آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
- شناسه خبر: 60084
- تاریخ و زمان ارسال: 12 خرداد 1404 ساعت 07:32
- بازدید :

نفیسه کلهر
در روزگار شتابزدهی توسعهی شهری، جایی میان زرق و برق معماری مدرن و فراموشی حکمت دیرین ساختوساز، هنوز کسانی هستند که به خاک میاندیشند؛ به باد، به باران، به خورشید، و به انسان. «مهندس سیدمهدی خطیبی» معمار و فعال اجتماعی اهل قزوین، یکی از همین افراد است. او که در اواخر دههی چهل خورشیدی در دانشگاه ملی تهران معماری خوانده، بیش از پنج دهه است که در زادگاهش کوشیده تا شهر قزوین را با اقلیمش آشتی دهد.
او از جمله کسانی است که معماری را نه صرفاً ساختن، بلکه نوعی مسئولیت اجتماعی میداند.
این دغدغه را میشود در آثار او دید؛ چه در بناهایی که طراحی کرده و چه در شیوه نگاهش به معماری و شهر.
متن زیر گفتوگو با این معمار پیشکسوت است.
– آقای مهندس، شما به عنوان یکی از قدیمیترین معماران تحصیلکرده قزوین که ساختمانهای بسیاری نیز در این شهر ساختهاید، معماری را چطور تعریف میکنید؟
به نظر من معماری پاسخ معمار به نیاز انسانها در زمان و مکان مشخص است.
ـ کدام نیازهای انسان در این تعریف اهمیت دارد؟
نیاز انسانها به عوامل اقتصادی و اجتماعی و زیستی برمیگردد.
زمان میتواند تمام طول تاریخ از ابتدای یکجانشینی انسان تا حال حاضر باشد. مکان هم میتواند هر جای کره خاکی با شرایط اقلیمی و توپوگرافی مختلف باشد. به نظر من اگر معمار بعد از آشنایی به نیاز محیط اطراف خودش شرایط زمانی و مکانی محل را تشخیص بدهد و آنها را باهم منطبق کند به جواب مناسب رسیده است .
ـ آیا در معماری گذشته ما این نیازها دیده میشد؟
معماری گذشته ما یا هر جای دیگر یک شبه بوجود نیامده، بلکه در طول تاریخ با آزمون و خطاهای بسیار و تحمل سختیها و خسارات زیاد به کارایی مناسب خود رسید که ما در هر شرایط اقلیمی در طول زمانهای زیادی در شهرهای مختلفی مانند یزد و کاشان (گرم و خشک) قزوین و تبریز (سرد و نیمه معتدل) رشت و آمل (مرطوب و بارانی) بوشهر و بندرعباس (گرم و مرطوب) به معماری خاص خود منطقه برسیم و آن را بسازیم و سالیان سال جواب هم بگیریم.
ـ ممکن است در این مورد یک مثال بزنید.
ببینید مثلا در ۵۰۰ سال پیش وقتی مقرر شد پایتخت از تبریز به قزوین منتقل شود، قزوین ما با جمعیت ۳۰ هزار نفر، آنقدر توانمند شده بود که در آن شرایط و با آن امکانات توانست پاسخگوی حدود ۳۰۰ هزار نفر جمعیت و پذیرای تمام سفرا و حکما و علما و لشکریان شود.
زمانی که نه برقی بوده و نه آب فراوانی بوده و نه شرایط اقلیمی آن زمان با حال حاضر زیاد تفاوتی میکرده، تنها تفاوت، داشتنِ شناخت کافی از شرایط و مطابقت دادن آن با نیازهای خود و پیدا کردن راه حلهای مناسب برای آن توسط خبرگان هر کار از جمله معماران به مفهوم کلی بوده است.
ـ اگر ممکن است در مورد موضوعات مهم اقلیمی قزوین که پیشینیان با شناخت آن نیازهای مردم را تامین میکردند، بفرمایید.
به طور کلی چهار عامل آب و باد و خاک و خورشید در معماری اهمیت دارد که در قزوین این عوامل را میشود اینطور بررسی کرد؛ در مورد باران و آب در قزوین، از آنجا که منطقه فوقالعاده کم آب و کم باران است و فقط در فصول خاص باران میبارد باید قدر همین بارش کم را بدانیم و در جمعآوری و نگهداری آن بکوشیم. برای این موضوع پیشینیان به دو راهحل رسیده بودند: یکی احداث باغستان سنتی و غرقاب کردن آنها برای تامین آب قناتها و دیگری احداث آب انبارها.
با توسعه شهر اقدام به توسعه باغستانها و احداث آبانبار میکردند و به همین سادگی نیازهای اولیه خود را تامین مینمودند.
مورد بعدی باد است که با شناخت خوب جهت و شدت و کیفیت آن حداکثر استفاده را در کنترل و بهرهبرداری از آن در ساختمانها و کشاورزی و کار و ایجاد شرایط مناسب زیستی انجام میدادند .
در رابطه با خورشید نیز حداکثر استفاده را از گرما و تابش و نور آن در نوردهی فضاهای سرپوشیده و مسکونی و خشک کردن لباس و سبزی و محصولات کشاورزی و روشن کردن آتش و ضدعفونی کردن لوازم و… را میکردند.
و همچنین خاک، که یکی از مهمترین مصالح مورد نیاز آنها در خانهسازی و کشاورزی بود و با دخل و تصرف در آن شاهکارهای هنری زیستی موجود را به وجود میآوردند.
* تجددگرایی و گسست از معماری بومی قزوین
ـ به نظر شما چه چیزی باعث بیتوجهی به این عوامل طبیعی شد؟
با شروع تجددگرایی در اواخر دوران قاجار و پیشرفتهای سریع تکنولوژی در غرب و به دنبال آن شیوع تفکر غربگرایی و مدرنیته و رسوخ آن بین روشنفکران و مردم جامعه سنتی ما که رشد طبیعی را طی میکرد، جامعه دچار تلاطم و التهاب و گسست گردید و سیمای معماری، شهرسازی و خانواده و جامعه ما را دچار تغییر و تحول نمود که از انقلاب مشروطه تا کنون به شکلهای مختلف در تمام شئونات ما ساری و جاری است. شهرها، خانهها، لباسها، آموزش، دیریت شهری و … کلا دستخوش تغییر گردید.
ـ پس شما معتقدید که این تغییرات متجددانه مناسب شهر ما نبودند؟
نمیتوان گفت تمام این تغییرات خوب نبوده، بلکه مشکل اینجا بود که این تغییرات از رشد طبیعی و بومی خود نشأت نگرفته بود و اصالت خود را نداشت. مثلا در شهر کمآبی مثل قزوین بعد از آمدن موتورهای آب که بعد از استخراج چاههای نفت جنوب متداول شد، کمکم چاههای دستی جایش را به چاههای عمیق و نیمهعمیق داد و آب لولهکشی رواج یافت و آب انبارها و قناتها و حمامهای خزینهدار رو به فراموشی گذاشت و با زدن هر چه بیشتر چاههای عمیق سفرههای زیرزمینی آب پایینتر رفت و به دلیل راحتی استفاده از آب، مصرف آن بالا رفت (البته از نظر بهداشتی بد نبود) با گسترش شهر رو به شمال و نابودی بیش از یک سوم باغستان سنتی که یکی از راههای تزریق سیلابها به لایههای زیرین زمین بود. آبهای زیرزمینی روز بروز پایینتر رفتند تا کمکم شاهد فرونشست زمینها باشیم.
ـ چه اتفاقات دیگری به بیتوجهی به اقلیم در معماری دامن زد؟
همزمان با این اتفاقات، آمدن سریع آهنآلات و سوختهای جدید (نفت و به دنبال آن گاز) به چرخه زندگی مردم و ساخت و ساز و کنار رفتن زغال و کرسی و هیزم و منقل و … از زندگی آنها و شیوع شدید بخاری و اجاقهای جدید و گرمایشهایی مانند: بخاریهای گازی و شوفاژ و فنکوئل تحولات زیادی در سیستمهای ساختمانسازی و معماری ما گذاشت و یکی دیگر از دلایل نابودی و کم اهمیت دادن مردم و مسئولین وقت به باغستان سنتی ما شد.
ـ نقطه آغاز جدی این تغییرات کِی بود؟
همه این اتفاقات از قبل به آرامی شروع شده بود اما از سال ۱۳۳۵ شدت گرفت و بعد از آن در دهه ۴۰ قانونمند شد که با الگوبرداری از برنامهریزان غربی شروع برنامههای عمرانی و طرحهای جامع و تفصیلی برای شهرها شدت گرفت و کلا حرکت جمعیت از روستاها به شهرها و توسعه ناموزون شهرها و به دنبال آن موضوع مصرفگرایی شروع شد. البته این موضوع در ایران با الگوبرداری از غرب به مرور تبدیل به فرهنگ شد و فرهنگ غنی گذشته کمکم به فراموشی سپرده شده.
یکی از مهمترین این تغییرات در مورد آب اتفاق افتاد. و شدت آن به حدی بود که همه فراموش کردند در چه محیطی زندگی میکنند و نتیجه آن شد که میبینیم.
* پیشگام در معماری پایدار و محیط زیست قزوین
ـ با توجه به این گفتوگو و تحصیل شما در رشته معماری و همینطور مطالعه در زمینه محیط زیست و اهمیت انطباق معماری، اقلیم و زندگی انسانها، شما چه اقداماتی برای این موضوع انجام دادهاید؟
من سعی کردم با دوستانی که دغدغه این موضوعات را داشتند همراه شوم و با آنها اقدام به تشکیل تشکلهای مختلفی کنیم تا بتوانیم این روند را تغییر دهیم. اولین تشکلی که خوب پا گرفت «جامعه مهندسین» در اواسط دهه ۶۰ بود و تشکل دیگر به نام «خانه قزوین» نام داشت که در دهه ۷۰ ایجاد شد و که مهمترین دغدغه این گروه مسائل و مشکلات پیشروی شهر قزوین بود؛ مانند: آب، فضای سبز، محیطزیست، باغستان سنتی، آلودگی هوا، ترافیک، مدیریت شهری و ….که بیشتر این جلسات و نشستها به حرفهای خوب و نظری منتهی میشد تا اینکه در اواخر دهه ۸۰ با سفری که به اروپا داشتم و دیدن تفکر جایگزینی دوچرخه در حملونقل شهری به فکر عملیاتی نمودن نظریات خودم در رابطه با حل مشکل ترافیک و آلودگی هوا و صرفهجویی در مصرف سوخت افتادم. به دلیل وجود پیشینه فرهنگی دوچرخهسواری در گذشته قزوین با همکاری عدهای از دوستان همراه انجمن «دوستداران دوچرخه» را تشکیل دادم و بعد از آن برای موضوعات سلامت و آلودگی محیطزیست تشکل «خانه مشارکت مردم در سلامت» را ایجاد کردیم. به دلیل حمایت از مسائل شهری و کمک به مسئولین به خصوص مدیریت شهری تشکیلات «قزوین + ۲۰» را در شهرداری قزوین با کمک دوستان (بعد از نشستهای مختلف با مرحوم کازرونی و الگوبرداری از اصفهان + ۲۴ ) تشکیل دادیم.
به جز انجمن دوستداران دوچرخه که منجر به ترویج موضوع «سهشنبههای بدون خودرو» گردید و هنوز هم ادامه دارد برنامههای دیگر زیاد عملیاتی نشد.
ـ در پروژههای شخصی معماری خودتان چه مسائلی را در رابطه با محیط زیست مورد توجه قرار دادید؟
یکی از موضوعات مهمی که فکر من را مشغول کرده بود همین عدم توجه ما به ناترازی بین عرضه و تقاضا در رابطه با آب، برق و گاز در ساختمانها و خانهها بود که با وجود این همه سابقه زیستی درخشان گذشتگانمان اما امروز اصلا لحاظ نمیشد.
من با استفاده از تمام تجربیات گذشته و دادههای موجود برای عملیاتی نمودن استفاده از مواهب و انرژیهای موجود محیط اطراف خودمان مانند: باران، آفتاب، باد و… دست به کار شدم.
به دلیل داشتن هزینه اولیه و سود درازمدت آن، مسئولین و کارفرماها از اجرای پیشنهاد جمعآوری آب باران و تولید برق و آب گرم از خورشید در خانهها امتناع میکردند.
البته ارزان بودن قیمت آب و برق به دلیل سوبسید آن از طرف دولت و عدم حمایت دولت از کسانی که این کار را میکردند نیز از مهمترین دلایل بود.
بعد از رفت و آمدهای زیاد در ادارات و عدم حمایت آنها در اوایل دهه ۹۰ در اولین پروژه شخصی خودم در خیابان نبوّت قزوین اولین آب انبار جدید را برای جمعآوری آب باران ساختم که به دلیل تلاش زیادم در این کار، آن ساختمان در اولین جشنواره ساختمانهای برتر رتبه نخست را گرفت.
ـ تجربه شما از این پروژه چه بود؟ آیا کاراییای که مدنظر شما بود را داشت؟
برای من جالب اینجا بود که آب حاصل از بارندگی که برای اولین بار در این آب انبار برای آبیاری فضای سبز و شستوشوی زمین و ماشین و … جمعآوری کرده بودم آنقدر زیاد بود که ماند و متاسفانه حالت گندیدگی پیدا کرد و مجبور شدم آن را تخلیه کنم و دور بریزم.
با تجربهای که کسب کرده بودم در ساختمان جدیدی که ساختم از این آب در فلاشتانکهای ساختمان (جایی که بیشترین آب تصفیه شده مصرف میشود) هم استفاده نمودم، با محاسباتی که انجام داده بودم، آب برای طول سال کم میآمد که در نتیجه اقدام به احداث حوضخانهای (استخر کوچک) در زیر زمین نمودم که مقداری آب در آن ریختم که هم برای بازی بچهها و هم برای استفاده آبدرمانی میکردم و در مواقع کمبود آب برای فلاشتانکها و … از آن استفاده میکردم (فرهنگ چند عملکردی فضا در معماری گذشته ما) .
در این ساختمان جدید به جز جمعآوری آب باران از انرژی خورشیدی برای روشنایی و گرم کردن آب برای استحمام استفاده کردم که با حمایت و سوبسیدی که اداره برق میداد تقریبا هزینه کل برق مصرفی مشاعات ما تامین میشد. ضمن تامین ۸۰ درصدی تامین آب گرم مصرفی و صرفهجویی زیاد در مصرف گاز خانگی.
همینطور باید استفاده از باد مه که از شمال قزوین میوزید و در کوران هوا برای خنک کردن خانه و صرفهجویی در استفاده از برق و آب به مصرف میرسید را نیز به موضوعات شرایط اقلیمی اضافه کنم.
موضوع مهم دیگری که مدتهاست در ساختمانها استفاده میکنم مصالح مناسب برای عایق بودن در برابر سرما و گرما و همینطور استفاده از شیشههای دوجداره است.
* قزوین؛ شهری با میراث درخشان در مدیریت آب
ـ شما ساکن قزوین هستید؛ شهری با سابقه تاریخی در مدیریت منابع آب. آیا از این تجربهها الهام گرفتهاید؟
صددرصد. قزوین یکی از نمونههای شاخص در معماری اقلیمی است. وجود بیش از ۴۵۰۰ چاه و قنات، و شبکه گستردهی آبانبارها، نشان میدهد که گذشتگان ما درک دقیقی از شرایط اقلیمی داشتهاند. این آبانبارها نهفقط منبع آب، بلکه بخشی از زندگی اجتماعی و فرهنگی مردم بودهاند. حتی خانهها بهگونهای طراحی میشدند که حیاط مرکزی و آبانبار خصوصی داشته باشند.
ـ آیا بازخوانی این تجربهها برای شهر امروز مفید است؟
بله، کاملاً. نباید تصور کنیم سنت، کهنه است و به درد امروز نمیخورد. آنها از تجربه و شناخت عمیق از اقلیم زاده شدهاند. میتوانیم با ترکیب آن دانش بومی با فناوری امروز، به الگوهای پایداری برسیم که هم زیبا، هم مقرونبهصرفه و هم پاسخگو به بحرانها باشند.
* طراحی، باید پاسخ بحران باشد نه عامل آن
ـ آقای مهندس، معماری پایدار در شرایط امروز ایران به چه معناست؟
معماری پایدار یعنی طراحی بناهایی که به جای مصرفکننده صرف بودن، به چرخهی طبیعت پاسخگو باشند.
در ایران، ما با بحران آب روبهرو هستیم. پس معماری نباید فقط در ظاهر «زیبا» یا «نوآور» باشد، بلکه باید به این بحران پاسخ بدهد. یعنی از همان ابتدای طراحی، باید به مصرف منابع، به صرفهجویی و به استفادهی دوباره از آب فکر شود.
ـ به نظر شما برای داشتن یک شهر پایدار، چه عوامل دیگری باید لحاظ شود؟
مطالبی که در بالا به آن اشاره کردم فقط مربوط به خانه بود که در کنار مقوله خانه مقولههایی مانند همخانه، همسایه و هممحله و همشهری مطرح میشود که همه ما با آن آشناییم ولی در زندگی و معماری مدرن ما بعضی از لغات از جمله: محله، مفهومش را از دست داده. و ما در شهرها و زندگی جدید آن خواص و مفهومی که در محلات قدیمی و سنتی خود داشتیم نداریم، در صورتی که در معماری و شهر سازی مدرن و توسعه یافته تازه به عملکرد و خاصیت معمای محلات ما رسیدهاند، مانند انجمن مالکین محله (HOA) در آمریکا و … همه برای نگهداری محله مانند آپارتمان شارژ میپردازند. اینها نشانههای پایداری یک شهر است.
ـ ما چه طور میتوانیم به توسعه پایدار برسیم؟
ما درصورتی میتوانیم به یک توسعه پایدار برسیم که شهر پایدار، با محله ای پایدار و معماریای پایدار داشته باشیم که از دل محلهای با مدیریتی پایدار بیرون آمده باشد و از آنجاست که شهر پایدار به وجود خواهد آمد.
ما که به معماری و شهرسازی گذشتهمان میبالیم، این که قرنها دوام آورده و به توسعه و زندگی درونی خودش ادامه داده و به پایداری نسلی رسیده است، بیایید ببینیم آیا امکان داشته که در یک محله، خانهای ساخته شود بدون توجه به همسایه و هم محلهایهای آن؟ چون اگر غیر این بوده سنگ رو سنگ قرار نمیگرفته و امکان نداشته آنها صدها سال به خوبی و خوشی کنار هم زندگی کنند. چیزی که در کشورهای پیشرفته به آن رسیدهاند، یعنی وقتی شما میخواهید تغییراتی در خانه خود بدهید و یا مجوز ساختی از شهرداری محل بگیرید اولین کاری که میکنند از همسایهها و شورای محل نظرخواهی میکنند، بعد اقدام به دادن جواز میکنند. چیزی که در مدیریت مدرن شهری ما با آن بیگانه است و تنها کسی که باید راضی باشد شهرداری است ولا غیر.
در گذشته در جامعه ما هم مردم یک محله تمام مایحتاج و نیازهای روزانه و حتی هفتگی خود را از بازارچه محل تهیه میکردند و حلال مشکلات محله هم کدخدای محل بود و روابط و ارتباطات به گونهای بودند که باوجود همه کمبودها، سختیها و تنشها زندگیهای آسانتر و روانتری داشتند و امروز شاهدیم که این کار در شهرهای مدرن دنیا با سیستم شورایی اداره محله (HOA) انجام میشود.
* شهر آینده، شهری است که با طبیعت آشتی کرده باشد
ـ اگر بخواهید یک توصیه به معماران جوان یا مسئولان شهرسازی داشته باشید، آن چیست؟
معماری فقط ساختن نیست، بلکه ساختن با فهم شرایط است. معمار باید بداند که منابع محدود است، که اقلیم حرف میزند، که هر انتخاب در طراحی، آینده را شکل میدهد. مسئولان هم باید به معماری بهعنوان ابزاری برای حل بحرانها نگاه کنند، نه فقط ویترینی برای ساختوساز.
ـ با تشکر از زمانی که برای این مصاحبه اختصاص دادید، لطفا اگه سخن پایانی هست بفرمایید.
معماری، اگر درست فهمیده شود، میتواند از درون بحرانها راهحل بیرون بکشد. حتی بحران آب. کافی است دوباره به پیرامونمان نگاه کنیم؛ به خانههای قدیمی، به آبانبارها، به زندگیهایی که با طبیعت سازگار بودند. آنجا پاسخ هست.







