سرویس مدرسه؛ مسالهای که به خیابان رسید
- شناسه خبر: 93312
- تاریخ و زمان ارسال: 14 مهر 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

آرزو سلخوری
ساعت هفت صبح است و مقابل یکی از مدارس قزوین، خیابان برای چند دقیقه از کار میافتد. یکی دوبله ایستاده، دیگری همان وسط فرزندش را پیاده میکند، چند خودرو پشت سر هم ماندهاند و دانشآموزان از لابهلای ماشینها راهشان را به مدرسه باز میکنند. چند دقیقه بیشتر طول نمیکشد؛ بوقها شروع میشود و گره شکل میگیرد.
اسمش را گذاشتهایم «ترافیک مهر».
انگار شلوغ شدن خیابانها در هفتههای اول بازگشایی مدرسه اتفاقی طبیعی است که باید تحملش کرد تا کمکم همهچیز سر جای خودش قرار بگیرد.
اما آیا واقعا همه ماجرا همین است؟
بخشی از آنچه این روزها مقابل مدارس قزوین میبینیم، حاصل مسالهای است که باید پیش از رسیدن مهر حل میشد: «سرویس مدارس».
در سال تحصیلی جدید، برخی خانوادهها به هر دلیلی که سرویس مناسبی پیدا نکردند، راهحل ناگزیر بسیاری از آنها، خودروی شخصی است، در مقیاس یک خانواده، شاید اتفاق مهمی به نظر نرسد؛ اما وقتی تعداد زیادی از والدین درست در یک ساعت مشخص همین کار را انجام میدهند، مساله دیگر شخصی نیست. همان مسیر کوتاه خانه تا مدرسه تبدیل به بخشی از ترافیک صبحگاهی شهر میشود.
در قزوین، این وضعیت را مقابل برخی مدارس بهوضوح میتوان دید. ساعت ورود یا تعطیلی که میرسد، حاشیه خیابان با خودروهای منتظر پر میشود، چند خودرو دوبله میایستند و بخشی از ظرفیت عبور معبر از دست میرود.
البته توقف دوبله قابل دفاع نیست و والدین نیز در قبال رفتار ترافیکی خود مسئولاند؛ اما اگر تمام مسئله را به همین چند دقیقه مقابل مدرسه تقلیل دهیم، فقط نتیجه را دیدهایم.
سوال اصلی این است: چرا این خانواده با خودروی شخصی مقابل مدرسه ایستاده است؟
پاسخ برای همه یکسان نیست. گروهی از هزینه سرویس گلایه دارند، بعضی سرویس متناسب با مسیرشان پیدا نکردهاند، برخی با مسئله نرسیدن تعداد دانشآموزان به حد نصاب مواجه شدهاند و عدهای نیز درباره راننده، خودرو، زمانبندی یا ایمنی سرویس اطمینان کافی ندارند.
امسال یک تردید دیگر هم وجود دارد؛ آیا آموزش در تمام سال تحصیلی بدون وقفه حضوری خواهد ماند؟
این نگرانی را باید در تجربه سال گذشته جستوجو کرد. مدارس در مقاطعی به دلایل مختلف، از شرایط جوی و آلودگی هوا تا مدیریت مصرف انرژی، غیرحضوری شدند و تحولات ناشی از جنگ نیز برنامه عادی آموزش را تحت تاثیر قرار داد.
این به معنای تکرار همان شرایط در سال جاری نیست و نمیتوان از امروز درباره ماههای آینده پیشبینی کرد. اما خانوادهای که قرار است برای چند ماه سرویس قرارداد ببندد، حق دارد بپرسد اگر مدرسه دوباره برای مدتی غیرحضوری شد، تکلیف هزینه روزهایی که سرویس کار نمیکند چیست؟
این پرسش برای خانوادههایی که سال گذشته درگیر بازپسگیری هزینه روزهای عدم ارائه سرویس شدند، جدیتر است. وقتی پاسخ آن از ابتدا در قرارداد روشن نباشد، طبیعی است بعضی والدین برای پرداخت هزینه چندماهه محتاط شوند و ترجیح دهند فعلا خودشان مسئول رفتوآمد فرزندشان باشند.
بنابراین اعتماد به سرویس فقط به راننده و خودرو محدود نمیشود؛ قرارداد هم باید قابل اعتماد باشد. از همان زمان ثبتنام باید روشن باشد که در صورت غیرحضوری شدن رسمی مدارس و ارائه نشدن خدمت، هزینه چگونه محاسبه و بازگردانده خواهد شد.
از همینجا پای مسئولیت دستگاههای مختلف هم به میان میآید؛ مدرسه و آموزشوپرورش باید پیش از آغاز سال تحصیلی بدانند چه تعداد دانشآموز به سرویس نیاز دارند و مسیرهای اصلی کداماند. شهرداری و مجموعه حملونقل شهری باید اثر این رفتوآمدها بر ترافیک را در برنامهریزی خود ببینند. مجموعه مسئول ساماندهی سرویسها نیز باید شرایطی فراهم کند که خانواده به قیمت، راننده، خودرو و قرارداد اطمینان داشته باشد و راننده هم انگیزه کافی برای فعالیت داشته باشد. پلیس نیز در مدیریت توقفها و ایمنی محدوده مدارس نقش مشخصی دارد.
اما یک هزینه دیگر هم هست که معمولا در این بحث گم میشود: زمان خانوادهها.
نداشتن سرویس برای بعضی والدین یعنی تنظیم زندگی روزانه با زنگ مدرسه؛ صبح زودتر از خانه بیرون آمدن، رساندن دانشآموز و بعد رفتن به محل کار و چند ساعت بعد، تکرار مسیر برای بازگرداندن او؛ گاهی یک نفر در خانواده عملا مسئول دائمی این رفتوآمد میشود. ساعت کارش تغییر میکند و بخشی از صبح یا ظهرش در مسیری میگذرد که قرار است تا پایان سال تحصیلی بارها تکرار شود.
پس وقتی از قیمت بالای سرویس صحبت میکنیم، هزینه نداشتن آن را هم باید دید؛ بنزین و استهلاک خودرو، زمان از دسترفته و بههم خوردن برنامه کاری خانواده؛ راهحل را هم باید پیش از مهر جستوجو کرد، نه بعد از آن.
نیازسنجی سرویس میتواند از تابستان آغاز شود تا تعداد متقاضیان و مسیرها پیش از بازگشایی مدارس مشخص باشد. اگر دانشآموزان یک مدرسه در مسیری به حد نصاب نمیرسند، میتوان با رعایت ضوابط، امکان استفاده مشترک دانشآموزان مدارس نزدیک را بررسی کرد تا «به حد نصاب نرسید» آخرین پاسخ به خانواده نباشد.
قیمت و قرارداد نیز باید شفاف باشد؛ از مبلغ و نوع خدمت گرفته تا تکلیف هزینه روزهایی که به دلیل غیرحضوری شدن رسمی مدارس، سرویسی ارائه نمیشود.
در کنار آن، بعضی مدارس قزوین به نسخه ترافیکی مخصوص خود نیاز دارند. تعیین محل مناسب برای سوار و پیاده شدن دانشآموزان، جلوگیری از توقف طولانی و دوبله و مدیریت دقایق اوج رفتوآمد میتواند بخشی از آشفتگی هرروزه اطراف این مدارس را کاهش دهد.
و مهمتر اینکه با تمام شدن مهر، پرونده سرویس مدارس هم بسته نشود، باید مشخص شود مشکل امسال بیشتر کجا بوده است؛ قیمت، کمبود خودرو، نرسیدن به حد نصاب، ضعف نظارت یا بیاعتمادی خانوادهها؟ اگر این تجربه ثبت و بررسی شود، شهریور سال آینده مجبور نیستیم دوباره از نقطه صفر شروع کنیم.
سرویس مدرسه در ظاهر مسیر کوتاهی میان خانه و مدرسه است؛ اما وقتی همین مسیر کوتاه درست ساماندهی نشود، اثرش به زندگی یک شهر میرسد.
اگر سرویس مدرسه را مسئله شخصی خانوادهها بدانیم، نباید تعجب کنیم که هر صبح، تمام شهر هزینه این نگاه را در خیابانهای قزوین میپردازد.








