روایتی کوتاه از جنگ و مردان بزرگش از زندان
- شناسه خبر: 93530
- تاریخ و زمان ارسال: 18 مهر 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

محمدرضا رجائیپور
زندان … زندان … روزنامه … به گوشم
زندان … زندان … هنور جنگ برات مفهومه؟
زندان … زندان … روزنامه … چی مفهومه …
زندان … زندان …
جنگ … خون … شهدا … ارزشها …
زندان … زندان … روزنامه … مفاهیم شما در کد رمز موجود نیست …
روزنامه … روزنامه … با معادل فعلی واژهها صحبت کنید؛ برام مفهوم میشه…
زندان … زندان …
با چه معادل واژهها صحبت کنیم …
زندان … زندان … جواب بده …
روزنامه … روزنامه …
اینجا واژهها در ذهنم، الفاظ … ثبت شده
روزنامه … روزنامه …
اینجا زندان … دقت کنید کسانی کد رمز بیسیم زدند؟
زندان … زندان …
روزنامه به گوشم …
زندان … محکوم به اختلاس یا اغتشاشگر شدی …
روزنامه … روزنامه …
محکوم به اعتماد شدم؛ در زندانم …
زندان … زندان …
پس خیالمون راحت باشه …
روزنامه … روزنامه …
o تُو کُد ما ننوشته بورس اوراق بهادر …
کارخانههای دولتی … وامهای کلان بیبازگشت …
روزنامه … روزنامه …
اینهایی را گفتم تو کد من نیست …
روزنامه … روزنامه …
من از نوع خبیریام. اونی که میسوزنه، دود نداره!
زندان … زندان …
مفهوم نیست …
روزنامه … روزنامه … به گوش باش …
o محمدرضا رجائیپور … اسمش جزء مفقودهاست …
خدا رحمتش کنه …
روزنامه … روزنامه …
o مراقب باش یه موقع از فکه، قندیل بستن بچهها در کانی مانگاه کله قندی … ننویسید … بِه گوش هستی؟! پرونده روزنامه ارسال بشه هیات نظارت بر مطبوعات …
زندان … زندان …
پس چی بنویسم …
از جامعه مدنی … سینمای مبتدل خانگی مجوز گرفته از وزارت ارشاد که افتضاح است …
خنک … گوارا … بنویسید …. تبلیغ کنید …
روزنامه … روزنامه …
حواستون باشه … حواستون باشه …
از قیچی شدن بچهها تو شلمچه، تو جناح چپ قیچی شدند … بعد هم تو جناح راست داغان شدند … اینها را ننویسید عدهای ناراحت بشنوند …
زندان … زندان …
از شلمچه بنویس … از مردان بزرگ که در راه وطن کشته شدند … اگر تو ننویسی دیگران یهطور دیگه مینویسند … بنویس ….
بِه گوش هستی؟! زندان ….
به گوشم …
روزنامه … روزنامه …
اینهم مینویسم؛ «بابا خون داد» دیگه شعار این نسل نیست…
بابا پولدار، بابا پولدار … موبایل آیفون …
زندان … زندان …
منتظریم بنویس از ناگفتههای جنگ …
باشه مینویسم. روزنامه …
مواظب باشید عدالت رو با شهدا خاک نکنن …
من دارم میبینم … خدا کنه در خواب ببینم …
اما ماجرای جنگ هشت ساله، ایران و عراق از اینجا شروع شد؛ فرار شاپور بختیار و رفتن به پاریس را باید نقطهی آغاز تلاشها علیه جمهوری اسلامی دانست. او در این زمان به عنوان یکی از رهبران عمده ضد انقلاب شناخته شد و از هیچ تلاشی برای براندازی جمهوری اسلامی دریغ نکرد و در پاریس پرچم مبارزه با آیتا… خمینی و جمهوری اسلامی را به کمک تعدادی از اعضای فراری ارتش برافراشت. بر اساس اسناد به دست آمده، جای پای شاپور بختیار در بسیاری از توطئهها و کودتاها علیه ایران وجود دارد. یکی از توطئهها، همکاری با صدام در جنگ است. بختیار چندین بار از بغداد دیدن کرد. این دیدارها حتی در زمان اشغال خاک ایران از سوی ارتش حزب بعث عراق ادامه داشت. بختیار در این دیدارها، برابر تعهداتی که به گردن گرفت، مبالغ قابل توجهی پول و اجازه پخش برنامهای به مدت یک ساعت در روز را از بغداد به دست آورد. به دنبال این توافق رادیوی مزبور زیر نام «رادیو آزاد ایران» آغاز به کار کرد. دو برنامهی رادیویی ایران و صدای آزاد ایران نقش عمدهای در فریب مردم و نیروهای مسلح ایران و در نتیجه موفقیت اولیه آفند نظام عراق به عهده داشتند. همچنین شاپور بختیار طی ملاقاتهای مکرر با مقامهای حکومت بعث عراق، آنها را تشویق کرد به ایران حمله کنند. بعدها بختیار در کتابی که خود منتشر کرده، ادعا میکند که رفتنش به عراق به خاطر مانع شدن از جنگ علیه ایران بوده است و میگوید جنگی که توسط عراق آغاز شد نتیجه مستقیم تحریکات آیتا… خمینی بود. من در حد امکاناتم کوشیدم که مانع بروز آن شوم قبل از جنگ، من با دولت عراق مذاکراتی داشت؛ خود آنها با من تماس برقرار کردند و در ادامه میگوید: من مداوما آنها را علیه جنگ با ایران بر حذر داشتم. وقتی فضا برای آنان دیگر قابل تنفس نبود باز به آنها پیشنهاد کردم که آیتا… خمینی را منزوی کنند و از این راه وسایل سرنگونیاش را فراهم آورند.
***
صحبتهای بختیار اگر هم واقعیت داشته باشد، نشاندهنده تحریک عراق برای حمله به ایران بوده است. از طرفی بختیار به عنوان تحلیلگر اوضاع، بلکه در مقام رهبری سیاسی سخن میگفت و گفتههایش در این عرصه، معنای دیگری جز توجیه جنگی تمام عیار از طرف عراق علیه ایران به جا نگذاشت. در جای دیگر میگوید: اگر آیتا… خمینی در ایران بماند این خطر برای عراق هست که خود سرنگون شود و در نتیجه کشورهای عربستان و مصر دچار تزلزل شوند. پس همگی ناچارید علاج واقعه را پیش از وقوع در نظر بگیرند. بختیار با تصویری که از خطر جمهوری اسلامی برای کشورهای اسلامی ترسیم میکرد؛ آنها را به جنگ علیه ایران سوق میداد.
***
در تمام نوشتههای بختیار تناقص وجود دارد. او در فاصله چند ماه بعد از انقلاب ایران مبارزهی همهجانبهای را علیه نظام تازه تاسیس جمهوری اسلامی آغاز کرد اما این مبارزه خرج زیادی داشت و در بهار 1359 مبلغی در حدود 40 میلیون دلار از صدام حسین به منظور مبارزه با رژیم حاکم بر ایران گرفت. بختیار به این عقیده بود که پس از انقلاب، ارتش ایران تضعیف شده و اقتدار لازم را ندارد و در نتیجه مقابل حملات ارتشهای مهاجم توانایی دفاع نخواهد داشت؛ و همین مشورتهای غلط بختیار به صدام بخشی از عامل اشتباه عراق در حمله به ایران شد. در حقیقت بختیار و اویسی به این باور بودند که با حمله عراق به ایران ظرف یک هفته ارتش ایران شکست خواهد خورد و در طول یک ماه حکومت سرنگون شده و دولت جدید تحت حمایت عراق در ایران یا دستکم مناطق اشغالی مستقر خواهد شد. بختیار صدام را مطمئن کرد که به محض آغاز عملیات نظامی، ایل بختیار وارد عمل خواهد شد و از اصغهان تا اهواز را در اختیار خواهد گرفت. و به این ترتیب عراق حمله نظامی به علیه ایران را آغاز نموده و احمد محمود در رمان «زمین سوخته» که با روایت واقعگرایانه از جنگ نوشته… درد من این بیحسی، بیتفاوتی مناطق دور از جنگ بود. دلم میخواست لااقل مناطق دیگر مملکت بفهمند که چه اتفاقی افتاده است.
***
زمین سوخته احمدمحمود از دل گفتوگوها و گمانها و هراسهای یک خانواده نسبتا پرجمعیت شروع میشود و سپس به کنج زیرزمینی که جانپناه خانواده است کشیده شده و در نهایت وارد کوچهها و خیابانهای اهواز میشود و روایت احمد محمود از جنگ در اهواز، در دل خاکریزها اتفاق نمیافتد، بلکه جنگیدن صاحبان قدرت و اسلحه با مردم بیسلاح و بیدفاع است. نویسنده فضای رعب و وحشت حاکم بر شهر را به بهترین شکل با دو ابزار توصیف و ریتم، بازنمایی کرده است. به بیانی کاملتر حس تنش و اضطراب به وسیله جملاتی که بین شخصیتها رد و بدل میشود. احمد محمود در «زمین سوخته شهری» متعجب و شوکه شده، حمله نظام عراق را روایت که با چالشهای عمیق دست و پنجه نرم میکند.
مردمِ زمین سوخته آدمهای معمولیای هستند که تا یک روز قبل از شروع جنگ زندگیهای معمولیای داشتند اما با شلیک اولین گلوله همه چیز حتی خلق وخویشان دستخوش تغییر شد.
اما شروع تهاجمات سراسری رژیم بعث عراق به خاک ایران در سال 1359 با بمباران تهران و 19 شهر دیگر ایران آغاز شد و به دنبال آن دهها لشکر پیاده و زرهی عراق از راههای مرزی وارد خاک ایران شدند و پس از تصرف بخشهایی از مناطق ایران، نیروهای مسلح و نیروهای مردمی وارد عمل شده و در پی چندین عملیات، اجازه تجاوز و تعدی به خاک میهن را ندادند. هر چند در آغاز جنگ تحمیلی نیروهای زمینی دشمن نسبت به نیروهای ما برتری داشتند؛ ولی در همان روزهای حمله بیش از 140 فروند جنگنده ایرانی با هدف مقابله با ارتش عراق، ضربههای مهلکی به توان نظامی آنان وارد کرد و برتری هوایی ایران را در معرض نمایش گذاشت. اجرای این عملیات هوای گسترده با ایثار خلبانان غیور ضربهی روحی و شوک بزرگی به دشمن وارد کرد و سبب شد که دشمن در انجام تصمیم خود در حمله به ایران دچار تردید شود. در صبح اول مهر 1359 تعداد 140 فروند هواپیمای شکاری شامل 96 فروند هواپیمای اف 15 از پایگاههای تبریز، دزفول و بوشهر به پرواز درآمدند و 44 فروند هواپیمای بمبافکن اف ـ 4 از مهرآباد، همدان، بوشهر جمعا 412 هزار پوند بمب یعنی بیش از 200 تن را روی اهداف تمثیل شده به پایگاههای هوای موصل ـ کرکوک ـ الرشید در کنار بغداد، ناصریه، شعبیه در کنار بصره کوت در شرق عراق و حبانبه در غرب بغداد فرودگاه بینالمللی بغداد ـ ایستگاه رادار العماره ـ پایگاه هوایی امالقصر به تلافی حملات هوایی 192 فروندی روز 31/06/1359 عراق فرو ریختند.
خلبان افسانهای فانتوم
با اشارهای به چند چهره تاثیرگذار نیروهای مسلح از آغاز جنگ تا پایان هشت سال دفاع مقدس، باید بنویسیم در تاریخ جنگهای کلاسیک، قهرمانان معمولا در اوج نبرد یا در میان شعلههای آتش صحنه درگیری به خاک میافتند؛ اما گاهی سرنوشت، روایتهای غیر منتظرهای را برای کسانی رقم میزند که نامشان با شکوه پروازهایشان گره خورده است. «محمود اسکندری» خلبان افسانهای جنگنده اف ـ 4 فانتوم، نمونهای از این قهرمانان است که حضورش در تاریخ نبرد فراتر از یک عملیات ساده به معنای تغییر در محاسبات استراتژیک دشمن بوده است یاد کرد. نام اسکندری در ادبیات دفاع مقدس تصادفی نیست. او تنها یک خلبان نبود بلکه عامل تعیین کننده در قطع شریان حیاتی ارتش بعث به شمار میرفت. انهدام پل استراتژیک ارتش عراق بر روی اروندرود یکی از آنها نقاط عطف بود که در عملیات بیتالمقدس نقش کلیدی ایفا کرد. این اقدام با هدف قرار دادن پل، عملا مسیر پشتیبانی از 22 تیپ رزمی عراق را مسدود کرد و باعث شد خرمشهر از دسترس ارتش یعق عراق خارج گردد.
این یک ضربه تاکتیکی نبود بلکه یک اقدام استراتژیک برای فلج کردن توان لجستیکی دشمن در حساسترین لحظات نبرد بود. اما میراث محمود اسکندری تنها محدود به جغرافیا و رودخانهها نمیشد. او در ابعاد روانی و نمادین نیز بر دشمن اثر گذاشت. عملیات پرواز به فراز بغداد و شکستن دیوار صوتی در آسمان پایتخت عراق، فراتر از یک نمایش قدرت که یک تحقیر سیاسی علیه نظام صدام بود. اسکندری با این اقدام پیام ترس و ناامنی را مستقیما به قلب مرکز قدرت عراق فرستاد.
پیامی که نشان داد هیچ حریمی برای رژیم بعث در آسمانهای منطقه وجود ندارد. شجاعت او در عملیاتهای پیچیده مانند حمله به پایگاه الولید نمونهای بینظیری از مهارت در مدیریت بحران و پروازهای مخاطرهآمیز است. عبور از حریم هوایی چندین کشور و انجام سوختگیریهای حساس در ارتفاع پایین نشاندهنده سطحی از مهارت است که تنها در خلبانان تراز اول جهانی دریافت میشود. با این حال پارادوکس تلخ زندگی محمود اسکندری در نحوه پایان یافتن آن نهفته است. مردی که سالها نامش با صدای رعدآسای موتورهای فانتوم و لرزش آسمانهای دشمن گره خورده بود، نه در میانه یک نبرد هوایی پیچیده بلکه در یک تصادف رانندگی ساده در سال 1380 بر اثر حادثهای از میان ما رفت. مرگ اسکندری در جاده شاید از نظر منطقی یک حادثه باشد اما از نظر روایی یادآور این واقعیت است که قهرمانان حتی زمانی که از آسمانها به زمین بازمیگردند همچنان در میان انسانها و با محدودیتهای زندگی روزمره روبرو هستند. امروز آرامگاه او در امامزاده حیدر کلاک کرج، تنها آرامگاه یک خلبان نیست بلکه سپری است به یاد مردی که یاد او با شکستنهای دشمن و لرزاندن پایتختهای متخاصم در تاریخ دفاع مقدس حک شده است.
«جواد فکوری» یکی از بزرگترین تئوریسینهای نیروهای هوایی
یکی دیگر از خلبان ارتش جواد فکوری بود که در هفتم خرداد 1359 به سمت فرمانده نیروی هوایی ارتش منصوب شد. او در شرایطی فرمانده نیرو شد که کودتای نوژه در 18 تیر 1358 به وقوع پیوسته و شیرازه امور از هم پاشیده بود؛ همچنین شایعه و شعار انحلال ارتش در میان مردم به راه افتاده بود. برخی معتقدند که این شایعه از سوی کسانی منتشر میشد که میخواستند جلوی دگرگونی بنیادی و ساماندهی نیروی هوایی را که فکوری آغاز کرده بود بگیرند. از آنجا که فکوری فردی قاطع و مذهبی به شمار میرفت پس از نخستوزیری شهیدرجایی با حفظ سمت به عنوان وزیر دفاع برگزیده شد. او سه روز در ستاد فرماندهی نیروی هوایی و سه روز در وزارت دفاع خدمت میکرد. ـ ابوالحسن بنیصدر رئیسجمهور به همراه مسعود رجوی در هفتم مرداد 1360 با یک فروند هواپیمای 707 نیروی هوایی به خلبانی سرهنگ بهزاد معزی خلبان ویژه شاه، به کشور فرانسه میگریزند ـ فکوری در آن زمان دستور سرنگونی آن هواپیما را داده بود. با این حال به علت برخی شایعهافکنیها در این زمینه، ناگزیر به کنارهگیری از وزارت دفاع شد. فکوری با شروع جنگ ایران و عراق به عنوان یکی از طراحان عملیاتهای نیروی هوایی به کار خود ادامه داد.
او در طراحی عملیات کمان 99 و عملیات اچ 3 و عملیات اوسیراک شرکت داشت؛ با موفقیت کمان 99 را که شامل حمله سراسری به پایگاههای نیروی هوایی عراق و مراکز حساس نظامی و اقتصادی این کشور بود به اجرا گذاشت.
موفقیت نیروی هوایی در اجرای این عملیات در شرایط بحرانی بعد از پیروزی انقلاب و وضعیت جنگی، شگفتی ناظران جهانی را به دنبال داشت. در ماههای آغازین جنگ، نیروی هوایی تحت فرماندهی جواد فکری به مقابله با تهاجم زمینی ارتش عراق پرداخت و در بسیاری از موارد، بویژه حفظ شهر استراتژیک دزفول و پشتیبانی از مدافعان شهر آبادان نقش حیاتی را ایفا کرد؛ ـ فکوری شخصا در طراحی و اجرای عملیات اچ ـ 3 حمله به پایگاههای هوایی عراق در جوار مرز این کشور با اردن شرکت داشت. حمله به اچ ـ 3 در کنار کمان 99 جزو موفقترین عملیاتهای نظامی نیروی هوایی مدرن هستند. ـ فکوری در سانحه پرواز هرکولس سی ـ 30 نیروی هوایی ارتش به شهادت رسید.
نیروهای ارتش تا پایان جنگ هرگز این سخن شهید فکوری را فراموش نکردند «این جنگ پایانش زمانی است که ما به دنیا اثبات کنیم ملتی هستیم که به زانو درنخواهیم آمد و حاضر هستیم بهای این تسلیم نشدن را بپردازیم.»
فرماندهی که زندانی شد اما وطن را نفروخت
از دیگر چهرههای خلبان نیروی هوایی «هوشنگ صدیق» بود او خلبان اف ـ 4 فانتوم 2 نیروی هوایی و فرمانده نیرو بین سالهای 1362 ـ 1365 بود که در پی استعفای سرهنگ معینپور با درجه سرهنگی با حکم امام به فرماندهی نیرو منصوب شد. در زمان فرماندهی او وضعیت سیاسی نیرو به علت اخراجها و تصمیمهای غیرحرفهای در کادر فرماندهی پیشین نیروی هوایی بسیار متشنج شده بود. وی چند مدتی را زندانی شد و بیگناهی وی ثابت گردید و از زندان آزاد شد صدیق در 18 تیر 1399 درگذشت.
معمار سیستم پدافندی ایرانی
«منصور ستاری» خلبان نبود، افسر رادار بود که با پیشنهاد عباس بابایی به مسئولین وقت به فرماندهی نیروی هوایی منصوب شد؛ از ویژگیهای مهم ستاری این بود که با تکیه بر توانمندیهای داخلی بر خودکفایی در حوزه صنایع هوایی و دفاعی تاکید داشت و معتقد بود ایرانی علاوه بر آنکه نسبت به ملل غربی و دنیای پیشرفته هیچ کم و کسری از نظر استعداد و نبوغ ندارد بلکه در بسیاری از موارد باهوشتر و بااستعدادتر نیز هست.
هر کاری هم کرد بر همین اساس بود؛ از اجرای پروژههایی مانند اوج تا راهاندازی مرکز پژوهش، تاسیس دانشگاه علوم و فنون هوایی، ایجاد شبکه دیدهبانی و ایجاد محیط مناسب برای تفکر و نوآوری برای تعمیرات و نگهداری تجهیزات پیشرفت نیروی هوایی ارتش.
همینها باعث شد امروزه او را معمار آیندهنگر سیستم پدافندی هوایی ایران بنامند؛ همان سیستم پدافندی که حال مبتنی بر دانش بومی ایران است. منصور ستاری اولین کسی است که در تاریخ ایران به فکر تولید یک هواپیمای جنگنده ایرانی افتاد و باور کرد که ما میتوانیم و کار را در سال 1366 شروع کرد که نامش پروژه اوج 110 بود ـ این جنگندههای ایرانی (آذرخش و صاعقه) در سالهای اخیر به تناوب دیده شد ـ در سال 1367 نخستین هواپیمای ساخت ایرانی را رونمایی نمود و پرواز داد که نامش پرستو و یک هواپیمای سبک چهار نفره بود. فقط هواپیما نبود؛ ستاری اولین کسی بود که باور کرد میتوانیم خودروی ایرانی بسازیم و با ایده اولیه کار را شروع کرد. ستاری در مراسم روز استقلال پاکستان اواخر دهه 80 میلادی از سوی غلام اسحاقخان رئیسجمهور وقت پاکستان بالاترین نشان نظامی را دریافت کرد. ژنرال حکیما… فرمانده نیروی هوایی پاکستان از تیمسار ستاری سوالاتی درباره نحوه عملکرد سیستم و مسایل فنی هواپیما میپرسد و پس از پایان بازدید ژنرال حکیما… به خانم بینظیر بوتو نخستوزیر وقت پاکستان گفته بود تا این لحظه فرماندهی را به دانایی و دانشمندی و باهوشی تیمسار ستاری که در مسائل غیر از تخصص خود تبحر داشته باشد ندیدهام. روز بعد غلام اسحاقخان رئیسجمهور پاکستان در مراسمی بالاترین نشان نظامی پاکستان را به او اعطا میکند. تیمسار منصور ستاری در 15 دی ماه 1373 در سانحه سقوط هواپیما به شهادت رسید.
ستاری فرمانده ولی بابایی نفر اول نیروی هوایی بود
ستاری فرمانده نیروی هوایی بود آن هم به پیشنهاد بابایی اما تمام کارهای عملیاتی با نظارت او بود؛ تهذیب نفس، پالایش روان از آلودگیهای دنیوی، تواضع، فروتنی، اخلاص و خدابینی از اوصاف معنوی تیمسار بابایی بود. او همواره چنان عمل میکرد که گویی خدا را در همه کارهایش به روشنی میبیند؛ هیچوقت تکبر و خودنمایی در کارهایش راه نمییافت؛ با اینکه معاون عملیاتی و فرمانده قرارگاه رعد بود هیچگاه احساس برتری به خلبانان و درجهداران در او مشاهده نمیشد.
عباس خلبان نورثروپ اف ـ 5 و اف ـ 14 تامکت بود. او از طراحان اسکورت نفتکشهای ایرانی در خلیجفارس بود که سوختگیری شبانه در شب را به نام خود ثبت کرد. عباس بابایی در 15 مرداد 1366 در آسمان سردشت به شهادت رسید.
عملیات بر فراز آسمان بغداد
چهره آشنای نیروهای مسلح «حمیدرضا پردیس» خلبان اف 4 فانتوم 2 نیروی هوایی ارتش و تحصیلکرده آمریکاست که توانست عملیاتی موفقیتآمیز در آسمان بغداد را به معرض نمایش بگذارد او فرمانده پایگاه شکاری همدان و معاونت عملیات نیروی هوایی و قرارگاه خاتمالانبیا بوده و در سال 1380 به فرماندهی نیروی هوایی ارتش منصوب گردید و در حال حاضر مشاور عالی قدرت هوایی فرماندهی کل قواست.
عباس همه دورانها
او سرهنگ جنگنده مک دانل داگلاس اف ـ 4 فانتوم 2 نیروی هوایی بود. در آغاز جنگ ایران و عراق نقش مهمی در بمباران اهداف دشمن ایفا کرد. «عباس دوران» بیش از 120 عملیات و پرواز برونمرزی موفق داشت و در عملیات بغداد دلاورانه به شهادت رسید و پیکرش پس از چندین سال در سال 1381 به ایران تحویل داده شد.
درسی که شهید آبشناسان به صدام داد
«حسن آبشناسان» نفر اول دوره رنجری در خارج از کشور بود و صحنههای بینظیری را در برابر رژیم بعث عراق خلق کرد. او در راه دفاع از مام وطن به قدری دلاور بود که به او لقب شیر صحرا را دادند. این لقب چنان شایسته او بود که رادیوهای دشمن هم با این لقب از او نام میبردند.
آبشناسان آدم غریبی بود، آرام، کمصحبت، بامطالعه و بسیار خوب فکر میکرد. و بسیار خوب عمل میکرد. نترس، استوار و بسیار مهربان بود. او توانایی خیرهکنندهای در فنون نظامی داشت تا جایی که صدام برای کشته شدنش جایزه تعیین کرده بود، در روزهایی که عراق بیشتر شهرهای ایران را با موشک مورد هدف قرار میداد؛ این فرمانده لشکر ویژه تکاور 23 هوابرد نامهای به صدام نوشته بود. (اگر جناب صدام ژنرال است و فنون نظام را خوب میداند و نظریهپرداز جنگی است به راحتی میتواند در دشت عباس با من و دوستان جنگآورم ملاقات کند و با هر شیوهای که میپسندد بجنگد، این که با بمب افکنهای اهدایی شوروی، محلههای مسکونی و بیدفاع را بمباران کند و مردم را به خاک و خون بکشد) در جواب این نامه صدام ژنرال قادرالحمید را با گروه ویژهاش به دشت عباس فرستاد تا عبدالحمید به آبشناسان نحوه انجام یک جنگ تخصصی را نشان بدهد غافل از اینکه این فرمانده ایرانی سالها قبل در کشور اسکاتلند، عبدالحمید و گروهش را در مسابقه کوهنوردی ارتشهای منتخب جهان دیده و شکست داده بود. در آنجا گروه او اول و عراقیها هفتم شده بودند. حالا در میدان جنگ حقیقی فرمانده لشکر ویژه تکاور 23 هوابرد دوباره مقابل ژنرال قادر عبدالحمید قرار گرفت و بعد از یک درگیری طولانی، لشکرش را شکست داد و ژنرال حمدالحمید را هم اسیر کرد. حسن آبشناسان یکی از فرماندهان لایق نظامی ایران بود که در 8 مهر 1364 به شهادت رسید.
یک نظامی وفادار به میهن
«ولیا… فلاحی» نمونه بارز یک نظامی وفادار به میهن و یک ارتشی دلاور بود که درجات نظامی را یکی پس از دیگری طی کرد و نزدیک به 10 سال از دوران خدمت خود را در مقام استاد و مدیر آموزش دورههای عالی فرماندهی و ستاد در دانشگاه جنگ گذراند. در شرایطی که بسیاری از تیمسارهای ارتشی که ارشد او به شمار میرفتند در کلاسهایش شرکت میکردند. برآیند این تجربه، بکارگیری دانش روز نظامی و بکارگیری نیروهای کاردان در ساماندهی مقاومت سرنوشتساز یک سال نخست جنگ بود.
تواناییهای ذهنی و فنی فلاحی موجب شده بود که در راس ارتش پس از انقلاب قرار بگیرد. ارتش را در سالهای اولیه پس از انقلاب و وقوع جنگ زنده و کارآمد نگهداشت.
از ویژگیهای فلاحی شناخت او از سازمان ارتش و چگونگی عملکرد آن بود. او به دلیل گذراندن دورههای عالی و تجربه ملی در رکن یکم ارتش نسبت به نقاط قوت و ضعف این سازمان و ویژگیها و روحیات افسران، شناختی فراگیر داشت و با اتکا به همین آگاهیها توانست سازمان ارتش را در بحرانیترین شرایط نگه دارد و مدیریت کند. ویژگی دیگر فلاحی باور به کاربردی کردن دانش نظامی در جریان طراح راهبردها و تاکتیکهای جنگی بود. یکی از محافظین فلاحی با نام جعفر بربری خاطرهای از او نقل میکند. از او پرسیدم تیمسار چه آرزویی دارید؟ لحظهای تأمل کرد و سپس گفت: تنها آرزوی من این است؛ آرزوی هر فرد نظامی در مرحله اول، سربلندی میهن و اهتزاز پرچم کشور به نشانه عزت و عظمت آن ملت است. و این نشان میدهد که مردم آن کشور زنده و پویا و در دنیا قابل احترام هستند.
شهید تیمسار فلاحی در طول جنگ رشادتهای فراوانی از خود نشان داد. (شورایعالی نشانها) در ارتش ایرانی به پاس فرماندهی و مدیریت تیمسار سرلشکر فلاحی در صحنهها و برهههای سرنوشتساز دوران انقلاب تا عملیات ثامنالائمه و ایثار نخستین نشان فداکاری به سرلشگر فلاحی تعلق گرفت. فلاحی در سانحه سقوط هواپیمای سی ـ 130 در 7 مهر 1360 به شهادت رسید.
نامدار عملیات مرصاد
«علی صیاد شیرازی» از نامدارترین چهرههای ارتش ایران که فرماندهی بود عملیاتهای موفقی را در دفاع مقدس مدیریت کرد.
دلاوریها و رشادتهای صیاد شیرازی در هشت سال جنگ بر هیچ کس پوشیده نیست. بر اساس شواهد تاریخی سپهبد علی صیاد شیرازی یکی از فرماندهانی است که نقش برجسته و فراموشنشدنی در عملیاتهای مهم جنگ داشته است. این ایثارگریها به حدی برجسته بود که مطبوعات کشورهای خارجی را نیز به تحسین واداشت. هفتهنامه مالین چاپ فرانسه در سال 1362 صیاد شیرازی را اینگونه توصیف میکند: برای صیاد شیرازی فرمانده نیروی زمینی ارتش ایران کلید پیروزی، به تانک و موشک بستگی ندارد، بلکه تنها به اعتقاد خدا بستگی دارد. قدی کوتاه، نگاهی روشن و دستهایی که با انگشتر عقیق صاف روی میز ستاد مشترک روی هم قرار گرفتهاند. این متخصص توپخانه که دوره تخصصی خود را در آمریکا گذرانده و امروزه فرماندهی نیروی زمینی ارتش ایران را هدایت میکند، از فرمولها نمیترسد. عزل او از فرماندهی نیروی زمینی ارتش را شاید باید موهبتی از سوی دشمنی مانند بنیصدر دانست. صیاد شیرازی بعد از خلع درجه به صورت کاملا افتخاری و به مدت 8 ماه وارد ستاد مرکزی سپاه شد و پس از خلع و فرار بنیصدر، شهید رجایی بار دیگر او را به بدنه ارتش وارد کرد. یکی از عملیاتهایی که صیاد در آن نقش بسیار مهمی ایفا کرد عملیات مرصاد یا فروغ جاوید بود. صیاد شیرازی در 21 فروردین 1378 هنگام خروج از منزل توسط مردی در لباس رفتگر ترور و به شهادت رسید.
یادشان مانا
ویژه هفته دفاع مقدس















