اولین حجگزاران؛ از قدیم تا امروز
- شناسه خبر: 84674
- تاریخ و زمان ارسال: 23 خرداد 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

صالح شهیدی
انگیزه و توفیق «حاجی شدن» بعد از 30 سال کوشش و تلاش برای بازاریان که خود عنوان و اعتباری برای معاملات و ارتباطات کسب و کار بین اصناف و طبقات محسوب میشد، به آرزو و هدف تبدیل میگشت و گاهی این آمال و اندیشهها را به دنیای دیگر میبردند! البته سعی میکردند این سعادت و توفیق الهی را پلهپله با انصاف به قدر توان مالی به دست آورند. اول به زیارت قم و بعد به مشهد میرفتند و به آنها «مشدی یا مشهدی آقا» میگفتند و بعد از سالها این لقب به «کبلایی یا کربلایی محمد» در مثال ارتقاء مییافت. چون عنوان آقا یا آسید میراث و سنتی در شجره و ریشه خانواده داشت و خلاصه بعد از سالهای سال با محاسبه و آمار و بررسی اموال و انبارگردانی، درآمد خود را با احتساب هزینه رفت و برگشت به حج اختصاص میدادند و به زیارت خانه خدا میرفتند، البته بعد از پرداخت دیون و کسب رضایت و حلالیت از همسایهها و فامیل، تصفیه و تسویه خمس و زکات و غیره توفیق حجگزاری نصیبشان میشد و گاهی آن قدر پیر و ناتوان میشدند که این وظیفه واجب را به فرد دیگری محول و واگذار میکردند که از عهده مناسک حج شرعا و عرفا برآید و اغلب به علمای واجدشرایط میدادند با تقبل و پرداخت تمام هزینههای لازم و احتمالی. چون انجام این فریضه شش ماه یا کمتر از 4 ماه حداقل وقت لازم داشت و بعضیها که سالمند و ناتوان بودند در میان راه و دیگر مشکلات طاقتفرسا مریض میشدند و گاه در بین راه بازگشت، جان خود را در وصال یار در خطرهای صحرا و دریا و یا به دلیل آب به آب شدنها از دست میدادند و چشم زن و فرزند از دیدنشان برای همیشه محروم میماند و به جای شادی و چراغانی، سیاهپوش میشدند!!
اولین حجگزاران در تاریخ
ایرانیان از قبل از اسلام، کعبه را به عنوان نمادی مقدس و محترم میشمردند و برای زیارت به آنجا میرفتند. آخرین ایرانی معروف (قبل از اسلام) بابک پسر ساسان جد اردشیر بابکان بود که پس از طواف به سر چاه زمزم رفت و زمزمههایی میکرد. بعد از اسلام وقتی نوبت پردهداری به عبدالمطلب رسید چاه زمزم را که پر شده بود هنگام حفاری شمشیرها و جواهرات مدفون در آن را بیرون آورد. آنها همان اشیائی بود که ساسانیان به کعبه هدیه کرده بودند. ابنخلدون و مسعودی مورخ معروف هم اشاره کردهاند به کندن چاه زمزم و داستان شمشیرها و آهوان زرین که عبدالمطلب پیدا کرده و از هدایای ایرانیان بوده است.
همچنین اسکندر مقدونی پس از فتح شهر صنعا یک ماه در آنجا اقامت کرده و به مکه هم رفته برای زیارت مقام حضرت ابراهیم و بعد از بخشیدن هدایای فراوان به جده و مصر رفته و از راه دریا برگشته؛ البته ایرانیان بیشتر به قصد اداره یمن به عربستان میرفتند و تسلط بر مکه اهمیتی برایشان نداشت.
پیامبر اکرم (ص) در سال دهم هجرت به آخرین حج رفتند ولی خلفا هم هر سال به مکه میرفتند اما حضرت علی (ع) به علت مشکلات داخلی فرصت نیافتند؛ معاویه چندین بار به مکه رفت که اولین آن در سال 24 هجری بود. بعد عبدالملک مروان و فرزندش هشام در سال 106 هجری حج گزاردند و دیگر هیچ یک از خلفا این فرصت را نیافتند منصور از خلفای عباسی نخستین فردی بود که به حج رفت و آخرین بار در همان جا مرد و مدفون شد ولی فرزندش دو بار به حج رفت. بعد هارونالرشید و همسرش زبیده و امین و مأمون هم سه بار به مکه رفتند و دیگر بعد از هارون و خیزران خواهرش هیچ یک از خلفا توفیق زیارت نیافتند حتی پادشاهان و امیران حاکم بر ایران هم نتوانستند به حج بروند و البته گاهی فرزندانشان به زیارت مکه میرفتند!
گسترش حجگزاری ایرانیان در عصر قاجار بنا به روایت سفرنامهها بیشترین اطلاعات مطلوب را از چگونگی راهها و مخاطرات دریایی و صحرایی در اختیار پژوهشگران گذارده است. در قرن سیزدهم قابل ذکر است که مشکلات سیاسی و اعتقادی اهل تسنن و عثمانیها در رسیدن به این مقصود چه دشواریها و گرفتاریها به همراه داشته و تحمل این همه رنج مسافت راه دور و برخورد وهابیان در هر زمان فقط با گذشت و هماهنگی قابل تحمل بود که اکنون بسیار کمرنگ و با چشمپوشی همراه است.
در دوران سه خلیفه اول، مدینه مرکز خلافت بود و مدتی کوتاه هم در زمان عبدالهابن زبیر، مکه شهر حکومتی شد و بعد از آن مرکز خلافت به کوفه بعد شام سپس به بغداد منتقل شد ولی تسلط بر مکه در حاکمیت خلفا نقش مهمی داشت و در هر جا که بودند اگر بر مکه تسلط داشتند در جهان اسلام مشروعیت مییافتند و اگر کسی تسلطی بر مکه نداشت هم با کمال میل کمکهای مالی به حاکمان و مردم مکه در سال میکرد و یا کاروانهای بزرگی با علامت شاهی به مکه میفرستادند. دولتها علاقهمند بودند پرده خانه کعبه را تهیه کنند و نامشان را روی پرده بنویسند و به آنجا بفرستند. البته دولتها در زمانهای مختلف خیلی تلاش میکردند برای تسلط و نفوذ در کعبه بمانند؛ حتی عباسیان با حکومت ممالیک اختلافاتی داشتند و عثمانیها برای جلوگیری از نفوذ صلیبیها و توطئههای احتمالی دولت، ممالیک را بعد از 4 قرن ساقط کردند تا بهتر بتوانند بر حجاز و یمن و بر حرمین شریفین، تسلط یابند. البته در همین دوره میان اسلامبول (استانبول) و قاهره رقابتهایی هم وجود داشت.
ایرانیان مانند همه مسلمانان به حج و مناسک و مظاهر آن احترام و اعتقاد خاصی دارند و آرزوی نهاییشان در دعاها توفیق زیارت خانه خداست و شاعران ایرانی درباره حج، شعرها سرودهاند و در سفرنامه ناصر خسرو که اولین سفرنامه فارسی است در هزار سال قبل آورده شده، شرح آن به یادگار مانده است.
و اما در مورد اقامت زائرین شیعه بهترین جا خانههای نخاوله یعنی شیعیان کارگر و باغدار کشاورزان شیعه بودند که با اعراب اغلب زاویه داشتند و به اطراف شهر رانده شده بودند.
خط راهآهن مدینه به شام و حجاز که در 1327 افتتاح گردید تا حدی رفت و آمد طبقات مختلف را آسان میکرد.
ضمنا بردهداری هر چند در سال 1280 قمری غیرقانونی اعلام شد ولی در حجاز تجارت برده ادامه داشت و کنیزهای گوناگونی نیز معامله میشدند.
موضوع دیگر اینکه ندانستن زبان موجب بروز مشکلات زیادی میشد؛ به همین جهت وقتی از طرف امیرالحاج اخطاری اعلام میکردند در صورت توجه نکردن به هشدار، هدف شلیک قرار میگرفتند. در بصره غالبا حمالها بارشان را به سرقت میبردند و ندانستن زبان هم مزید بر علت بود. اگر زواری میمرد بار وسایل او در شهر بندر عثمانی ضبط میشد تا به وارثین تحویل میگردید و یا هر شکایتی داشتند در کنسولخانه مطرح و رسیدگی میشد.
اولین متون به نام کتاب «الطّرق» توسط محمد بن حیان حدود 1140 سال قبل نوشته شده که پرداختن به آن با نامهای جغرافیایی شهرها و مسیرهای مختلف از مجال این مقال خارج است. حج در زمان قدیم، خاصه از قبل عباسیان و بعد از آن به علت حکومتهای مختلف و تضادهای آنان و ناامن شدن راههای کاروانهای هزار نفری با وجود آن همه تدارکات و حفاظتها ولی نبودن امکانات تغذیه و بهداشتی، زنده برگشتن به سلامت کمتر از معجره نبود و مثل عمری دوباره بود. اختلاف عباسیان و فاطمیان راهها را ناامن میکرد و رقابت برای تسلط و تصرف کعبه و مسلمین که زیارت آن برای همه فرقههای اسلامی واجب محسوب میشد باید دو ماه جلوتر خود را به کوفه و شامات میرساندند. به راستی بخشی از دانش جغرافیا مدیون سفرنامهنویسانی است که این مسیر را پیموده و شرح حالی از اوضاع آن روزگار گزارش کردهاند و اصلاح راهها و احداث کاروانسراها همه از برکت این حرکت است برای زیارت و دیدار خانه خدا که رفتهرفته طی سالیان دراز، راه تجاری نظامی و مرکز علم برای عالمان جهان اسلام شد.
مشکلات و خطرات احتمالی در کمین حجاج
و اما در زمانهای مختلف مشکلات سیاسی و امنیتی ایستگاهها و منزلها و شهرهای در مسیر، راه را برای تمام کاروانیان که نگران جان و مال اهل بیت خود بودند، دشوار میکرد و لذا محافظین امیرالحاج با حکم حکومت و قدرت و نیروی سوارکاران مسلح، مانع غارت و قتل عام میشدند! لذا به همین جهت ترجیح میدادند با کاروان تضمین شده و با حمایت حکومت سفر کنند. هر چند هزینه بیشتری داشت خاصه آن که بیشترشان از سالخوردگان بودند و دشواریهای بیشتری داشتند. از جمله راههای معمول حج برای ایرانیان در پانصد سال اخیر دوره عثمانی، صفویه و قاجار راه استامبول و از آنجا به شام که راه اشرافی با امکانات مطمئنتر بود و راه حاشیه فرات به سمت شام و از آنجا به مدینه و مکه بود.
راه جبل از نجف و یا بصره از صحرای سنجد به مکه که ارزانترین بود و پر از خطر با دلالهای طماع.
همچنین راه دریایی از بصره یا بوشهر یا بندرعباس به سمت یمن که از آنجا به جده و مکه میرسید.
هر یک از راههای مذکور مشکلات خود را داشت. تصادف با کوههای زیر آب دریای احمر، کشتی را غرق میکرد بعضی راهها گلی بود و بار مردم در گل میماند و راه رفتن روی گل هم بسیار دشوار بود و باعث غرق کشتی میگشت. گاهی طوفان شن به پا میشد و آن شب شام و نان تازه پخته نمیشد. حجاج دو قرص نان میخوردند که با شن چاشنی شده بود. گاهی حجاج در طوفان شن زیر شن و ماسه دفن میشدند و غذاهاشان پر از شن میشد و از دست مورچهها و ملخها و نیش مار و عقرب در امان نبودند. گاه راه را گم میکردند و بلد راه و راهنمایان پول میگرفتند که راه را پیدا کنند. البته معمولا نوعی کلاشی بود!
وزش باد سیاه سوزان معروف به (سموم بادیه) حجاج را به فلاکت و بعضی را به هلاکت میرساند. راه جبل در ارتفاع سرد و در درهها گرم بود و گاهی با سقوط از بالای شتر، گردن و دستشان میشکست و گاه در جا میمردند ولی آنها که پولی داشتند با تخت روان مسافرت میکردند؛ دعا و کتاب زیارتنامه هم میخواندند.
گفتنی است که راه دریا که از استامبول کاروان حرکت میکرد، نظر به انبوه مسافر امراض و دریاگرفتگی، استفراغ و کمخوابی به علت تلاطم امواج و نگرانی، سرقت مال و گرمای هوا تماس با چند صد مسافر مختلف خود مورد مشکلآفرین دیگری بود.
راههای خشکی هم که با اسب و قاطر و شتر بود هیجانهای دیگری داشت و هر قافله در مسیرهای متفاوت میرفتند، لیکن مسیری از سال 1335 از قزوین ـ ابهر ـ همدان ـ کرمانشاه بعقوبه بغداد، کربلا، نجف، کاظمین، رمادی، دمشق، بیروت. غرب سوئز بندر ینبوع، جده، مکه، طور سینا، فلسطین، حیفا، دمشق، کاظمین، بغداد، کربلا، کرمانشاه، همدان، ابهر، قزوین گشوده شد.
هر چند راه مشترک دریا و خشکی با هم بود ولی سلامت آن برتر از سایر خط مسیرها بود. البته در 50 سفرنامه هر یک تعریفهایی از چگونگی رضایت و کیفیت سفر خود مطالب جانبی دیگری هم آوردهاند.
زیارت بقیع؛ گورستانی به طول تاریخ اسلام با حدود 14 قرن قدمت
بقیع، قدیمیترین قبرستانی است که در آن تعدادی از صحابه و ائمه شیعه در آن مدفونند.
امام حسن بن علی(ع) ـ امام علی بن حسین(ع) (زینالعابدین) امام محمد باقر(ع) ـ امام جعفر صادق(ع)ـ عباس بن عبدالمطلب ـ فاطمه بنت اسد ـ زینب امکلثوم ـ رقیه و ابراهیم از فرزندان پیغمبر امسلمه ـ فاریه قبطیه عایشه بنت ابوبکر ـ حفصه بنت عمر ـ آم حبیبه ـ صفیه ـ سوده و ریحانه از همسران پیغمبر ـ عاتقه و صفیه از عمههای پیغمبر ـ امالبنین عقیل بن ابیطالب ـ عبداله بن جعفر و 26 تن از چهرههای سرشناس صدر اسلام ـ و تعدادی از شهدای حرّه. ضمنا در موصل امام علی (ع) در شام مقام رأسالحسین ـ و رئوس شهدای کربلا؛ متاسفانه اجازه ورود به ایرانیها را در بقیع نمیدادند و در شبانهروز ساعت خاصی را برای زیارت تعیین میکردند. ماموران بقیع از حجاج ایرانی برای زیارت پول میگرفتند. هر کس به بقیع وارد میشد هزار دینار از او میگرفتند و گاهی موجب درگیری میشد به خاطر ندادن وجه ورودی. ایرانیها برای یک بار فقط در یک مسیر، آن هم در تاریکی شب و نبود نور کافی زیارت میکردند.
تمام بقعههای بقیع، خاصه در آخرین روزهای ضعف و انقراض عثمانی به دست وهابیان تخریب شد. اولین تخریب بقیع در سال 1221 بود و دوباره کلیه آنچه که در زمان امینالدوله برای حفاظت از قبور امامان، ضریح از فولاد نصب کرده بود تخریب شد. عثمانیها اهمیت زیادی برای قبور ائمه قائل بودند حتی در مسجدالنبی نام دوازده امام را هم دیده بودند؛ ولی در عصر عبدالعزیز حاکم مدینه تخریب گردید ایرانیان و مسلمانان منطقه قفقاز آذربایجان، ازبکستان، ترکستان، قزاقستان، ترکیه، چین و مغرب در این خصوص تلگرافهایی ارسال کردند ولی عبدالعزیز این شایعه را تکذیب کرد. در سال 1344 قمری در همین مورد کنگرهای میان مسلمانان برگزار شد که چندان تاثیری نداشت.
ادامه دارد…









