هفتهای برای دفاع مقدس
- شناسه خبر: 67398
- تاریخ و زمان ارسال: 1 مهر 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

مهناز اسماعیلی ـ سردبیر روزنامه ولایت قزوین
فیلمهای سیاه و سفید و بیکیفیت. چهرههای آفتاب سوختهی جوان و نوجوان با لباسهای خاکی رنگ با ریشهای تُنک در حالی که چشمانشان از شوق بزرگ شدن و مبارزه کردن با دشمن میدرخشید؛ رفتند به میدان جنگ … .
قبل رفتن، مادران خود را در آغوش میکشیدند و پدرانشان برایشان دعا میخواندند و سوار بر اتوبوسهایی که همان موقع هم قدیمی بودند، میرفتند. میرفتند به خط مقدم و به میدان جنگ برای دفاع مقدس. برای مبارزه با دشمنی که به شهرها و مرزهای کشور حمله کرده بودند. آنها رفتند برای مقدسترین کاری که میشد آن روزها کرد. نه برای نام رفتند و نه برای نان!! فقط هدفشان دفاع بود؛ دفاع از مرز و بوم. رفتند در جوانی فرمانده گردان و مخابرات و … شدند و پلها ساختند و غواصان ماهری شدند و خلاصه هر آنچه داشتند در طبق اخلاص گذاشتند. و چه چیز مهمتر از جانشان و چه چیز مهمتر از همسر و فرزندان و پدر و مادر …؟ ولی همه را برای دفاع مقدس فدا کردند. چون اعتقاد داشتند که در شرایط امروز بهترین و پسندیدهترین کار همین است. این را متولدین نیمه اول دهه شصت کاملا درک میکنند. پدرانی که نبودند، و جبهه میعادگاهشان بود.
آن روزها نه تلفنی بود و نه موبایلی و نه اطلاعرسانی به سبک امروزی … فقط رادیوهای کوچکی بود که باید میچرخاندی تا یک جا را بگیرد! آنهایی که برای دفاع میرفتند، خانوادههایشان میماندند با بیخبریهای چند ماهه دو ماه، سه ماه شاید هم بیشتر. روزها و شبهایی که میگذشت همراه با دلهره و اضطراب و شنیدن خبر شهادت یا جانبازی.
این روزهای دفاع مقدس، روزهای جنگ 8 ساله برای همه سخت بود؛ برای خانوادهها شاید بیشتر … البته در سینمای دفاع مقدس و بسیاری از کتابها شاید به این بُعد از دفاع مقدس هم پرداخته شد ولی شاید آنگونه که باید، صبوری و استقامت خانوادههای رزمندگان دیده نشد! آن دغدغهها و اضطرابها و از دست دادن و تنها بودنها و شبهای بیبرقی و صدای آژیر خطر، و بعد تاریکی و سکوتی که فقط صدای تپش قلب خودت را میشنیدی و صدای پدافندها و راکتها؛ و نگرانی برای عزیزترین فرد زندگیت که در خط مقدم در حال دفاع بود … .
آن روزها گذشت؛ ولی دفاع جانانه مردم از وطن بدون نگاه سیاسی و بدون انتظار پاداش، هیچگاه فراموش نمیشود. همهی مردم برای دفاع مقدس از کشور پیشقدم بوده و هستند … .





