این جماعت مصون ـ بیسامانی سیاسی را درمان کنید
- شناسه خبر: 92833
- تاریخ و زمان ارسال: 7 مهر 1405 ساعت 07:30
- بازدید :
دکتر رئوف پیشدارـ استاد دانشگاه و روزنامهنگار
در کشور، گروههایی کم تعداد ولی کاملاً سازمان یافته وجود دارند که مصون از تعقیب، سالهاست میکوشند تا اراده خود را به همهی امور مملکت و مملکتداری تحمیل کنند.
مرحوم آیتا… هاشمی رفسنجانی در مجموعه خاطرات خود نقلهای بسیاری دارد که تایید بر این مدعاست که برعکس ادعاها، این گروهها، مجموعههایی سازمان یافتهاند که در اصل به نقطه واحدی متصلاند و «پشتیبانی مالی، لجستیک، عملیاتی، رسانه و اطلاعات دارند.» / حسن روحانی رئیس جمهوری اسبق ـ و میتوانند جمعیتی هر چند اندک را به مقابل خانه رئیسجمهوری اسبق ببرند و شعار بدهند و او را عامل و همکار دشمن بخوانند.
لجستیک این گروههای فشار به قدری دستش در نقل و انتقال جمعیت و قشونکشی باز است که میتواند برای نمونه از مشهد گروهی از زنان موسوم به «بانوان کفنپوش مشهد» را همزمان با بازگشت مسعود پزشکیان از نشست مجمع عمومی سازمان ملل، به فرودگاه مهرآباد در تهران منتقل کند تا شعارهای «مرگ بر مسئولین بیغیرت» ، «ما مسئول بیغیرت نمیخواهیم» و… سر بدهند این نخستین حضور اعتراضی این گروه علیه مقامهای جمهوری اسلامی نیست. زنان کفنپوش مشهد از زمان آغاز جنگ چهلروزه، تجمعهایی در مخالفت با مذاکره و تفاهم و علیه برخی مقامهای دولت و مجلس برگزار کردهاند.
این گروه پیشتر مقابل مجلس و در تجمعهایی با درخواست برخورد با برخی مقامهای جمهوری اسلامی و نیز موضوع حجاب حضور داشته است.
سالهاست که فرهنگ ما که به ادب و اخلاق و رعایت حرمتها، شهرت داشت، بیتعارف از این مدار خارج شده است.
روز نیست از رسانهای که قرار بود روزی دانشگاهی مردمی شود؛ یا روزنامه و خبرگزاریهایی که از بیتالمال ارتزاق میکنند و یا به جریانی از جریانات قدرت متصلاند، یا حتی در محافل و مجالسی که در شروع نشستهای خود به قرآن توسل و تمسک میکنند! تهمت، ادعا و نسبت بد و زشت به این و آن را نشنویم و نخوانیم.
اینکه مرگ بر این و آن از چه زمانی وارد ادبیات سیاسی ما شد، باید موضوع یک تحقیق علمی باشد. این حق تاریخ و حق مردمان بعد از ما است که بدانند چه کسانی و برای چه نفعی این مرگها را برای این و آن خواستند! بهایش چه بود، و مردم چگونه آنرا از جیب خود دادند و همچنان میدهند.
این روزها بعضاً سخن از تعقیب شعاردهندگان و برخورد قانونی با آنها شنیده میشود. اساسا مساله، تعدادی افراد خاص نیستند. بحث تعقیب قانونی نباید موجب غفلت از مباحث اساسی همچون اصلاح سامان سیاسی شود. این شعاردهندگان نیستند که باید به آنها رسیدگی شود، بلکه این بیسامانی سیاسی است که باید درمان شود. این جریان «مرگ بر این و آن گو» طی سالها جنگ اقتصادی علیه ملت ایران با انکار اثر تحریم و جریانسازی علیه هر اقدامی که باری از کوه مشکلات مردم کم کند، و زدن سند تمامی مشکلات به نام دولتهای جریان مقابل خود، و خود پناه گرفتن در پستوها، سعی در ایجاد فضای روانی مساعد به زیان جریان مقابل خود کرد.
خطری که باید به آن توجه داد این مهم میباشد که چنانچه از این نوع ماجراها درسآموزی نشود، که طی سالها نشده است؛ و فضای سیاسی به نحوی سامان درست ضدخودسری نیابد، تجربه تاریخی نشان میدهد این رفتار بازتولید شده و روزی گریبان شادکامان اینگونه روندها را نیز خواهد گرفت. این نوع رفتارها مانند بومرنگ به سمت تولیدکنندگان آگاه یا ناآگاه با سرعت و شتاب بیشتری برخواهد گشت و جریانی فاشیستی در کشور راه خواهد انداخت که کسی قادر به جلوگیری آن نخواهد بود.
نقد رئیسجمهوری و خطمشیهای دولتاش و سایر مقامات کشور حق همه است و قانون نیز از آن حمایت میکند. پذیرش حاکمیت مردم معنایی جز این ندارد که مردم حق دارند حکومت را نصب، نقد و عزل کنند. این نه فقط برای قوه مجریه که برای کل حکومت درست است. حاکمیت از آن مردم است و رای مردم حاکم است.
آنچه در کشور باید حاکم باشد و همگان از صدر تا ذیل به آن تن داده و به آن عمل کنند «قانون» است و لاغیر! کشور را نمیتوان بنا به سلیقه / ملوک الطوایفی اداره کرد. نظم و زیست همگانی زیر سایه قانون، اساس زندگی است. قانونگذار باید پاسدار قانون باشد و تکلیف ضابطین، حفاظت از قانون است.




