از بلندگوی مسجد تا هندزفری؛ عرفه در دو جهان موازی
- شناسه خبر: 83589
- تاریخ و زمان ارسال: 5 خرداد 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

آرزو سلخوری
هنوز چند دقیقه به شروع مراسم مانده اما حیاط مسجد آرامآرام پر میشود، زنها کتاب دعا به دست گوشهای نشستهاند، مردها ردیفهای جلو را پر کردهاند و صدای همهمه کوتاهی میان جمع میپیچد. کودکی از میان صفها رد میشود، پیرمردی چند جلد مفاتیح اضافه را پخش میکند و از گوشه حیاط بوی چای و گلاب میآید. بعضیها آرام با هم احوالپرسی میکنند، بعضی در سکوت نشستهاند و زیر لب ذکر میگویند. هنوز دعای عرفه شروع نشده، اما انگار مراسم از همان لحظهای آغاز شده که آدمها قدم به مسجد گذاشتهاند.
برای خیلیها عرفه فقط خواندن چند صفحه دعا نیست. بخشی از آن، همین کنار هم بودن است؛ نشستن میان جمعی که شاید بسیاری از آنها را نشناسند اما برای چند ساعت، یک حس مشترک آنها را کنار هم نشانده است.
در زمانهای که آدمها بیشتر از هر وقت دیگری درگیر سرعت، تنهایی و صفحههای روشن تلفن همراه شدهاند، شاید همین کنار هم نشستن خودش تبدیل به تجربهای کمیاب شده باشد.
اما چند خیابان آنطرفتر، عرفه شکل دیگری هم دارد.
دختری ۲۴ ساله روی تخت اتاقش نشسته، نور گوشی روی صورتش افتاده و متن دعا را از یک اپلیکیشن دنبال میکند. گاهی فایل صوتی را متوقف میکند و ترجمه را میخواند.
«إِلٰهِى إِلَىٰ مَنْ تَکِلُنِى؟ إِلَىٰ قَرِیبٍ فَیَقْطَعُنِى؟ أَمْ إِلىٰ بَعِیدٍ فَیَتَجَهَّمُنِى؟»
«خدای من، مرا به که وا میگذاری؟ به خویشاوندی که از من میبُرد؟ یا به بیگانهای که با من با ترشرویی برخورد میکند؟»
در حالی که اشکهایش را پاک میکند، میگوید: «قبلاً فقط دعا را میخواندم و رد میشدم. الان ترجمه را هم میبینم. بعضی جملهها را نگه میدارم و بیشتر به آن فکر میکنم، مثل همین بخش که یادم میاندازد که خدا همیشه با من است حتی اگر همه ترکم کنند…»
او مسجد را کنار نگذاشته؛ فقط راه دیگری هم برای تجربه این روزهایش پیدا کرده است، روزهایی که دوست دارد تنهایی وقت بگذراند.
شاید تغییر اصلی همینجا باشد؛ مناسبتها هماناند، دعا همان است، آدمها هم شاید همان آدمها باشند؛ اما جغرافیای نیایش آرامآرام تغییر کرده است. بخشی از نسل جدید، دعا را از فضای رسمی و جمعی بیرون آورده و به اتاقهای شخصی، هندزفریها و صفحههای کوچک موبایل برده است.
شاید سوال اصلی این نباشد که نیایش از مسجد به موبایل رفته یا نه. شاید ماجرا بیشتر شبیه تغییر شکل زندگی باشد؛ طبیعی است که تجربههای مذهبی هم از این تغییر بینصیب نمانند.
امروز اپلیکیشنهای ادعیه، پخش زنده مراسمها، فایلهای صوتی، ترجمهها و حتی روایتهای کوتاه مذهبی بخشی از زندگی روزمره برخی افراد شدهاند.
برای بعضیها، این ابزارها فقط امکانات تازهاند؛ راهی برای اینکه حتی وقتی نمیتوانند در مسجد حاضر شوند، از حالوهوای آن روز فاصله نگیرند.
زهرا، مادر دو فرزند، میگوید: «وقتی بچه کوچک داری همیشه نمیشود در مراسم شرکت کنی، بعضی وقتها وسط آشپزی یا وقتی بچه خوابیده، دعا را از گوشی پخش میکنم. شاید مثل مسجد نباشد، اما حس نمیکنم کاملاً از آن فضا دور شدهام.»
او میگوید هنوز اگر فرصت داشته باشد ترجیح میدهد به مسجد برود؛ چون بهگفته خودش «حال و هوای جمع چیز دیگری است.»
شاید همین جمله، تفاوت اصلی را توضیح دهد؛ اینکه فناوری میتواند راههای تازهای ایجاد کند، اما بعضی تجربهها همچنان در جمع معنا پیدا میکنند.
محمد ۵۸ ساله، سالهاست عرفه را در مسجد میگذراند. میگوید: «خانه هم میشود دعا خواند، گوشی هم هست، اما مسجد فرق میکند. وقتی این همه آدم کنار هم نشستهاند، وقتی صدای دعا از همه طرف میآید، آدم حس میکند تنها نیست.»
او مکث کوتاهی میکند و ادامه میدهد: «بعضی چیزها فقط متن نیست؛ حال و هوا هم هست.»
شاید مسجد هنوز فقط یک مکان نباشد. جایی است که آدمها تنها برای خواندن دعا و نماز به آن نمیروند؛ همدیگر را میبینند، احوال میپرسند، کنار هم مینشینند و بخشی از یک جمع میشوند. در روزگاری که روابط اجتماعی هم مثل خیلی چیزهای دیگر به صفحههای کوچک موبایل منتقل شده، مسجد هنوز یکی از معدود جاهایی است که آدمها روبهروی هم مینشینند، نه پشت صفحهها.
اما از سوی دیگر، جهان دیجیتال هم لزوماً رقیب این تجربه نیست. شاید بتوان آن را پلی دانست برای کسانی که به هر دلیل نمیتوانند در جمع حضور پیدا کنند؛ مادری که فرصت بیرون رفتن ندارد، دانشجویی که از خانواده دور است، بیماری که امکان حضور در مراسم را ندارد یا حتی جوانی که میخواهد دعا را با ترجمه و توضیح بیشتری بفهمد.
سالهاست تغییر شکلی در تجربههای دینی رخ داده است و معنویت و نیایش آرامآرام شخصیتر شدهاند. اما شخصیتر شدن همیشه به معنای کمرنگتر شدن نیست. شاید فقط شکل ارتباط تغییر کرده است.
نسلی وجود دارد که نمیخواهد از معنویت فاصله بگیرد؛ فقط دوست دارد آن را به زبان خودش تجربه کند. نسلی که ممکن است یک روز در مسجد کنار جمع بنشیند و روز دیگر با هندزفری در گوش، بخشی از دعا را دوباره گوش کند.
شاید عرفه هنوز همان روز همیشگی باشد؛ همان روزی که آدمها برای خلوت با خدا لحظهای از شلوغی زندگی فاصله میگیرند. فقط مسیر رسیدن به آن کمی تغییر کرده؛ مسیری که هنوز از مسجد میگذرد، اما گاهی از صفحههای روشن موبایل هم عبور میکند.
و شاید قرار نیست یکی جای دیگری را بگیرد. شاید در جهان امروز، مسجد همچنان قلب تپنده تجربه جمعی باقی بماند و جهان دیجیتال فقط پنجرههای تازهای برای رسیدن به همان حس قدیمی باز کند؛ حس نیاز انسان به مکث، نیایش و باهم بودن.
اما با همه این تغییرها، هنوز وقتی صدای دعای عرفه از بلندگوی مسجد در کوچه میپیچد، عدهای قدمهایشان را تندتر میکنند تا خودشان را به مراسم برسانند. شاید چون بعضی تجربهها، با وجود تمام پیشرفتهای تکنولوژی، هنوز در کنار دیگران معنای دیگری پیدا میکند.
شاید آینده نیایش نه فقط در مسجد باشد و نه فقط در موبایل؛ بلکه جایی میان این دو؛ جایی که جهان دیجیتال راههای تازهای باز میکند و مسجد هنوز قلب تپنده تجربه جمعی باقی میماند.






