویت، بازتولید و دامن زدن به یک ناهنجاری اجتماعی است و ما با پرداخت پول نابجا، خود را در بسط این ناهنجاری سهیم خواهیم کرد. این عمل ما میتواند جامعه را در معرض آسیبهای به مراتب وخیمتری قرار دهد؛ چرا که وقتی «عزت نفس اجتماعی» به هر دلیلی در یک جامعه کمرنگ میشود، زمینه برای هرگونه عمل غیراخلاقی فراهم خواهد شد و چنین فرهنگی دیگر قابل اتکا نخواهد بود.
متکدیان دنبال استفاده از دسترنج دیگران هستند
یک استاد جامعهشناسی درباره تکدیگری میگوید: تکدیگری و گدایی را میتوان «درخواست برخورداری و طلب دسترنج دیگران» تعریف کرد. افرادی که حرفه و تخصص مشخصی ندارند و خود را از مسئولیتهای اجتماعی معاف میبینند، اما درخواست برخورداری از دسترنج دیگران را با روحیهای طلبکارانه دارند به عنوان متکدی معرفی و شناسایی میشوند. به این ترتیب میتوان گداها را در زمره کسانی دید که از کار و تولید گروهی جامعه برخوردار میشوند، در عین حال که خود در تولیدات جامعه نقشی ایفا نمیکنند.
او میافزاید: اگر دو دسته عوامل «ارادی» و «غیرارادی» را در شکلگیری تکدیگری در جامعه دخیل بدانیم، از «عوامل غیرارادی» میتوان به مواردی همچون اختلال روانی، معلولیتهای جسمانی سنگین یا موارد کلانتری همچون قحطی، جنگ، تورم اقتصادی یا فاصله طبقاتی شدید اشاره کرد و از طرفی دیگر، اعتیاد و مهاجرت و… را میتوان از جمله «عوامل ارادی» نام برد که خواست فرد در به وجود آمدن آن دخیل است.
محمدرضا حیدری ادامه میدهد: تکدیگری اغلب در دو وجه «آشکار» یا «پنهان» بروز پیدا میکند و در هر دو مورد به ناهنجاریهای اجتماعی منجر میشود و باعث میشود تا کسانی که نقشی در تولید و عرضه جامعه ندارند، در چرخه تولید اقتصادی جامعه نیز اختلال ایجاد کنند. متکدیان چون تحقیر شدن را تجربه کردهاند، طبیعی است که جسارت حضور در زندگی مستقل اجتماعی و جسارت نوآوری و پیشرو بودن را نداشته باشند و در عوض نوعی دغلکاری و فرهنگ «توقع نابجا از دیگری» را در جامعه رواج میدهند.







