تاریخچه افراط و تندروی در انقلاب
- شناسه خبر: 85931
- تاریخ و زمان ارسال: 9 تیر 1405 ساعت 07:30
- بازدید :
سید عبدالعظیم موسوی
امروزه در ایران وقتی سخن از افراطیگری و تندروی به میان میآید؛ ذهنها بسوی جناحی خاص هدایت میشود. در حالی که افراطیگری متاسفانه هرگز محدود به یک جناح نبوده است.
تفکری است که کسانی دچار آنند و خیال میکنند به سر منشاء دانایی رسیدهاند و هر چه که فهمیدهاند؛ صحیح است و بلافاصله باید به آن عمل کنند. در ایران به خصوص تفکر چپ هم کم تندروی در مقاطع مختلف نداشته است. که به بخشی از آن اشاره می کنیم. با این تفاوت که در اکثر مواقع خودشان آن را نقد و اصلاح کردهاند. اما بخشی از جناح موسوم به راست مواضع خود را حتی اگر افراطی باشد؛ وحی منزل میدانند و غیرقابل تغییر.
تاریخچه تندروی نشان میدهد که هرگاه به تندروی عمل شد؛ پشیمانی به بار آورد. و هر وقت هم عمل نشد؛ البته منافعی کسب شد. اما ذرهای عقبنشینی در تندروان به ویژه گرایشی از اصولگرایان دیده نشد.
£
اگر شاخص را امامان انقلاب بدانیم؛ قبل از پیروزی انقلاب، امام (ره) ذرهای به جنگ مسلحانه اعتقاد نداشت. نه مجوز حتی یک ترور را داد و نه مجوز جنگ مسلحانه را که کسانی به اصرار، میخواستند آن را از حضرت امام دریافت کنند.
سازمان مجاهدین خلق از جناح چپ و فدائیان اسلام از جناح راست بیتوجه به نظر امام تندرویهای تروریستیشان را کردند و نتیجهاش را هم دیدند. مجاهدین خلق بعد از انقلاب در منجلاب تروریسم سقوط کرد و کارش به جاسوسی برای صدام و دریوزگی آمریکا کشیده شد.
اما فدائیان اسلام خودشان را با انقلاب هماهنگ کردند و در ائتلاف هیات موتلفه ماندند؛ اگر چه حضرت امام در کنار یادآوری همیشگی از شهید مدرس حتی یک بار نام امثال نواب صفوی را به تائید به زبان نیاوردند.
تندرویهای خلخالی و شهید لاجوردی را از دو جناح، تاریخ ایران فراموش نمیکند و نتایجی که جز هزینه برای انقلاب نداشت.
£
1ـ اولین تندروی سازمان یافته بعد از انقلاب قضیه اشغال لانه جاسوسی بود. سفارت آمریکا ابتدا توسط نیروهای چپ اشغال شد که چون فرماندهی آن دست انقلاب نبود؛ بلافاصله سفارت تخلیه شد. اما بار دوم که دانشجویان خط امام تحت تاثیر همان نیروهای چپ سفارت را اشغال کردند؛ این بار با واسطه قرار دادن حجتالاسلام والمسلمین موسوی خوئینیها که نزدیک به امام بود و از آنجایی که دانشجویان مطیع رهبری بودند؛ ماندگار شدند. اما این اقدام چپ روانه علیرغم اینکه حضرت امام ؛ بخاطر خطراتی که مانند 28 مرداد انقلاب را تهدید میکرد؛ به آن لقب انقلاب دوم داد. در عین حال در عمل این اقدام سالها انقلاب را گروگان خود گرفت و حضرت امام تصمیمگیری درباره آن را به مجلس سپرد و این تندروی هرگز هم عاقبت به خیر نشد.
2ـ در میانه جنگ ایران و عراق عدهای مسلحانه به لبنان رفتند تا مستقیم با اسرائیل بجنگند. به نصحیت کسی هم توجه نکردند. تا حضرت امام آن جمله معروف را فرمود که متاسفانه اغلب، شأن نزولش را نمیدانند. که: «راه قدس از کربلا میگذرد». یعنی عزیزان تندرو! جبهه دوم برای مملکت درست نکنید. قدس راه میانبر ندارد. باید تکلیف کربلا اول روشن شود. خوشبختانه تندروها بعد از فرمایش امام به مسیر کربلا بازگشتند.
3ـ افراطیون در زمان نخست وزیری مهندس موسوی سرخود و آتش به اختیار هواپیمایی را از کجا به سرقت بردند و در سیستان و بلوچستان فرود آمدند. نخستوزیر اصلا خبر نداشت و قضیه منجر به استعفای ایشان شد که البته امام استعفا را نپذیرفتند اما مشکل را رفع و رجوع کردند.
4ـ یکی از مهمترین فرازهای تندروی در قضیه مک فارلین بود. مک فارلین فرستاده آمریکا پیشنهاداتی نظامی به ایران ارائه داد که جنگ ایران و عراق را از بنبست به نفع ایران خارج میکرد.
مک فارلین به ایران آمد و سید مهدی هاشمی چپگرا فهمید و افشاگری کرد. در حالی که این سروصداها میتوانست اثرات بسیار منفی روی رزمندگان جبهه داشته باشد. مرحوم هاشمی رفسنجانی خطبهای تاریخی در نماز جمعه خواند و قضیه را جمع کرد. اما افراطیون راست مجلس، در رقابت با افراطیون چپ، دکتر ولایتی وزیر خارجه وقت را برای استیضاح به مجلس کشیدند و حضرت امام عصبانی از این تندرویها فرمودند که آنها (استیضاحکنندگان) در نظر من پوچاند!!
سید مهدی هاشمی دستگیر شد و بعدا بخاطر قتلی که قبل از انقلاب مرتکب شده بود محاکمه و اعدام شد. که به خاطر نزدیکیاش به بیت مرحوم آیتا… منتظری هزینههای جبرانناپذیری به انقلاب وارد کرد.
5ـ پس از آزادی خرمشهر به روایت احمد آقا، امام نظرشان پایان جنگ بود. بخاطر مخالفت اکثریت فرماندهان و مسئولین جنگ، و تفویض اختیاری که حضرتشان کرده بودند؛ نظرشان اجرایی نشد.
بعدا در قضیه پذیرش قطعنامه 598 فرماندهان و مسئولین به این نتیجه رسیدند که نظر امام درست بود و باید به جنگ خاتمه داده شود.
این بار مسئولین جنگ و اکثر فرماندهان قانع شده بودند که با این امکانات و شرایطی که داریم ادامه جنگ امکان ندارد و به نفع مملکت نیست.
حضرت امام دستور پذیرش قطعنامه را صادر کردند. تندروان و افراطیون به میدان آمدند که چطور شد؟ جنگ جنگ تا پیروزی پس چی شد؟ ما مقاومت میکنیم. جنگ را ادامه میدهیم.
حضرت امام در بیانیه معروف با شجاعت تمام فرمودند که با پذیرش قطعنامه جام زهر را نوشیدند.
اگر چه مرحوم هاشمی پیشنهاد داده بودند که اجازه بدهید من قضیه را اعلام کنم و شما بعداً مرا محاکمه کنید. حضرت امام شخصا این مسئولیت سنگین را به گردن گرفتند و افراطیون اگر چه دیگر جرأت عرض اندام در برابر امام را پیدا نکردند؛ اما تا همین امروز اگر نمیتوانند امام(ره) را مورد انتقاد قرار دهند؛ یقه اطرافیان را رها نکردند که شما جام زهر را به امام دادید!!
زمان امامت جمعه جناب حاج آقای عابدینی فیلم مستندی بعد از نماز جمعه در مسجدالنبی پخش شد که موضوعش همین بود. شخصا خدمت امام جمعه محترم رفتم و گفتم که شما امام جمعه هستید. اجازه ندهید شجاعانهترین تصمیم امام (ره) توسط افراطیون به پروسه بازی خوردن امام از اطرافیان تبدیل شود. ایشان البته پذیرفتند و دستورات لازم را دادند.
6ـ در قضیه جنگ خلیج فارس که آمریکا به عراق حمله کرد؛ بخشی از جناح چپ به ریاست مرحوم حجهالاسلام والمسلمین محتشمیپور معتقد بودند که صدام بالاخره مسلمان است و باید به کمکش برویم و با آمریکا بجنگیم. حضرت آیتا… شهید خامنهای محکم برابر افراط ایستادگی کرد و ظالمین را مشغول به ظالمین رها نمود.
7ـ بعد از تصویب برجام در مجلس شورای اسلامی بر کسی پوشیده نبود که مقامات عالی نظام به نتیجه رسیده بودند که مذاکرات برجام به نتیجه برسد. به همین مناسبت روز رایگیری نمایندگانی از بیت و ریاست جمهوری به مجلس رفتند و پس از جلسهای با شهید لاریجانی رایگیری به عمل آمد و برجام تصویب شد. اما همان موقع افراد شاخصی مثل حجهالاسلام رسایی تابلو به دست گرفتند که برجام را مجلس تصویب نکرد!!
اگر چه شهامت و بنای رو در روی مستقیم قرار گرفتن با امام شهید را نداشتند؛ اما شهید لاریجانی را چنان منزوی کردند که در انتخابات ریاست جمهوری رد صلاحیت شد.
برجام اگر چه اشکالاتی هم داشت؛ اما ترامپ چون به نفع آمریکا و اسرائیل نبود آن را نپذیرفت و بیشتر از ترامپ، افراطیون داخلی کاری کردند که برجام بدون کمترین غرامتی که میتوانستیم لااقل به صورت معنوی از آمریکا بگیریم؛ کشتیاش به گل نشست. افراطیون و اسراییل و آمریکا به نتیجه دلخواهشان رسیدند.
7ـ در قضیه توافق بعد از جنگ رمضان بالاخره 13 عضو شورای امنیت (به جز سعید!) از جمله روسای سه قوه و فرماندهان ارشد نظامی و نماینده حضرت آقا با آراء قاطع و قریب به مطلق تصمیم به مذاکره و توافق گرفتند. که اگرچه آرمانی نبود ولی امتیازات بسیاری برای جمهوری اسلامی داشت و دارد.
رهبری بزرگوار برای ایجاد آرامش واقعیتی را فرمودند که علیالاصول نظر دیگری داشتند. چه کسی است که علیالاصول نخواهد شیطان بزرگ به هلاکت برسد؟ اما امکانات و شرایط و عقلانیت حکم میکرد که بنا به نظر اکثریت قریب به اتفاق شورای امنیت مذاکره انجام شود.
تندروان افراطی از هیچ ناسزایی علیه هیات مذاکره کننده دریغ نکردند و با آوردن گزارههای احساسی مثل اینکه خونبهای رهبر ذرت آمریکایی نیست و…. آب به آسیاب آمریکا و اسرائیل میریزند که بیشتر از هر کس دیگری از این توافق ناراضیاند.
افراطیون کی از سر عقلانیت انقلاب و تفرقه بین صفوف انقلابیون دست برمیدارند؟
£





