ادامه بررسی توقیع امام زمان(عج) به شیخ مفید
- شناسه خبر: 44022
- تاریخ و زمان ارسال: 10 مهر 1403 ساعت 07:30
- بازدید :
دکتر شهرامیار ـ استاد دانشگاه
بخش ششم
در بخش قبل اشاره شد که امام زمان روحی و ارواحنا فداه در بخشی از توقیع خود در سال ۴۱۲ ه ق به شیخ مفید فرمودند: «… وَلَوْ اَنَّ اشْیاعَنا وَفَّقَهُمُ اللّهُ لِطاعَتِهِ عَلَی اجْتِماع مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَما تَاَخَّرَ عَنْهُمُ الْیُمْنَ بِلِقائِنا، وَلَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَهُ بِمُشاهَدَتِنا عَلی حَقِّ الْمَعْرِفَهِ وَصِدْقِها مِنْهُمْ بِنا، فَما یَحْبِسُنا عَنْهُمْ اِلاّ ما یَتَّصِلُ بِنا مِمّا نَکْرَهُهُ وَلا نُؤْثِرُهُ مِنْهُمْ …» اگر شیعیان ما ـ که خداوند توفیق طاعتشان دهد ـ در وفای به عهدی که بر عُهدهشان است همدل میشدند، میمنت مشاهده ما (ظهور) از ایشان به تاخیر نمیافتاد و سعادت دیدار ما زودتر نصیب آنان میگشت. توضیح داده شد که حضرت در این توقیع به روشنی، کلید ظهور و رهایی از غیبت را در اجتماع قلوب (ایجاد همدلی) در وفاداری نسبت به عهد امامت بیان فرمودند. اینکه قلبا معتقد باشیم تنها امام است که به حکم خدا حق حاکمیت بر تمام عالم داشته و ولایت مطلقه بر انسانها دارد و نسخه سعادت دنیا و آخرت بشر در دست او بوده و اوست که توان اجرا و استقرار آن را دارد. پیامبر اکرم(ص) در غدیر به همین عهد اشاره فرمودند و از همه انسانها در غدیر چه افرادی که حضور داشتند و چه انسانهای که بعدا تا قیامت متولد خواهند شد نسبت به ولایت امیرالمومنین و ائمه بعد از ایشان بیعت گرفتند و همه متعهد شدند که در برابر حاکمیت الهی ایشان تسلیم باشند. اما این امر مهم زمین ماند؛ چون مردم زمان امیرالمومنین و ائمه بعدی و زمان حال حاضر نسبت به استقرار حاکمیت امام غفلت کردند و این امر زمینه غیبت طولانی امام زمان روحی و ارواحنا فداه را تا امروز فراهم نمود. امروز شاهد هستیم عموم شیعیان نسبت به اینکه امر حاکمیت الهی امام معطل مانده کمترین دغدغهای ندارند و اگر از روی ناچاری و مشکلات جامعه بشری به دعا و استغاثه برای ظهور میپردازند دغدغه آب و نان و رفع مشکلات نسبت به حقی که از امام تضییع شده در اولویت قرار دارد. لذا حضرت در این توقیع از شیعیان میخواهند که زاویه دید خود را برای ظهورخواهی تغییر دهند. اینکه تنها امام است که حق حاکمیت دارد؛ همان حقی که خدای متعال در غدیر تعیین فرموده و بر طبق آیه ۶۷ سوره مائده که در روز غدیر نازل شد، اکمال دین میباشد چراکه تنها امام از طرف خدا دارای چنین ظرفیت عظیمی است که میتواند دین خدا را در عالم حکمفرما کند. اجازه دهید در اینجا به شاهدی از تاریخ در اهمیت تغییر زاویه دید در ظهورخواهی اشاره کنیم. بعد از حکومت عثمان و ظلمهایی که بنیامیه روا داشتند، مسلمانان خسته شرایط حاکم، به سراغ امیرالمومنین آمدند و از امام خواستند تا امر خلافت را به عهده گیرند. عرضه داشتند در شرایط حاضر بهتر از تو سراغ نداریم. در اینجا چون رویکرد آنها انتخاب اصلح بود امام، پیشنهاد آنها را برای پذیرش خلافت نپذیرفتند. در واقع زاویه دید مردم این نبود که خلافت و وصایت رسول خدا، جایگاهی الهی است که در غدیر به شما و ائمه معصومین(ع) داده شده و احدی حق تکیه زدن به این جایگاه الهی را ندارد، ما اشتباه کردیم که حاکمیت افرادی دیگر را پذیرفتیم. لذا امیرالمومنین در ابتدا نپذیرفتند و وقتی به ناچار به اصرار مردم در راس حاکمیتی که از اول حقشان بود قرار گرفتند، در موقعیتهای مختلف تلاش نمودند تا دیدگاه مردم را اصلاح کنند. اسحاقبنموسی از پدرش حضرت امام کاظم(ع) و ایشان از حضرت امام صادق(ع) به واسطه پدران گرامشان(ع) نقل کرده است که «حضرت امیرالمومنین(ع) در کوفه مشغول ایراد خطبهای بودند. در آخر آن فرمودند، بدانید که من از مردم به خود مردم اولویت دارم (اشاره به کلام پیامبر(ص) در غدیر خم) و من از آن روز که پیامبر(ص) وفات یافت پیوسته مورد ظلم واقع شدهام……» اشعث بن قیس برخاسته و گفت: ای امیرالمومنین از وقتی به کوفه آمدهاید در تمام خطبهها این جمله که من از مردم به خود مردم اولویت دارم … را گوشزد میکنید!!! چرا آن زمان که أبوبکر و عمر حکومت را به دست گرفتند از حق خود دفاع نکردید؟ امیرالمومنین(ع) در جواب طعنه او فرمودند: «ای پسر شرابخوار، سخنی پرسیدی پس جواب آن را از خود من بشنو، به خدا سوگند که مرا چیزی مانع از جنگیدن با آنان نکرد غیر از وفا به عهد برادرم رسول خدا(ص)، چرا که آن حضرت مرا خبر داده بود که این امت به زودی نسبت به عهدت خیانت خواهند نمود و پیمان غدیر و وصیتم را دربارهات نقض مینمایند در حالی که تو نسبت به من همانند هارون نسبت به موسی هستی، پس من عرض کردم: ای رسول خدا در آن زمان وظیفه من چیست؟ فرمود: اگر وفاداری نسبت به خود یافتی به جنگ برخیز و گرنه خون خود را حفظ و صبر کن تا هنگامی که مظلومانه به من ملحق گردی…. پس از آن (ظلم) دست دختر پیامبر و دو فرزندم حسن و حسین را گرفته و به خانههای اهل بدر و سابقین در اسلام رفته و حق خود را به آنان تذکر داده و یکایک ایشان را به وفای بعهد غدیر دعوت نمودم ولی هیچ کسی جز چهار نفر، سلمان، عمار، ابوذر و مقداد دعوتم را اجابت نکردند… به خدا سوگند اگر در روزی که برای بیعت با أبوبکر فراخوانده شدم تنها چهل نفر یاریام مینمودند حتما به جنگ برخاسته و در راه خدا جهاد میکردم. (کتاب احتجاج طبرسی جلد ۱ صفحه ۱۹۰)» آنچه امیرالمومنین در این جریان قصد تبیین آن را داشتند همان چیزی است که امام زمان روحی و ارواحنا فداه به عنوان کلید ظهور در توقیع بیان میفرمایند. روایتی است از عبدا… ابن فضل هاشمی از امام صادق(ع) که در کتاب کمالالدین و تمام النعمه شیخ صدوق ارائه شده است.
در این روایت امام صادق(ع) میفرمایند: ان لصاحب هذا الامر غیبه لابد منها یرتاب فیها کل مبطل، فقلت: و لم جعلت فداک؟ قال: لامر لم یؤذن لنا فی کشفه لکم قلت. فما
وجه الحکمه فی غیبه؟ قال وجه الحکمه فی غیبه وجه الحکمه فی غیبات من تقدمه من حججا… تعالی ذکره ان وجه الحکمه فی ذلک لاینکشف الا بعد ظهوره کما لم ینکشف وجه الحکمه فیما آتاه الخضر (ع) من خرق السفینه و قتل الغلام و اقامه الجدار لموسی(ع) الی وقت افتراقهما یعنی همانا برای صاحبالامر غیبتی تخلفناپذیر است، به طوری که اهل باطل در آن تردید میکنند. عرض کردم: یابن رسولا…!
چرا غیبت میکند؟ فرمود: به علتی که به ما اجازه ندادهاند آشکار سازیم. عرض کردم: چه حکمتی در غیبت اوست؟ فرمودند: همان حکمتی که در غیبت حجتهای پیش از او بوده است، حکمت غیبت قائم بعد از آمدن خود او ظاهر میشود، چنانکه حکمت سوراخ کردن کشتی توسط خضر، و کشتن آن بچه، و تعمیر دیوار، برای حضرت موسی ظاهر نگشت، مگر موقعی که خواستند از هم جدا شوند. در ارتباط با این روایت ممکن است این سوال مطرح شود که وقتی امام صادق(ع) علت غیبت حضرت را حکمتی که بعد از ظهور آشکار خواهد شد میفرمایند چرا امام زمان روحی و ارواحنا فداه، «راهکار برون رفت از غیبت» یا علت غیبت را بی وفائی شیعیان بعهد امامت بیان فرمودند؟ در پاسخ لازم است اشاره کنیم، مطالبی که در این روایت امام صادق(ع) بیان فرمودند، درباره «حکمت غیبت» است نه «علت ایجاد غیبت». حکمت هرچیزی با علت آن چیز فرق دارد؛ مثلا هنگام خرید هرچیزی علت خریدمان نیاز به آن است ولی حکمت نوع انتخاب ما موضوع دیگری است. وقتی تشنهایم علت خوردن نوشیدنی، تشنگی است ولی حکمت انتخاب آب یا نوشابه یا…. مطلب دیگری است. در این ارتباط مثالهای مختلف قابل ذکر است. «علت وقوع غیبت» بر ما مخفی نیست و آن، ادامه بیوفائی شیعیان و خوف کشته شدن امام همانند بقیه ائمه است اما «حکمت غیبت» بر ما مخفی است، باین معنا که: مثلا خداوند حکیم در زمان امام مجتبی(ع) که شیعیان بیوفا بودند «صلح» با غاصب زمانشان (معاویه) را به عنوان روشی در مقابل بی وفائی شیعیان برای امام انتخاب کردند و در زمان امام حسین(ع) که شیعیان به نوعی دیگر به حضرت بیوفا بودند دفاع تا پای جان در مقابل یزیدیان را برای امام انتخاب نمودند. برای امام رضا(ع) پذیرش ولایتعهدی مامون را به عنوان روشی در مقابل بیوفائی شیعیان انتخاب نمود و….. بنابراین امام در روایت فضل هاشمی میخواهند بما بفهمانند اینکه چرا خداوند متعال، برخلاف روشهایی که برای ائمه قبل خواسته بودند، غیبت طولانی را به عنوان روشی در مقابل بیوفایی شیعیان برای امام صلاح دانستند، حکمتش بعد از ظهور آشکار خواهد شد. پس فرمایش امام صادق به فضل هاشمی درباره «علت غیبت» نیست که علت اصلی غیبت همان ادامه بیوفائی شیعیان است که اگر شیعیان از ابتدا پای امر پیامبر در غدیر ایستاده بودند هیچ یک از مسائل بعدی پیش نمیآمد. امام عصر ارواحنا فداه اگر میخواستند مثل بقیه ائمه زندگی کنند طبعا میبایست همینجور رفتار میکرد رفتاری مشابه ائمه قبلی میداشتند و قطعا به سرنوشتی مشابه مواجه میشدند. از طرفی خداوند متعال قصد ندارد از خط قرمزی که برای حاکمیت امام قرار داده دست بردارد چون ایشان آخرین امام و باقی مانده حجج الهی هستند. پس بدون اجتماع مردم بر گرد امام و توجه به جایگاه الهی ایشان، امام در اختیار مردم قرار نخواهد گرفت. به همین دلیل در روایت داریم «مثلالامام، مثل الکعبه….» یعنی ما هستیم که باید بر گرد امام بچرخیم. لذا خدای متعال، عمر طولانی به امام داده و ایشان رو غائب نموده، ولی حاضر به در اختیار گذاشتن ایشان، قبل از ایجاد شرایطی که عرض کردیم نخواهد بود.
ادامه دارد …


