پوشاندن اولین پرده بر خانه کعبه و مشکلات تاریخی!
- شناسه خبر: 86181
- تاریخ و زمان ارسال: 16 تیر 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

ع. صالحی شهیدی
مقدمه
در بخش اول این مبحث، (1405/03/23) از اولین حجگزاران در تاریخ، سخن راندیم و انگیزه و توفیق آنها برای حاجی شدن و سختیها و زحماتی که در طول سفر حج متحمل میشدند، به قلم آمد.
همچنین از رنجها و مشکلات و خطرات در کمین کاروانهای حجاج و اقسام راههای دسترسی به مکه (خشکی و دریایی) سخن به میان آوردیم و سپس مختصری از تاریخچه گورستان بقیع و نوعی برخورد ماموران آنجا با زوار ایرانی را شرح دادیم.
و اینک در این شماره موضوع پوشاندن اولین پرده بر خانه کعبه و مشکلات آن و چگونگی مسافرت دولتمردان و اهل حرم به مکه مکرمه به اختصار با تکیه بر مستندات تحریر میگردد؛ البته فقط گزارشی است برای قدردانی از امکانات فعلی برای دوام و بقای این حرکت و تصمیم برای خودسازی و تحول و به قصد قربت به معبود و عمل به تعالیم اسلام بعد از همه این جزر و مدهای سیاستمداران عصر حاضر.
پوشاندن اولین جامه و چادر بر کعبه به دست خراسانیان در عهد شاهرخ شاه با سیاست و تدبیر و حوصله، ولی با مرافعه و پرماجرا صورت گرفت. به هر حال شاهرخ تیموری این تافته جدا بافته را همراه یکی از همسران تیمور لنگ، با یکصد نفر از راه شام به مصر فرستاد ولی گروهی غارتگر با 300 نفر بر سر قافله ریختند و هرچه از اشیاء ارزشمند طلا و نگین و انگشتر و کتاب و پوستین بود غارت کردند! ولی شاهرخ تمام یغماگران را دستگیر و مجازات نمود. البته سلطان مصر با عذرخواهی، دوباره فرستادگان خراسان را با حاجیان مصری به مکه فرستاد و روز جمعه جامه هدیه شده را بر بالای کعبه آویختند و به سلامت به هرات بازگشتند.
همینطور در عهد شاه عباس اول نیز سفر حجاج با دشواری مواجه شد چون در سال 1042 بغداد توسط ایرانیان تصرف شد و عثمانیها هم ورود ایرانیان را به مکه ممنوع اعلام کردند. در واقع سفر حج یک راه تجاری و معاملاتی بود و شاه عباس میدانست که فریضه حج سبب خروج مبالغ هنگفت طلا از کشور میشود. (بابت مالیات باجگیری هزینه راه و احتمالا غارت و مرگ و میر و غیره) علاوه بر این حرمت و محبوبیت دولتها منوط به جلب نظر شرفای مکه و خواجگان حرم بود و رقابت بیش از حد برای نفوذ و رضایت خادمین حرمین شرفین با هدایا و کمکهای شایان ممکن میشد؛ از وقف املاک گرفته تا پرداخت هزینههای آب و روشنایی و اطعام. لذا فرستادن امام قلیخان با اجناس و نقدینهای معادل 000/20 تومان (به ارزش آن زمان) برای «شریف مکه» و سایر خدام اهمیت داشت با این همه دولت عثمانی اجازه تعمیرات و تزیینات اماکن مقدس امامان شیعه را به صفویان نمیداد.
گفتنی است که شخصیت ممتاز دولت صفوی بهنام معصومبیک را که نایبالسلطنه هم بود و 16 سال وکالت شاه طهماسب را داشت در این مسیر که با 48 نفر عازم سفر حج بود، بدویان بر سرش ریختند و تمام آنها را کشتند در حالی که مُحرم بودند (در منزلی نزدیک مکه به نام وادی فاطمه) و در همانجا هم دفن کردند. البته دولت عثمانی عذرخواهیها کرد و این در حالی بود که دو امپراتور رقیب در صلح بودند و چنین احتمالی نمیدادند (به سال 1020 در اوج قدرت شاه ایران)!
شهید ثانی در سال 965 که شخصیتی متعادل و سخنور داشت، حتی به ایران هم نیامده بود و به استامبول رفت و آمد داشت در بعلبک افراطیون به شهادت رساندند و جسدش را هم آتش زدند!!!
همچنین ملازینالعابدین کاشانی به طرز فجیعی در مسجدالحرام (سال 1041) کشته شد.
در سال 1088 باز هم وقایعی در مکه رخ داد که تعداد زیادی از حجاج شیعه کشته یا سنگسار شدند که فقط نام آنها ذکر میشود تا مطلب طولانی نشود.
حسین استرابادی ـ محمد مومن سال 1088 ـ حسین بن ابراهیم از شاگردان ملاصدرا بود که هنگام بوسیدن حجرالاسود به دلیل سوءتفاهم، به اتهام اهانت به خانه خدا آنقدر وی را کتک زدند که در بین راه در ربذه درگذشت و نزدیک قبر ابوذر غفاری مدفون گردید.
حدودا یکصد سال قبل، هر کسی عزم زیارت کعبه را داشت یک سال جلوتر همه میدانستند و التماس دعا داشتند! لذا هر کس نذر و نیازی داشت از جواهر و سکه هر چیز سبک وزن و سنگین قیمتی بود به حاجی و حاجیه سفری میسپرد تا به شریف مکه دهد و خرج خدام و مجاوران حرم کند. به همین جهت سفر مکه و راهیان آن برای تمام کشورها بسیار با اهمیت بود و دولتها هم با هر اعتقادی در تسهیلات این امر مقدس کوشش میکردند.
البته غیر از شهروندان عثمانی همه باید مجوز و به اصطلاح امروز جواز و ویزا میگرفتند. حتی ناصرالدینشاه در سفر عتبات پشت مرز متوقف شد و متعجب بود، تا که سپهسالار میرزا حسینخان قزوینی سفیر ایران در عثمانی از استانبول دو روزه جواز ورود حضرات درباریان و شاه را به قصر شیرین آورد! و آبروی شاه را خرید.
قانونا نیز چنین باید باشد که هر غریبهای وارد خانه خدا و خاک عثمانی نشود. هر چند شاهان و دولتمردان صاحب مقام که فرصت 4 ماه دوری از تخت و تاج و میز و کرسی حکمرانی را نداشتند و چه بهتر که شاهزادهها و اهالی حرم و دیگر نوکران و خدمه این توفیق را مییافتند! در واقع کار هر کس نبود مگر خواجگان و ثروتاندوختگان مجرد که به این سفر تشریفاتی میرفتند و سفرنامههای بسیاری به یادگار میگذاشتند و از قلب تپنده جهان اسلام، جسم و جانی تازه میکردند و آدمی دیگر میشدند از جهت زیستن و ساختن و پرداختن به زندگی سلامت و پاکیزه. و به این اعتبار، «حاجی» سرآمد مردم عادی بود و هر صاحب ادعایی! و هنوز هم همین انتظار میرود از کسانی که چنین آگاهانه طی طریق کردهاند که توضیح واضحات بیشتر شاید ضروری نباشد.
از قرن سوم قریش پس از فتنههایی که در حجاز رخ داد مکه را ترک کردند. با تسلط ترکان بر عباسیان اغلب عربها مسافران غربتی را که از شهر بیزانس و مغرب آفریقا، بخارا، شمال روسیه و جزایر دریای مدیترانه میآمدند، با کشتیهای فرسوده و یا از راه خشکی میآوردند و آنقدر سختی و تشنگی و خستگی میدادند که از عطش بمیرند و اموالشان را تصاحب کنند! البته در عصر معزالدوله دیلمی در سال 342 با تسلط نسبی به بغداد وضع راهها و رفتار عربها بهتر شد.
اقتدار فاطمینان مصر که موجب تضعیف عباسیان شده بود و با تسلط بر مکه، مشروعیت خلفا را متزلزل میکرد و با اخذ مالیات بر چراگاه، آب، شکارگاهها، کشتار و ذبح، بازار بردگان و هر کالای صادراتی شرایطی را بر حجاج تحمیل میکردند. آنها حدود 200 دویست سال بر مصر حکومت نمودند.
تا سال 358 و عضدالدوله متوفی در 379 با تعمیرات کلی راهها و چاههایی که حفر کردند و پول راهداری را که از حجاج عراق گرفته میشد لغو نمودند و برای مجاورین حقوقی تعیین کردند. حاجیانی که از خراسان میآمدند و در ماه شوال در بغداد گرد هم آمده طی مراسمی با واحدهای نظامی محافظت میشدند و از کوفه، نجف و کربلا که در محاصره نخلستانها بود باید از روی پل چوبی از رود فرات میگذشتند و به سوی نجد عربستان رهسپار میگشتند و به سمت کوههای حجاز حرکت میکردند.
در راس کاروان نماینده خلیفه به همراه محافظان سواره حرکت میکردند. اشراف، تجار ثروتمند و خاتونهای اصیل بر روی تخت روانهای گرانقیمت حرکت میکردند. بدویها که مسیر راه را بلد بودند در محل اتراق آنها چادرهایی به عنوان بازار دادوستد برپا میکردند.
در سال 400 حجاج با کمبود آب روبرو شدند و آب لیوانی 210 درهم فروخته میشد! با این همه گاهی با خرابکاریهایی چاهها تخریب میشدند و تلفات حجاج از 1500 نفر هم تجاوز میکرد.
سال 405 شاعر و حکیم «ناصرخسرو» سفرنامه ده سالهاش را در سال 444 نوشت و از خراسان به مصر رفت و مستنصر فاطمی به گرمی او را تا هفت سال پذیرایی کرد و به خراسان روانه نمود. وی چندین سفر به حج رفت و در پایان در بدخشان افغانستان سر به بالین خاک نهاد. با تالیف حکیمانه و کم نظیر ایرانیان هم برای سفر به حجاز و مکه از هر جا که بودند باید دو ماه قبل از حرکت قافلهها، خود را به عراق یا شام یا استانبول و مصر میرساندند. حاجیان میدانستند که چه راه سختی و چه رنجی را باید تحمل کنند. در واقع همانا مثل رفتن به جبهه بود که واقعا باید چکشخورده و آبدیده شوند و خطرات را با پوست و گوشت خود لمس کنند. همینها در بازگشت به سلامت موجب تحول و تصفیه آنها میشد که دیگر دروغ نگویند و از جاده انصاف منحرف نگردند. اغلب از شغل و مقام و سمت خویش میگذشتند که آلوده نشوند یا گاهی استعفا میدادند. امضا و گفتهشان بعد از حج، حجت بود و اعتبار بازار، در قزوین چنین چهرههای مقبولی کم نداشتیم که مشکلات بانکها و دادگستری و حتی نظمیه و پلیس و دادگاهها را هم با دو کلمه حل میکردند! شاهد مثال هم بسیار داریم که اشاره به خدمات آنها در ایجاد نظم و نسق در مناسبات بازاریان میکند و از حوصله این موضوع خارج است.
بدیهی است کسی که 5 یا 4 ماه دور از علایق دنیوی با سنگ و ریگ بیابان نجوا نموده! و هر لحظه خطر بیماری و مرگ را در برابرش دیده و جانورانی مثل مار و مور و عقرب، حمله ملخ در شبهای تاریک و مهتابی، طوفان شن، تشنگی و گرسنگی، بیآبی چاهها را بعد از غارت، دلهره و هیجانهای غیرقابل وصف را در حمله راهزنان دیده و تلخی دوری از خانه و خانواده و هجران یار چشیده و ترک مال و جاه نموده … و از صافی حقیقت گذشته است و جلوه رخسار یار محبوب دیده و شمیم خانه معشوق بوئیده، آیا ممکن است که باز هم دهان به یاوه گشاید و خدا را همیشه در پندار و گفتار و کردار خویش شاهد نداند؟
پس آن رفتن و باز آمدن از بهر چه بود؟ با تمام مخاطرات! که الحق زندگی دوباره بود برای خدمت صادقانه و جانانه؛ به این امید که هماکنون نیز به برکت پیشرفت تکنولوژی و مدیریت حمل و نقل، تامین رفاه و آسایش و سلامت حجاج تضمین شود و در کمال دقت و نظارت بیش از همیشه، حجاج از این فرصت خودسازی بهرهمند گردند.
***
تاریخ پر مخاطرات گذشتگان اینک به همین سادگی و صفا و سرعت با راهبردی مقبول و مطمئن چنین راه پر فراز و نشیبی را به سوی معبود خویش پیموده که اجداد ما هرگز چنین پیشرفتی را خاصه در فنآوری و زیارت و هدایت با سلامت و زیبایی تصور نمیکردند. به امید اینکه همه آرزومندان بتوانند توفیق و لیاقت زیارت امالقراء مسلمین جهان را داشته باشند.
توضیحات
مشکل تقیه و ظاهرسازی در برابر مردم و رفتار و معتقدات کشور میزبان هم خود داستانها دارد و مسایلی که بماند… ولی به هنگام نماز و وضو گرفتن اگر اصول آنها رعایت نمیشد همانجا مرافعه، جنجال و زد و خورد تا آخرین مرحله نابودی کشیده میشد. لذا ایرانیها در کلام و دعاها باید با شیخ سنیمذهب همراهی و همکاری میکردند وگرنه قتلشان به فتوای امام مالکی واجب بود. از آن جمله مطابق زمان در شروع و ختم هر مناسکی حجاج باید مطیع نظرات صاحبخانه بودند باشند.
نخاوله چه کسانی بودند؟
«نخاوله» که بیشتر در ضاحیه و اطراف مدینه به زراعت و باغداری مشغول بودند نامی دیگر برای شیعیان بود که ریشه آن از نخل و نخال به معنای درخت خرما و زواید ریز باقیمانده از محصول خرما برگرفته شده بود. ضمنا خانه و قبرستانهای آنها هم از اهل سنت و شهروندان جدا بود.
لذا شیعیان رغبت و تمایل قلبی داشتند که در خانههای آنها اقامت کنند.
بیشتر حجاج برای تامین خاطر و تضمین سلامت مایل بودند با حکومت و دولتمردان سفر کنند که از حمایت و انتظاماتی برخوردار بودند. کار ایرانیها بیشتر خریدن کتاب، قهوه یمنی، خرما، عطریات، روغن، دواجات و پارچههای الوان سرزمین عرب بود و از این طرف خنجر، چاقو، ادویه و سنگهای قیمتی بود و بافتههای جاجیم و قالیچههای ایرانی ابریشمی و غیره میبردند و گاهی با تکهتکه برشی از چادر پرده خانه کعبه معاوضه میکردند. انگشتر و عقیق یمنی و برد یمانی و گاهی اسلحههای ارزان و تفنگ از کاظمین در لای لباس مخفی میکردند و میآوردند!!
زائران هنگام مراجعت با تفریح و آرامش بیشتری طی مسیر میکردند. گاهی با شکار و تیراندازی تلخی راه را تحمل مینمودند. بزرگترین سعادت برای مومنان فوت در بقاع متبرکه بود که به این سعادت کمتر کسی نایل میشد!
سفرنامهها: حدودا 50 سفرنامه یا خاطراتی گذرا در باب حج از جهانگردان در دست است.
به عنوان مثال سفرنامه ابنجُبیر که دو سال به طول انجامید. همچنین سفرنامه ابن بطوطه، جامعهشناسی که از طنجه به راه افتاد و الجزایر، تونس، طرابلس، مصر، شام، عراق، مکه و شهرهای ایران سپس آناتولی، شبهجزیره کریمه، خوارزم، بخارا، سمرقند، هرات، نیشابور، کابل، هند تا چین و سوماترا را سیاحت کرده و به وطن برگشته ـ واقعا بهترین اطلاعات زمان خود را ثبت و ضبط کرده است.
***
و اما ممالیک که بعد از سقوط عباسیان حاکم مصر شدند! هولاکوخان حرفی نزد و ده سال بعد به عنوان خلیفه صوری به مکه رفت و مورد استقبال هم قرار گرفت و بعد از 50 سال حکومت مکه سال 701 به دست ممالیک افتاد که جای خالی عباسیان را پر کرده بودند ولی بعد از 400 سال حکومت توسط عثمانیها بدون مقاومت برکنار شدند. تسلط بر خانه کعبه و رقابت بین دولت مصر استامبول و قلمرو مغولان بسیار قابل تامل است؛ اما به علت تنگی مجال به آینده موکول گردید. ولی باید گفت که خدمات ابوسعید فرزند خدابنده الجاتیوی و بزرگان دربار چونان امیر چوپان و پسرش در مکه بعد کشته شدن اقدامات آبرسانی به مکه هم عقیم ماند و تابوت او را هم به مدینه بردند و در بقیع به خاک سپردند.
***
خط راهآهن مدینه شام و حجاز در 1327 قمری افتتاح گردید که سود و زیانهایی هم برای مدیریت شهری داشت. حجاج ایرانی از شهبندر ترابزان به سامسون مرکز تجارت و حضور ایرانیان بود که حسینیه و تکیه هم داشتند. در 1308 رفت و آمد میکردند و عثمانیها با زبان ما هم آشنا بودند و عربی هم میدانستند. آنها در آذربایجان و خاک روسیه خاصه در باکو به دیدار آتشکده و اتباع مقیم آنجا هم میرفتند. ایرانیان آن زمان به مصر و محمدعلی پاشا که معتقد به تشیع او بودند از قدیم علاقه داشتند.
***
قرمطییان یا قرامطه بحرینی که بودند؟
قرمطیها که خود را به فاطمیان مصر هم منتسب میکردند واقعا رهزنان جلادی بودند که همراه قافله هم میرفتند. بعد از شناخت، بهنگام رسیدن به مکه آنها را غارت میکردند و اموال و اشیاء قیمتی هرچه بود میبردند. آنها در سال 286 قمری بصره را اشغال کرده و در بحرین حکومتی تشکیل دادند. آنها شهرهای عراق را هم غارت میکردند. در مکه هم دست به کشتار میزدند و حتی چاه زمزم را هم خراب کردند و حجرالاسود را هم دزدیدند! مدت 22 سال در بحرین ماندند و تلاش عباسیان و فاطمیان مصر هم بینتیجه ماند.
قرامطه بیرحمانهترین حملهها را به شهر و حجاج مینمودند و حتی سر مرده را هم میبریدند و به خراسان میفرستادند. لذا راههای حج ناامن شد و 15 تا 20 سال بدون استفاده ماند و چاهها هم متروکه و مخروبه شد! ناصرخسرو بخشهای زیادی از کتابش را به وحشیگری اعراب و ترس مردم از آنها پرداخته فلذا راههای دیگری را برای حاجیان روبراه کردند. البته نزاع فاطمیان و عباسیان بر سر تسلط بر مکه تاثیرات منفی بر حجاج عراقی و خراسانی میگذاشت.










