نقش دانشگاهها در توسعه
- شناسه خبر: 87468
- تاریخ و زمان ارسال: 4 مرداد 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

مهناز اسماعیلی ـ پژوهشگر اجتماعی و حقوقی
دانشگاه به عنوان یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی و علمی، نقش اساسی در تربیت نیروی انسانی تولید دانش و پیشبرد فرآیند توسعه ایفا میکند. امروزه کارکرد دانشگاهها از آموزش و پرورش فراتر رفته و ابعاد فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را نیز در برمیگیرد.
هدف آموزش عالی چیست؟ در بدیهیترین پاسخ میتوان گفت هدف دانشگاه کمک به این موضوع است که جامعه بتواند نیازهای مهارتی خود را به دست آورد. این امر باید به وسیله آموزش مهارتهای مستقر به دانشجویان، و نیز به وسیله انجام پژوهشها در زمینه فنآوری و مسائل اقتصادی و اجتماعی صورت پذیرد، تا بتواند مسائل و فرصتهای آینده را پاسخگو باشد. آموزش عالی ابزاری است که به وسیله آن به افراد کمک میکند تا گزینههای فردی بهتری داشته باشند و در عین حال در عرصههای جمعی هوشمندانه رفتار نمایند.
فیلسوف انگلیسی (Michel Oakesof) درباره اهداف دانشگاه بیان میکند: «نقش متمایز دانشگاه این است که دانشگاه محلی است برای دانشجویان تا با استادان و همتایان خود گفتوگو کنند. دانشجو این فرصت را مییابد که تا بین آموزش و تعلیم برای به عهده گرفتن حرفهای خاص و یادگیری موضوعی در یک کار تجاری و یا آماده شدن برای خدمت ویژهای در آینده در جامعه، یا تصاحب یک مدال اخلاقی یا فکری در سراسر زندگی آینده تمایز قائل شود.»
در این نگرش، نگاهی آرمانی و ذاتی به آموزش عالی صورت پذیرفته است. اما نظریه دیگر که از سوی هایک (F.A.Hayek) بیان میشود او مینویسد: «ما باید تشخیص بدهیم که پیشرفت و حتی حفظ تمدن، وابسته به حداکثر فرصت برای وقوع حوادث است. پیشرفت ماهیتا نمیتواند طراحی شود، تلاش برای بهترین استفاده از تواناییهایمان بسیار مهم است، زیرا همه ما به نوعی اقتصادی هستیم.»
این موضوع میتواند با رهیافت موثر و برجسته مدیریتی تطابق داشته باشد که موفقیتهای تجاری نیز وابسته به تواناییهای افراد است که نه تنها بتوانند به آن چه میدانند عمل کنند، بلکه به ارزش مطلب نیز از طریق نوآوری و اکتشاف، مطالب جدید بیافزایند. علاوه بر مطالب گفته شده، نگاهی همه جانبه و گسترده به مبحث آموزش عالی و انجام پژوهشهای علمی و میدانی، میتواند برای حل بسیاری از مشکلات جوامع، راهگشا باشد.
اهدافی که باید از آموزش عالی انتظار داشت مختصرا به شرح ذیل است:
(1) تولید و گسترش دانش: دانشگاهها مراکزی برای پپژوهش و تولید علم جدید هستند. بسیاری از فناوریها و دستاوردهای علمی، از تحقیقات دانشگاهی به وجود آمدهاند. برای مثال بخش بزرگی از پیشرفتهای پزشکی، هوش مصنوعی و انرژیهای نو، حاصل پژوهشهای دانشگاهی است. پژوهش در دانشگاهها موجب ارتقای سطح علمی جامعه و توسعه مرزهای علمی، تربیت پژوهشگران و پاسخگویی به مسائل علمی و فناوری میشود.
(2) آموزش و تربیت نیروی انسانی متخصص: شاید مهمترین و اولیهترین هدف دانشگاه، آموزش دانشجویان و پرورش نیروی متعهد و متخصص جهت پاسخگویی به نیازهای جامعه باشد. دانشگاه باید عامل اصلی انتقال دانش، تفکر انتقادی، اخلاق حرفهای و یادگیری عمیق باشد تا افراد به طور مادامالعمر از آن بهرهمند شوند.
(3) خدمت به جامعه با انتقال علم و دانش: یکی از برترین اهداف دانشگاهها خدمت به مردم است. این خدمت در قالب دانش و یافتههای علمی با حل مسائل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سلامتی افراد جامعه بوده و با آن ارتباط مستقیم دارد.
(4) حفظ و انتقال فرهنگ و ارزشهای انسانی: دانشگاهها نقش مهمی در حفظ میراث انسانی و فرهنگی، ترویج ارزشهای اخلاقی، توسعه فرهنگ گفتوگو و تربیت شهروندان مسئول دارند. این هدف دانشگاهها را فراتر از یک مرکز صرفا آموزشی قرار میدهد.
نقش دانشگاه در توسعه فرهنگی
دانشگاه به عنوان یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی، نقش برجستهای در توسعه فرهنگی جوامع ایفا میکند. این نهاد از طریق آموزش، پژوهش و تعامل با جامعه، زمینه ارتقای سطح آگاهی، گسترش ارزشهای انسانی و تقویت هویت فرهنگی را فراهم میسازد.
نخست؛ دانشگاه با تربیت نیروی انسانی فرهیخته و آگاه، موجب افزایش سرمایه فرهنگی جامعه میشود. آموزش عالی نه تنها به انتقال دانش تخصصی میپردازد، بلکه روحیه تفکر انتقادی، مدارا، مسئولیتپذیری و مشارکت اجتماعی را نیز تقویت میکند.
دوم؛ دانشگاه از طریق پژوهش و تولید دانش، به حفظ، نقد و بازسازی میراث فرهنگی و ارزشهای اجتماعی کمک میکند. پژوهشهای علوم انسانی و اجتماعی نقش مهمی در شناخت مسائل فرهنگی و ارائه راهکارهای مناسب برای ارتقای فرهنگ عمومی دارند.
سوم؛ دانشگاه با ایجاد فضای گفتوگو؛ تبادل اندیشه و تعامل میان گروههای مختلف اجتماعی، زمینه توسعه فرهنگ مدارا، احترام به تفاوتها و همبستگی اجتماعی را فراهم میآورد. این امر موجب تقویت سرمایه اجتماعی و انسجام فرهنگی جامعه میشود.
چهارم؛ دانشگاه در فرآیند نوآوری و توسعه فناوری، فرهنگ علمی و نگرسش عقلانی را در جامعه گسترش میدهد و از این طریق به نوسازی فرهنگی و توسعه پایدار یاری میرساند.
پنجم؛ دانشگاه با ایفای مسئولیت اجتماعی و ارتباط موثر با جامعه، در ارتقای فرهنگ عمومی، ترویج ارزشهای اخلاقی و توسعه همه جانبه جامعه نقش موثر ایفا میکند. بدینترتیب توسعه فرهنگی بدون مشارکت فعال دانشگاهها و مراکز آموزش عالی با دشواریهای فراوانی مواجه شده و یا عملا غیرممکن میگردد.
چند نمونه از نقش دانشگاه در توسعه کشور:
ـ نقش دانشگاه در توسعه اقتصادی؛ دانشگاهها با تربیت نیروی انسانی متخصص، تولید دانش و فناوری و ایجاد ارتباط میان علم و صنعت، سهم بسزایی در رشد اقتصادی کشورها دارند. در دهههای اخیر توسعه اقتصاد دانشبنیان و شکلگیری دانشگاههای کارآفرین، نقش دانشگاه در نوآوری، تجاریسازی دانش و افزایش بهرهوری اقتصادی بیش از پیش برجسته ساخته است.
ـ نقش دانشگاه در توسعه اجتماعی؛ دانشگاه از طریق تربیت شهروندان مسئول، گسترش مشارکت اجتماعی و تقویت سرمایه اجتماعی، در توسعه اجتماعی جوامع نقش موثری دارند. این نهادها با ایجاد فضای تعامل و تبادل اندیشه زمینه افزایش همبستگی اجتماعی، مسئولیتپذیری و ارتقای کیفیت زندگی را فراهم میکنند و به حل مسائل و آسیبهای اجتماعی یاری میرسانند.
ـ نقش دانشگاه در توسعه سیاسی؛ دانشگاهها با ترویج عقلانیت، تقویت فرهنگ قانونگرایی و پرورش شهروندان آگاه، زمینهساز توسعه سیاسی و تحکیم نهادهای دموکراتیک هستند. آموزش عالی با گسترش فرهنگ نقد، مشارکت و گفتوگوی سازنده، به افزایش آگاهی سیاسی و تقویت جامعه مدنی کمک میکند و از این طریق در ارتقای حکمرانی مطلوب و توسعه سیاسی نقش مهمی ایفا مینماید. علاوه بر این دانشگاهها با تربیت نخبگان فکری و مدیران آینده، در فرآیندتصمیمسازی و سیاستگذاری عمومی تاثیرگذار هستند و با فراهم ساختن فضایی برای تبادل آزاد اندیشهها، تحمل دیدگاههای مختلف و نهادینهسازی فرهنگ مسئولیتپذیری، زمینه رشد مشارکت سیاسی و تقویت مشروعیت و کارآمدی نظامهای سیاسی را فراهم میکنند. از اینرو، توسعه سیاسی پایدار بدون وجود نظام آموزش عالی و پویا و برخوردار از استقلال علمی، با محدودیتهای جدی مواجه خواهد شد.
نظرات اندیشمندانی مانند ساموئل هانتینگتون، سیمور مارتین لیپست و فیلپ آلتباخ به موارد فوق بسیار نزدیک است. زیرا دانشگاه میتواند با ایجاد فضای تبادل اندیشهها و پذیرش دیدگاههای متفاوت، به نهادینه شدن فرهنگ مدارا، تساهل، مسئولیتپذیری و مشارکت سیاسی کمک کند. همچنین انجام پژوهشهای علمی در حوزه مسائل سیاسی و اجتماعی، زمینه اتخاد تصمیمات مبتنی بر شواهد و افزایش کارآمدی نظام حکمرانی را فراهم میسازد.
از سوی دیگر دانشگاهها از طریق تقویت سرمایه اجتماعی، ارتقاء فرهنگ حقوق شهروندی و گسترش آگاهی عمومی، به ثبات سیاسی و توسعه پایدار یاری میرسانند؛ بنابراین توسعه سیاسی پایدار بدون وجود نظام آموزش عالی پویا، مستقل و برخوردار از آزادی علمی و بدون تسلط احزاب مختلف سیاسی، با محدودیت و چالشهای جدی مواجه خواهد شد.
منابع:
دانشگاه و توسعه، مقصود فراستخواه
جامعه مدنی و توسعه سیاسی در ایران، حسین بشیریه
جامعهشناسی توسعه، غلامعباس توسلی
آموزش عالی و توسعه پایدار، استیفن گاف و ویلیام اسکات







