تندروهای جنگطلب، غربگرایان صلحطلب
- شناسه خبر: 90110
- تاریخ و زمان ارسال: 7 شهریور 1405 ساعت 07:30
- بازدید :
محمدرضا رجاییپور
یک وارونهنمایی عجیب در فضای سیاسی کشور تکرار میشود که هرکس از موضع قدرت و ادبیات عزت و تهاجمی و پاسخ متقابل با دشمن حرف بزند «جنگطلب» معرفی میشود و هرکس ضعف کشور را پشت تریبون فریاد بزند و از پایان سریع جنگ بگوید، میشود «طرفدار صلح»!
در حالی که منطق بازدارندگی دقیقا عکس این است وقتی دشمن بداند حمله هزینه دارد، احتمال حمله کمتر میشود.
وقتی بداند اگر زیرساخت ایران را بزند، زیرساختهایش یا منافعش در منطقه در امان نخواهد ماند، قبل از شلیک حساب میکند.
این اسمش جنگطلبی نیست! بلکه اسمش گران کردن هزینهی جنگ برای دشمنست.
به عنوان مثال وقتی رئیسجمهور یک کشور مرتب از مشکلات، کمبودها و ضعفها میگوید چه پیامی به اتاق محاسبات دشمن مخابره میشود؟!
اینکه فشار جواب داده پس فشار را بیشتر کنید.
اتفاقا این ادبیات، ادبیات «جنگطلبانهست»!
نه به این معنا که گوینده آن، جنگ میخواهد بلکه ناخواسته و ندانسته، احتمال محاسبه غلط دشمن و در نتیجه احتمال جنگ را افزایش میدهد.
جنگ گاهی با یک «خطای محاسباتی» آغاز میشود.
اگر دستگاه دیپلماسی ما قبل از شروع هر جنگی همان ابتدا کاری میکرد که دشمن به این جمعبندی برسد که ایران توان یا اراده مقاومت و پاسخ سنگین را دارد؛ وسوسه نمیشد که حمله نظامی کند!
ترامپ توقع بسته شدن تنگه و حمله به پایگاههای امریکا را نداشت و این را خودش هم اعتراف کرد.
«ادبیات عزت» یعنی دشمن بداند جلو آمدن هزینه دارد.
«ضعفنمایی» یعنی دشمن تصور کند یک فشار و حمله کافیست.
پس لطفا جای جنگطلب و صلحطلب را عوض نکنید.
کسی که قدرت کشور را به رخ دشمن میکشد، دقیقا در حال جلوگیری از جنگست.
اما کسی که در برابر دشمن، تصویری از ایرانی خسته، گرفتار و تحت فشار و اهل گفتوگو در هر شرایطی ترسیم میکند، هرچقدر هم نیتش صلح باشد، دشمن را به این نتیجه میرساند که «حالا بهترین زمان برای حمله رسیده.»
خدا نکند دشمن تصور کند حمله به شما ارزان تمام میشود و شما از تنش فراری هستید.
در این صورت است که امنیتتان را باختهاید.






