
امان از این جزر، امان از آن مَد!
امید مافی دو زن. متقارن اما نامتوازن. دو زن در دو سوی ایستگاه. زن جا گرفته در منتهیالیه سمت راست با آخرین جزر به خویشتن بازگشته و با اولین مد به دریاها رسیده است. زن غرق در شور و شادی است چرا که پایان هفته در جشن عروسی پسرش برای تمام زنهای فامیل لزگی خواهد رقصید و شعف بیپایانش را با اقربا قسمت خواهد کرد. او در این لحظه شادترین موجود دنیاست. زن جا گرفته در منتهیالیه سمت چپ غم دارد، غصه دارد، حرمان دارد. او غرق در مویه و ماتم است؛ چرا که پایان هفته سالمرگ جوان ناکامی است...







