عنوانگرایی؛ معضل خوشنویسی امروز
- شناسه خبر: 63741
- تاریخ و زمان ارسال: 8 مرداد 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

آرش صالحی ـ «استاد علیاکبر پگاه» متولد سال ۱۳۳۴ خورشیدی در محله سپه قزوین یکی از اساتید برجسته خوشنویسی کشور است که از سوی برخی بزرگان این هنر به «سلطانالکتاب» ملقب شده است. استاد پگاه در رشته ادبیات تحصیل کرده و حتی در دورهای فعالیت جدی در زمینه ورزشهای رزمی داشته و از نمایندگان رسمی انجمن کاراته ژاپن در ایران بوده است. این هنرمند شناختهشده به غیر از برگزاری نمایشگاههای مختلف انفرادی و گروهی تاکنون بیش از ۲۰ هزار اثر خوشنویسی در قالبهای قطعه، چلیپا، سیاهمشق، کتابت و نقاشیخط به بازار هنر ایران و دیگر کشورها عرضه کرده که برخی از آنها در موزهها و نزد مجموعهداران نگهداری میشوند. درباره وضعیت و جایگاه هنر خوشنویسی امروز با این هنرمند باسابقه و پیشکسوت هنر خوشنویسی گفتوگوی مفصلی داشتیم که در ادامه میخوانید.
چرا به قزوین پایتخت خوشنویسی میگویند؟
بهواسطه اینکه در قزوین از ۱۰۵۰ سال پیش خط پیرآموز را مینوشتیم و قزوینیها با این خط کتاب صفات شیعه را نوشتند که برگبرگ آن در موزههای مطرح دنیا نگهداری میشود. بعد مالک دیلمی قزوینی آمد که در دورهاش خط نستعلیق را به اوج ممکن رساند و پس از او میرعماد پیدا شد که یگانه تاریخ خوشنویسی و شهید کاتبان است و اگر بخواهیم برای خوشنویسی پیغمبری تعیین کنیم، میتوان گفت که «میرعماد» پیامبر خوشنویسان است. در ادامه این بزرگان، ملکمحمد قزوینی است که اولین شخص در تاریخ خوشنویسی ایران بوده که خط را تزیینی کرده، یعنی بار گرافیکی آن را آنقدر زیاد کرده که نقاشان و گرافیستها گفتهاند، این خط نقاشی و اثری گرافیکی است. بعد از او عمادالکتاب میآید که کاتب پرکاری بوده و شاهنامه امیربهادری به خط اوست. این نوابغ باعث شدند که قزوین را پایتخت خوشنویسی بنامند. امیدوارم که این نام بر قزوین بماند و دیگران این چراغ خوشنویسی را روشن نگه دارند و راه پیشینیان را نه فقط از نظر خطاطیاش بروند؛ چرا که در خوشنویسی اخلاق از همه چیز مهمتر است، وگرنه خوشنویسی یک صنعت است. خوشنویسی وقتی به کمال میرسد که خود کاتب دارای کمال محض باشد.
¾ جایگاه امروز هنر خوشنویسی قزوین در کشور را چطور ارزیابی میکنید؟
قزوین همواره با بودن خوشنویسان زبدهای که دارد، در کشور میدرخشد. قزوین از زمان میر عماد تا به امروز همیشه جایگاه ویژهای در این هنر داشته و امروز هم در همه اقلام خطاطی از قباد (ریزترین دانگ قلم) تا ۶ دانگ کتیبه (درشتترین دانگ قلم)، کاتبانی داریم که مینویسند. ۶ دانگ کتیبه خطی است که مثلا وقتی روی مناره نگاشته میشود، بیننده باید بتواند آن را از پایین بخواند، یعنی حدود 4 تا 5 سانتیمتر پهنا و زبان قلم است.
¾ رابطه امروز مردم با هنر خوشنویسی چگونه است؟
رابطه مردم با خوشنویسی همچنان ادامه دارد و این هنر میان آنها محبوب است. ایرانیجماعت گویی با خط زاییده میشود و ایرانیها به خط مانند شعر از ابتدا علاقمند بودهاند و همه علاقه دارند. هر کارهای که هستند، به شکلی خط خوش می نویسند و از هر کسی میپرسید، میگوید: برای خودم خط مینویسم. این است که همه خط را دوست دارند و حتی استقبال از آن نسبت به گذشته بهتر شده است.
¾ وضع آموزش خوشنویسی در قزوین را چطور میبینید؟
قدیمترها خوشنویس در قزوین کم داشتیم، ولی امروزه تعداد زیادی استاد، چه در خط نستعلیق و چه در خط شکسته داریم و این اساتید، شاگردانی تربیت میکنند. در بین شاگردان هم تک و توک نخبههایی پیدا میشوند و کلاسمان را نباید به این دلیل تعطیل کنیم. هنرجو را بپذیریم، حالا این شخص اگر نتوانست کاتب شود، حداقل خوشخط شود. قرار نیست که همه خوشنویس شوند. مگر جامعه چند تا خطاط لازم دارد؟
¾ در خوشنویسی کیفیت ابزار چقدر اهمیت دارد؟
وقتی خوشنویسی قویتر میشود که همه چیز خوشنویسی رشد کند. یعنی کاغذ و مرکب ما، کاغذ و مرکب درستی باشند. کاغذ و مرکبی نباشند که ۶۰ سال دیگر بپوسند و از بین بروند. کاغذهای ۹۰۰-۸۰۰ سالهای داریم که در ویترین موزهها به نمایش گذاشتهاند. آن موقعها بدون وسایل و دستگاههای امروزی و این امکانات پیشرفته، کاغذ، رنگ و مرکبی ساختهاند که هزار سال میماند. ولی کاغذ و مرکبی که امروزه درست میکنند، کیفیت ندارد و پس از ۱۵ سال که از یک قطعه خوشنویسی عکس گرفتهاند، میبینید رنگ آن پریده است! دقت عمل گذشتگان به ویژه صنعتگر و هنرمندش زیاد بوده و ما باید به آنجا برگردیم. فقط به هندسه خط فکر نکنیم. باید به همه آن چیزی که اسباب کتابت و خطاطی بوده، بپردازیم. صنعتگران باید بیایند، دست به دست هم دهند و کاغذ و مرکبی بسازند که ماندگار باشد. یک مشتری داشتم که از فرنگ آمده بود و به من گفت که میخواهم روی کاغذ بدون اسید بنویسید که بماند. چون این کاغذهایی را که میبینید، اسید سفید کرده است.
¾ دائمالمشق بودن در خوشنویسی به چه معناست؟
فردی را تصور کنید که فرضا کارمند یک اداره است و در روز هم ۲ یا ۳ سطری خط مینویسد و ۵۰ سال هم این کار را تکرار میکند. این فرد نمیتواند دائمالمشق باشد. دائمالمشق کسی است که تمام فکر و ذکرش خوشنویسی و شغلش تنها این باشد. بنده صبح تا شب خط مینویسم، در خواب هم که هستم، باز خواب خط میبینم و خط همه زندگی من شده است. بارها شده که غذایم را چند بار گرم کردهام و عاقبت آن را سرد خوردهام، چون حواسم به خطم بوده است. داستان دائمالمشق بودن این است که خوشنویس باید پیوسته و با تقوای روحی بنویسد. عاشق خط باشد، نه اینکه کاسب خط باشد.
¾ تا چه اندازه میتوان در خوشنویسی نوآوری داشت؟
پاسخ پرسش شما مصداق همان بیت شعر است که میگوید: «یک عمر میتوان سخن از زلف یار گفت / در بند آن مباش که مضمون نمانده است». اگر کسی ذاتا خلاق و هنرمند باشد، با وجود همین هندسه از پیش تعیین شده، دست به نوآوری میزند. البته عبارت «هندسه از پیش تعیین شده» به این معناست که عمده گونههای خط فارسی به ویژه نستعلیق به کمال محض خود رسیدهاند. یعنی دیگر از این بهتر نمیتوان، خط نستعلیق را رسم کرد. اگر فردی خطش بد است، به این خاطر است که دور از «هندسه طلایی» مینویسد. هر چقدر به این هندسه نزدیکتر شود، درستتر خواهد نوشت. با این همه خوشنویسان امروز باید خلاقیت داشته و مدام در صدد این باشند که کارهای بدیع بیافرینند. زیرا اگر نوآوری نباشد، هنر معنای خود را از دست خواهد داد.
¾ ابداع هنر «نقاشیخط» در دوره معاصر را میتوان مصداق خلاقیت در خوشنویسی دانست؟
بله؛ امروزه خوشنویسان زیادی به نقاشیخط روی آوردهاند که از میان آنها بعضی پایبند به اصول خوشنویسی و برخی دیگر به قواعد نقاشی وفادار هستند. البته این دو هنر چندان نباید در هم تنیده شوند؛ چراکه گروهی از هنرمندان نقاشیخط، متخصص نقاشیاند و گروه دیگر در خط تخصص دارند. در این بین خطاطی که میخواهد خط را نقاشی کند، ممکن است نقاشی او ضعیف باشد و یا آن نقاشی که قصد دارد خط را ترسیم کند، امکان دارد خطش ضعیف باشد. هر دوی اینها احتیاج به یک دوره شاگردی کردن دارند تا بتوانند آنچه در ذهن دارند را دقیقتر رسم کنند؛ چون آثاری که خلق میکنند، اگر نه امروز، ولی در آینده داوری خواهند شد.
¾ ابداع گونههای تازه خط مانند «معلی» را چطور میبینید؟
به وجود آمدن چنین خطی به وسیله هنرمندی مانند «حمید عجمی» در مجموع اتفاق ارزشمندی است. خط معلی برگرفته از خطوطی مانند نسخ، ثلث و کوفی است که هنرمند از هر کدام از این خطها چیزی برداشت کرده و معلی را به این صورتی که امروز میبینید، درآورده است. با وجود اینکه حروف خط مذکور شکیل هستند، اما خطی نیست که به راحتی بتوانند آن را بنویسند، بخوانند و یا از روی آن مشق کنند.
¾ آیا ممکن است که دو هنرمند نستعلیقنویس متفاوت از هم خط بنویسند؟
بله؛ به هر حال نگاهها فرق میکنند. اما افرادی که همیشه خود را شاگرد تصور میکنند و هندسه خط نستعلیق را جلوی چشمشان میگذارند و مدام به آن توجه میکنند، مقبولتر مینویسند و به اصل نزدیکتر میشوند. هندسه طلایی نستعلیقنگاری که بزرگان این هنر به آن رسیدهاند، برای خوشنویسان یک چراغ راه است و باید همواره این هندسه را در ذهن خود داشته باشیم که از اصل دور نشویم؛ چرا که اگر اساس خط را فراموش کنیم، کمکم در اثر اختلاف نظر به سمتی پیش خواهیم رفت که در چندین قرن آینده میبینیم که شکلش به کلی عوض شده و چیز دیگری از آب درمیآید که هندسه آن هندسه طلایی نخواهد بود.
¾ وضعیت اقتصاد خوشنویسی در قزوین چطور است؟
متاسفانه وضع خیلی خوبی نیست و درآمد خوشنویسان کم است. البته در این مورد باید بین حرفهایها و جوانترها فرق گذاشت. خوشنویسان حرفهای قزوین به واسطه معروف بودن و ارزش بالای خط نوشتههایشان، پرکار هستند و همیشه هم آثارشان را به این کشور و آن کشور برده و فروختهاند. بحمدا… امور زندگی امثال ما تا به امروز گذشته است؛ اما اکثر جوانانی که در استان خط مینویسند، به جهت مالی برای خود آینده روشنی احساس نمیکنند.
¾ چقدر از این مشکل متوجه خود جوانان خوشنویس است؟
قطعا موثرترین عوامل، استعداد و تلاش خود هنرمند هستند. اگر بنده دارم با خطاطی زندگی خودم را اداره میکنم، به این علت است که استاد این کار شدم. اوضاع من فرق میکند با جوانی که میخواهد روزی یا شبی ۳-۲ ساعت را برای خط بگذارد. بعد بگوید من خطاطم و مردم چرا به من توجهی ندارند؟ اگر میخواهیم در این هنر مطرح شویم، باید دائما کارهای دیگر خوشنویسان را ببینیم و بفهمیم که احتیاج جامعه چیست و دنیا از ما چه میخواهد؟ بعد برویم همان را یاد بگیریم. وقتی یاد گرفتیم و آدم قابلی در هنر خود شدیم، مردم نیز به ما احترام میگذارند. اما قابل شدن این طور به دست نمیآید که بدون داشتن نبوغ به هزار کار دیگر خود برسیم و فقط وقت بگذاریم. کسی میتواند در خوشنویسی بدرخشد که به اصطلاح جوهر آن را بخورد و همیشه چراغ هنرش را روشن نگه دارد.
¾ نقش مسابقات و جشنوارههای خوشنویسی را در رشد این هنر چطور ارزیابی میکنید؟
باور من این است که اگر هر هنرمندی کارش را برای رضای خدا و نه برای کسب رتبه و مقام شروع کند، بیتردید موفق خواهد شد. متاسفانه اشتیاق به کسب عنوان در جشنوارهها باعث عقب ماندن هنر خوشنویسی میشود؛ چراکه توجه خوشنویسان جوان را به سمت مقام گرایی سوق داد. از آنجایی که شرکت کنندگان در مسابقههای خوشنویسی از قبل با اسامی هیات داوری آثار آشنا میشوند، برخی از آنها تمام تلاش خود را میکنند که مطابق سلیقه داوران بنویسند تا برنده شوند؛ پس برای همه نمینویسند. اینجاست که هنر خطاطی محدود میشود. به همین خاطر است که وقتی به نمایشگاه آثار یک جشنواره خوشنویسی میروید، میبینید همه افرادی که خط ارائه دادهاند، چون از سلیقه فلان داور خبر دارند، شبیه او نوشتهاند. همین مساله سبب شده که ذوق، استعداد و سلیقه شخصی هنرمند به تدریج بمیرد.







