این گربه پلک نمیزند!
- شناسه خبر: 60892
- تاریخ و زمان ارسال: 27 خرداد 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
امید مافی
این جغرافیای آشنا، خاستگاه ماست. وطن، تن و موطن تکتک ما. به همین روز عزیز سوگند ما خون دلها خوردهایم برای آنکه مام میهن را به خواب آلالهها سنجاق کنیم و صدای سارها و سُهرهها را از میان سروهایی بشنویم که در آغوش قمر آرام گرفتهاند. حتی اگر آفتاب بر گلستان و گورستان یکسان ببارد و باران خائن و خادم را به جا نیاورد باکی نیست. ما به این تراب معطر و خاک مطهر وفادار خواهیم ماند و در رکوعی ابدی، تقدیر خویش را به انتظار خواهیم نشست.
اینجا به دقیقه اکنون در امتداد موشکها و پهپادها زندگی به غمزهای قاب چشمهایمان را پر میکند تا بیش و پیش باور کنیم، آیین هیچ چراغی خاموشی نیست و آسمان در ارتفاع ابدیت، ترنم لالههای در خون خفته را زمزمه میکند. پس پوست کنده مینویسیم: ما وطن را با قصهها و غصهها و با تبسمها و مویههایش دوست داریم و مادام که محبوب سه رنگ به اهتزاز درآید، به هروله ثانیهها خیره میشویم و برای پیشانی بندهایی که در باد میرقصند، نابترین عاشقانهها را خواهیم سرود.
باور کنید چینی نازک رویاهای ما تَرَک برنداشته و خوابهایمان آکنده از کابوسهای آشفته نیست. ما فقط زیر نور ماه و در قطرات درخشان شبنم به عشق درفش خونین، تیغها و طعنهها را از نیام بیرون میکشیم تا در هنگامهای که انسانیت افاقه نمیکند، برای دفاع از سرحدات خانه پدری به بوی باروت عادت کنیم، تا زبانمان لال در روز مبادا اخمهای عافیت به سگرمههای منقبت تنه نزنند و وطن این آبستنِ قرنها اضطراب، مردمانش را به عدم بشارت ندهد. وطن جان است و جهان و ما منازعان را با استقامت و مقاومت، زمینگیر میکنیم تا صهیون در خوف و خیال زانو بزند و خواب آشفتهاش، ژولیدهتر گردد.
از نو مینویسیم؛ ما ایرانیم. وارثان فروغ در عصر وفور دروغ. ما را به حال خود بگذارید تا همگام با شاخههای شمشادها، به سوی آسمانخیز برداریم. ما را به نخلهای بوشهر، بلوطهای قصرشیرین، گیلاسهای اشنویه و انجیر استهبان بیاویزید که هرگز به این گربه عزیز خیانت نخواهیم کرد.





