ما هماکنون پیروزیم
- شناسه خبر: 78933
- تاریخ و زمان ارسال: 17 اسفند 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
سیدعبدالعظیم موسوی
پیروزی در اصطلاح عامیانهاش به سلطه و استیلای قدرت اطلاق میگردد. اما حقیقت این است که این مرحله پایانی و از قضا کم اهمیتتر مراحل پیروزی است. پیروزی حقیقی ایستادن در طرف درست تاریخ است.
این جمله میدانم که بسیار استعداد تفسیرپذیری دارد. معیار درستی یک طرف در تاریخ چیست؟ و این جملهای است که هر کس میتواند به نفع موقعیت خودش بیان کند. و خودش را ایستاده در طرف صحیح تاریخ بداند. اما هر انسانی با مراجعه به وجدان خودش (و نه غریزه نفعطلبیاش) میتواند با بررسی چند معیار ساده بفهمد که جهت صحیح تاریخ کدام طرف است.
غریزه نفعطلبی انسان او را به قدرت متمایل میکند. با یک بررسی سرانگشتی محاسبه میکنی کدام طرف قدرتش و زورش بیشتر پس احتمال استیلایش بیشتر است. بنابراین آنطرف بمانیم تا اگر چیزی هم به ما نماسید؛ لااقل از خسارت شکست در امان خواهیم بود.
این سطحیترین و مبتذلترین نوع هواشناسی است که انسانهای بیمایه فاقد منزلت انسانی به آن تمایل نشان میدهند.
اما انسان فرهیخته و شعورمند و بصیر نگاه میکند که صرفنظر از قدرت مادی برای استیلا، حق در کدام طرف است. پس چنانچه ویژگیهای هر سو با معیارهایش تقارن داشت؛ آن جهت را برمیگزیند. صرف نظر از این که آیا این طرف پیروز استیلای عرفی میشود یا خیر.
ایران اکنون در طرف درست تاریخ است. چرا؟ اولا که جنگ را ایران شروع نکرده و در موضع دفاعی است؛ ثانیا حق انسانیاش یعنی آزادی مبادلات اقتصادی و سیاسی را میخواهد.
هر انسانی انسانیتش حکم میکند که برای اجتناب از جنگ به مذاکره و دیپلماسی گرایش داشته باشد. ایران مراحل اولیه دیپلماسی و مذاکره را انجام داد و در ناجوانمردانهترین شرایط، یعنی وسط مذاکرات، دشمن بمباران ایران را با تجاوز شروع کرد و برخلاف همه قواعد بینالمللی و انسانی، رهبر جمهوری اسلامی را به شهادت رسانید.
معیار بعدی بررسی ویژگیهای دشمن است. دشمنی که دستش به خون دهها هزار زن و کودک بیگناه در صف غذا و در تخت بیمارستانها آلوده است. دشمنی که دستش به رذیلانهترین جنایت بشری در ماجرای آپستین آلوده است؛ که کودکان ده دوازده ساله را مورد شکنجه و تجاوز قرار میدادند و سپس آنان را کشته و گوشتشان را میخوردند. این پستتر از حیوانات هر طرف باشند طرف مقابلشان حق است.
این تصویر به خودی خود از وضوح فراوانی برخوردار است که بفهمیم واقعا در طرف درست تاریخ ایستادهایم. نشانههای میدانی آن هم همراهی افکار عمومی جهان در میدان و (نه رسانه!) است.
ایران، تنها و بزرگترین قهرمانی است که تصور شکستناپذیر بودن اسرائیل و آمریکا را زایل کرد و پوشالی بودن قدرت آنان را به اثبات رسانید. به همین دلیل دل دهها میلیون مسلمان جهان بلکه صدها میلیون انسان، همراه موشکهایی است که شلیک میشود و دعای پیروزی را به دنبال خود دارد.
این همدلی افکار عمومی، هم به جهت دینی است توسط مسلمانان جهان. و هم به لحاظ انسانی است از سوی آزادگان دنیا .
قرینه بعدی برای پیروزی اکنون ما، استمرار مقاومت و دفاع پس از به شهادت رسیدن رهبر جمهوری اسلامی است. ترمیم هرم سیاسی بلافاصله پس از شهادت، از طریق ساز و کار قانون و همچنین ادامه نبرد ناعادلانه در فقدان فرمانده کل قوا و شهادت فرماندهان تراز اول نظامی نشان میدهد که این کشور انقلابی است؛ بدون قائم بودن به فرد. این دلیل دوم پیروزی.
دلیل سوم پیروزی در اکنون، جذب حیرتانگیز مردم به دفاع از تمامیت ارضی وطن و خونخواهی شهادت رهبر و فرماندهان نظامی است.
حضور حماسی مردم در خیابانهای این شبها انصافا حیرتانگیز است. این حضور، تلخی فجایع دیماه را میشوید و میبرد. جمعیت نماز جمعه این هفته قزوین بیسابقه بود. تمام رواقها مملو از جمعیت بود و صحن حیاط مسجدالنبی جا برای نمازگزارانی که میپیوستند نداشت. نظیر و مشابه این جمعیت را فقط سال گذشته در روز قدس داشتیم. در حالی که این جمعه هنوز با روز قدس فاصله زیادی دارد.
اصل پیروزی همین است که گفته شد. اینکه شما جرأت و جسارت و شهامت ایستادن مقابل باطل را داشته باشی و از منافع دنیاییات بگذری، خودش باطن پیروزی است.
ظاهر پیروزی حتی اگر بصورت پشیمان نمودن آمریکا و اسرائیل از تجاوز و تحمیل خسارتهای مادی و البته معنوی و شکست ابهت نظامی آمریکا باشد؛ دستیافتنی است و هر روز بیشتر صورت واقعی به خود میگیرد.
ما پیروز شدیم اما سست نمیشویم. تا روز پشیمانی و عقبنشینی آمریکا و اسرائیل از تجاوز و جبران خسارتهای این تجاوز وحشیانه که فقط قدرت و حقانیت ایران اسلامی را به منصه ظهور رساند.
¨





