آیتا… شالی؛ تجلی نورِ موروثی در سپهر اجتهاد و تقوا
- شناسه خبر: 88579
- تاریخ و زمان ارسال: 20 مرداد 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

محمدرضا رجاییپور
در سال ۱۲۹۶ هجری شمسی زمانی که خورشید فضیلت بر آسمان خانوادهای مذهبی و اصیل طلوع کرد؛ نوزادی چشم به جهان گشود که تقدیر او را برای سیر و سلوک در عرصههای والای انسانی برگزیده بود. «سیدحسن موسویپور» ملقب به شالی فرزند سیدمحمد از تبار نوری برخاست که پیوندشان با سلسله مقدسه بابالحوائج امام موسی کاظم(ع) با سی و هفت واسطه نورانی استوار گشته بود. از همان نخستین دم؛ رویای صادقه مادر بشارت دهنده آمدن هدیهای آسمانی و آیندهای درخشان بود. رویایی که حقیقت زندگی ایشان را پیشاپیش ترسیم کرده بود. او که از جوانی جان خویش را وقف تلمذ در محضر مجتهدین و عالمان تراز اول نموده بود طی ۲۲ سال در میهمان سراهای علمی نجف اشرف؛ با تکیه بر مجاهدت نفس و تزکیه جان به مقام اجتهاد نائل آمد. مقامی که چنان باشکوه بود که آیتا… بهجت(ره) با نگاهی عارفانه ایشان را مظهر سیمای انسانهای بهشتی خوانده بود. زندگی آیتا… شالی تلاقی علمِ برتر و تقوای زبانزد بود. مقامی که وثوق عالمان جهان اسلام را به خود جلب کرده بود. کرامات ایشان؛ مرزی میان عالم ماده و معنا نمیشناخت. آن گاه که با توسل به حقانیت جَدّ عظمای خود به شفای کودک مبتلا به صرع پرداخت، گویی پیوند میان دعا و اجابت در محضر ایشان جلوهای از حضور غیبی بود. او که مدار ارتباطش با مسجد جمکران؛ زنجیرهای از عشق بود با ذکر این بیت تعلق خویش را به فرمان ولیعصر(عج) نشان داد: «رشتهای بر گردنم افکنده دوست؛ میکشد هر جا که خاطرخواه اوست.» او تنها یک مجتهد نبود. بلکه یک پیشرانِ اجتماعی و انقلابی بود. از امامت جمعه و نمایندگی ولی فقیه در تاکستان تا تاسیس مدارس و پشتیبانی از جبهه حق، او همواره در خط مقدم بود. حتی با پرداخت بهای سنگین از طریق شهادت نزدیکانش در دفاع مقدس. اگر چه در سال ۱۳۸۲ سکته، کالبد جسمانی را از خدمت بازداشت اما روح بلند او در میان صندوقهای قرضالحسنه، مدارس و در دل یتیمان و مستمندان همچنان زنده و جاری ست. او که در مسجد جامع شال به خاک سپرده شد اکنون در میان خاک و نور راهنمای سالکان طریق حق است.
این متن را با تمام صداقت و اخلاصی که به آیتا… شالی دارم به نوه ایشان سیدجمال موسوی شالی تقدیم میکنم.






