روز خبرنگار؛ انتظارهایی که بود و همچنان است
- شناسه خبر: 64717
- تاریخ و زمان ارسال: 22 مرداد 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

رئوف پیشدار ـ استاد دانشگاه و روزنامهنگار
روز خبرنگار امسال ـ ۱۷ مرداد ـ هم تمام شد. روزی پُر از تعارف و شعارهایی که برای اهل رسانه، سالهاست که دیگر دلچسب نیست.
امسال در شرایطی از روز خبرنگار استقبال شد که اغلب رسانهها بخصوص رسانههای بخش خصوصی از همه نوعش به نفسهای آخر افتادهاند. کاغذ نیست، هزینهها بالا و بالاتر رفته، دخل و خرج حتی به نقطه سر به سر هم نمیرسد، ضرر!
چارهکار اخراج قلمزنها، فقط یک قلم بعد جنگ ۱۲ روزه بیش از ۱۰۰ خبرنگار از کارشان اخراج شدند. بیشترشان بدون بیمه و پُشتیبانی مالی!
معاون اول رئیس جمهوری از فرصت استفاده کرد و گفت: خبرنگاری کاری سخت است. آقای عارف باید بداند که «سخت و زیانآور بودن حرفه خبرنگاری» قانونی است که سالها پیش تصویب شده، ولی در عمل با کُلی بند و تبصره بیاثر شده است.
روز خبرنگار امسال هم تمام شد و دوباره «ما» ماندیم و همهی حرفهایی که سالهاست میگوییم و مینویسیم: «تعارف نکن، باورم کن!»
روز خبرنگار تنها یک حُسن دارد. در یکی دو روز و در یک فضای احساسی! همراهی عمومی متوجه خبرنگاران و اصحاب رسانه میشود.
خبرنگاران کیستند؟ آنها فرزندان همین مردم هستند که در تقسیمبندی لایههای اجتماعی در تمامی جوامع، به طبقه «روشنفکران» تعلق دارند و افکار عمومی را نمایندگی میکنند و یا قرار است که اینطور باشد. تلاش آنها متوجه بیان و تصویر کردن «همهی آن چیزهایی است که همگان میبینند! اما کسی را یارا و امکان گفتن و نوشتن و به تصویر کشیدنش نیست.» آنها قبل از هر چیز یک انسانند مانند دیگران، شاید با احساسی بیشتر و رقیقتر و اما حتما با نگاهی متفاوت، عمیق و در عین حال دقیق که لازمه این کار و حرفه است.
حاصل کار روزانه یک خبرنگار و یک گروه خبری برای چند لحظه و یا دقیقه در معرض افکار عمومی قرار میگیرد، حاصل کار هر چه باشد، خبرنگار کسی است که با ذرهذره وجود خود و با تمام احساس خویش آن را پدید آورده و چون یک انسان است! قبل از مخاطب، با همهی وجود حرف به حرف و کلمه به کلمه آن را چه شاد و چه غمگین حس کرده و در معرض اضطرابها و چالشهای فکری و روحیاش قرار گرفته است.
همین استرسها، فشارهای شدید روحی و عصبی و دلهرهها! هست که به باور عموم محققین پزشکی و آمار مرگ و میرها! موجب آن میشود تا خبرنگاران عمری طولانی نداشته باشند و در دوران حیات خود نیز اغلب به بیماریهای روحی، عصبی و قلبی و عروقی مبتلا شوند و یا به واسطه نوع کار و ضرورت حضور در حوادث و بحرانهای مختلف مانند درگیریها و جنگها در معرض آسیبهای احتمالی قرار گیرند.
با این شناخت از مرتبه اجتماعی و مسئولیتها و وظایف، و نیز تهدیدها و خطراتی که متوجه روح و جسم اصحاب رسانههاست، در اغلب کشورهای جهان تسهیلات و خدمات ویژهای را برای این طبقه در نظر میگیرند که تامین حداقل معیشت زندگی، خدمات بیمهای و تامینی مناسب حتی ناشی از مسئولیت کاری! جزیی از آنهاست.
جورج اورول، نویسنده «مزرعه حیوانات» و «۱۹۸۴» گفته است: «روزنامهنگاری یعنی انتشار آن چیزی که یکی نمیخواهد منتشر شود، باقی دیگر روابط عمومی است.» خبرنگار، روز نمیخواهد، امنیت میخواهد برای نوشتن اخباری که یکی نمیخواهد منتشر شود.
«آن چه اینک یک ضرورت قطعی است؛ بازسازی فوری و بنیادین در حوزههای آموزش، قوانین، پشتیبانی از خبرنگاران و همچنین در رویکردها و راهبردهای رسانهای است تا رسانههای کشور بتوانند در آرایش جدید رسانهای به جایگاه روایتگر «اول»، «برتر»، جامع، جذاب و ملی دست یابند. غفلت در این زمینه در شرایط حساس کنونی، غیرقابل جبران خواهد بود و میتواند آسیبهای جبرانناپذیری به امنیت روانی و سیاسی کشور وارد کند. رسانهها در شرایط کنونی، علاوه بر اطلاعرسانی، وظیفهای سنگینتر در شکلدهی به افکار عمومی و حفظ انسجام ملی بر عهده دارند.».
دکتر نصراللهی رئیس دانشکده ارتباطات دانشگاه آزاد تهران مرکز میگوید:
«باید این باور در کارگزاران امور شکل بگیرد که «کلید حل بسیاری از مشکلات کشور، بهرهگیری حداکثری از ظرفیت رسانهها و استفاده مؤثر از آنها در فرآیند تصمیمگیری و تصمیمسازی است. رسانهها باید به عنوان بازوان توانمند در رشد و توسعه کشور و مقابله با جریان تحریف، نقشی برجسته ایفا کنند.»
به قانون اساسی باور داشته باشیم که رسانهها آزادند، و حق ذاتی آنهاست که به نقد امور بپردازند. رسانه آزاد و مستقل، نشانه و ضامن حفظ، توسعه و بقای دموکراسی است و دولتها نمیتوانند و نباید در امور رسانهها و فعالیت آنها دخالت کنند، مگر قانون مقرر کرده باشد.
نهادهای مدنی از جمله سندیکاها، اتحادیهها و هر نوع تشکل مدنی دیگر که در چارچوب قانون شکل گرفته و میگیرد، بهترین محل برای تنظیم و تعدیل و هماهنگسازی فعالیتهای صنفی است. باید بپذیرند که رسانهها نیز دارای نهاد صنفی خود باشند و مسائل احتمالی در رابطه با کار رسانهای، در آن نهادها و توسط خبرگان و اهل فن، رسیدگی شود.
حاکمیت باید باور داشته باشد که اساس یک ارتباط موفق در ارتباطات انسانى، دو طرفه بودن آن و پذیرش این امر مىباشد که مخاطب «فعال» و قادر به تجزیه و تحلیل پیام است. بر این اساس، روح حاکم بر گزارشدهى به ملت و نفس کار باید بر «پاسخگویی» متمرکز باشد که مقدمه آن «سوال» و «حق سوال کردن» است که از حقوق اساسى و بنیادی انسان دانسته مىشود. در جوامع مردم سالار ماموریت جمعآورى، تنظیم، دستهبندى و یافتن اولویتهای مورد نظر افکار عمومى و شکلدهى به آن و انتقال آنها به حاکمیت و از حاکمیت به مردم را نهادهاى مدنى به ویژه رسانههاى ارتباطى انجام مىدهند.
رسانهها در هر جامعهاى افکار عمومى را نمایندگی مىکنند و آزادى عمل آنها از شاخصهاى سنجش میزان برقرارى مردمسالاری در جامعه است.
کاملا روشن است: بنیه ملّی رسانهها در جامعهای تقویت میشود که در آن نگاه امنیتی به رسانه وجود نداشته باشد، ارباب قدرت برای حفظ و تسری آن به همهی جهات، «بولتنهای حزبی» را با رانت دادن در اختیار نگیرند و رسانه آزاد باشد در چارچوبی منطقی و علمی از قانون، سنت و عرف به فعالیت حرفهای خود بپردازد و در این چارچوب قدرت و کارکردهای آن را نقد کند. در چنین جامعهای که یک شرط اساسی آن این است که در آن هیچکس و نهاد و سازمان «معصوم » نیست، دولتها نمیتوانند به هیچ عنوان در حوزه نشر (هر شکل آن) فعالیت داشته باشند. اینکه میگوییم رسانه مستقل است و باید باشد، اینکه رسانه آزاد نماد دموکراسی است و اینکه در قوانین هم استقلال آن مورد تاکید قرار گرفته و اینکه رسانه افکار عمومی را نمایندگی میکند و دهها دلیل و برهان دیگر، یعنی:
رسانه یک «قوه مستقل» است. اصل استقلال و تفکیک قوا حکم و ایجاب میکند که رسانه مستقل بماند و اجازه دخالت دیگر قوا را در وظایف و کارکردهای خود ندهد.






