در استقبال از گفتوگوی مدنی
- شناسه خبر: 69340
- تاریخ و زمان ارسال: 27 مهر 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
سیدعبدالعظیم موسوی
روزنامه ولایت نه در این مورد، بلکه همواره بر این اعتقاد بوده است که پاسخ نقد، باب گفتوگو را باز میکند و گرهها اگر با دست گفتوگو باز شود؛ نیاز به دندان ناسزا و توهین و دعوای عوامانه نیست.
بنابراین در فضایی که معاون وزارت بهداشت به خبرنگاری میگوید: «تو کی هستی که من به تو جواب بدهم» که البته بعداً تحت فشار افکار عمومی عذرخواهی کرد؛ نوشتن پاسخ از طرف اتاق بازرگانی را به فال نیک میگیریم و با کمال میل و خرسندی، و نه تنها به خاطر وظیفه قانونی، آن را چاپ میکنیم.
اما اکنون که در ابتدای راه هستیم؛ باید یاد بگیریم که پاسخ در گفتوگوی مدنی در کمال احترام به سوالات و نقدی است که از نظر ما، ساختار یا مولد آن یا نتیجهاش اشتباه است.
انگیزهیابی یا صفتگذاری یا نسبت دادن علتهای حاشیهای به سوالی که پاسخ منطقی دارد؛ صد البته در قواره دعواهای عامیانه است و محکمه پسند نمیباشد.
در سرمقاله مورد اشاره بنده، سه سوال اساسی وجود داشت:
1ـ اتاق بازرگانی ملک شخصی نیست و رئیس آن نمیتواند برای همیشه و بنا به دلایل شخصی، از حضور خبرنگار یا رسانهای، ممانعت به عمل آورد.
2ـ سوال خبرنگار در این باره که رئیس اتاق آیا پرونده مالیاتی و قضایی دارد یا ندارد؛ مساله شخصی نیست. پاسخ آن، آری است یا نه. یا دست بالا اعلام اینکه به این سوال پاسخ نمیدهم. شکایت در این مورد محلی از اعراب ندارد. در عین حال هر شهروند میتواند از شهروند دیگر به مراجع قضایی شکایت ببرد و منتظر باشیم که مقام قضایی قطعا پاسخ قانونی و معقول به آن خواهد داد. با عنایت به اینکه صرف پرونده داشتن و شاکی داشتن نه برای شما کسر شأن است و نه برای خبرنگار.
اما تا پاسخ مرجع قضایی جلوگیری از ورود یک رسانه به یک مجموعه عمومی، فقط در توان اختیارات دادستان محترم است و بس.
3ـ در آن مقاله درخواست شد مدیر کل محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان متولی حکومتی رسانهها، در این امر ورود کند و مساله را با گفتوگو حل کند. و اگر به تنهایی کافی نباشد؛ استانداری محترم هم ورود کند و از جایگاه ارشاد و رسانه حمایت نماید.
£
ریاست محترم اتاق بازرگانی در این پاسخنامه، به کدامیک از 3 سوال فوق پاسخ داد؟!
آوردن تعبیرات صفتی مثل «ادبیات تحکمی و قیمگونه و …» چقدر میتواند قانعکننده بوده و در بازه یک پاسخ منطقی و مستدل قرار بگیرد؟
ریاست محترم در انتها نقد ما را، ناشی از ناکامی در دریافت امتیازات شخصی دانستند! که این اتهام خود تعجبآور است و آن را در شأن جایگاه اتاق و شخص آقای عبدیان نمیدانم.
سه سابقه تعاملی با اتاق بازرگانی در سه سال اخیر وجود داشته است که تقاضا میکنیم ایشان مدارک آن را به دیوار بزنند و در رسانههای دور و بر خودشان منتشر کنند. اگر چه ورود به این حاشیهها را صحیح نمیدانم، اما برای خودمان هم بفرستند تا آن را چاپ کنیم.
1ـ درخواست شفاهی قیمت چاپ و صحافی هفتهنامه اتاق بود که قیمت داده شد ولی منجر به پاسخ و اقدامی نشد. فقط مشاور محترم حضرتعالی به بنده گفتند چرا قیمت را پایین زدید؟! شخصا بررسی بفرمائید قیمت ما با آنچه که شما عملا پرداخت میکنید چقدر فاصله دارد. شما به هر دلیلی چاپ آن را به ما ندادید و همکار دیگری آن را چاپ میکند. مگر شما بعد از آن بدون چاپخانه ماندید یا ما بدون مشتری؟ این یک پروسه طبیعی تولید است.
2ـ رپرتاژ مصاحبه حضرتعالی در ابتدای انتخابتان در ویژهنامه ولایت بوده، که علیرغم قیمتگذاری، فرمودید که اتاق فعلا پول ندارد و ریالی پرداخت نکردید و ما حتی یک مکاتبه خشک و خالی هم نکردیم. و روابطمان را با اتاق همچنان محترمانه نگاه داشتیم.
3ـ به عنوان یک عضو اتاق بازرگانی قزوین و با تحصیلات دکترای بازرگانی در ابتدای انتخابتان یک پیشنهاد مشخص بازرگانی دادم که فرمودید تنها آورده غیر مالی آن، پیشنهاد را نمیتوانید تامین کنید؟ در اصلاحیه دوم، همان آورده را هم حذف کردم. شما دیگر پاسخی ندادید.
پیشنهاد من را به چهار کارشناس بازرگانی خودِ اتاق یا اتاق مرکز ارائه دهید تا آنها بگویند آن پیشنهاد چقدر به نفع اتاق قزوین بود. شما با نپذیرفتن آن چه دستاوردی داشتید. آن پیشنهاد متضمن چه نفع شخصی بوده است؟
در عین حال شما نخواستید و آن پیشنهاد عملی نشد. از آن تاریخ تاکنون کدام خبر قابل توجهی از اتاق بود؛ که ما چاپ نکردیم؟ کدام فرمایش خوب شما بود؛ که حتی تیتر اول نکردیم؟ کدام موضعگیری بازرگانی شما را با عکس خودتان حتی کنار لوگ چاپ نکردیم؟
حتی در جلسهای که ما را دعوت نکردید! اما خبرش را ارسال کردید؛ با تیتر مناسب گزارش آن را چاپ کردیم.
به غیر از این سه مورد که ذکرش رفت؛ اگر سندی یا حتی حرفی دارید که بنده یا شرکت فرهنگی ولایت، نه فقط از شما بلکه در این 40 سال از هر فرد یا سازمان و ادارهای درخواست امتیازی رانتی کرده است؛ منتشر کنید تا سیهروی شود هر که در او غش باشد.
مستقل بودن سخت است و البته شرط قادر بودن به نقد رئیس جمهور تا امام جمعه و استاندار و فرماندار و مدیر کل و هر صاحب قدرت و ثروت دیگر.
نقد رسانهای به نمایندگی از افکار عمومی است. آن را از موضع برتری تلقی کردن؛ شرط انصاف نیست.
برای شما و اتاق بازرگانی آرزوی موفقیت دارم.
£




