بهزیستی بدون برنامه، معلولان ناامید
- شناسه خبر: 72887
- تاریخ و زمان ارسال: 12 آذر 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
رویا بابائی
بدون تردید هدف از ایجاد و فعالیت سازمان بهزیستی، ساماندهی جامعه هدف بهویژه افراد دارای معلولیت بوده است. سازمانی که در بالا و پایین بتواند تمهیدات متناسب با شرایط را اتخاذ کرده و کشتی خود را از دل حوادث اجتماعی بیرون ببرد.
اما حالا چند سالی است رشته امور از دست بهزیستی خارج شده. این سازمان نهتنها قادر به حل بحرانهای خویش نیست؛ بلکه در حالت تأثیرپذیری از حوادث گوناگون قرار دارد و تدبیری برای برونرفت از این شرایط ندارد.
هجوم گرانی بر زندگی روزمره معلولان
افزایش بیرویه قیمت تجهیزات توانبخشی تنها یکی از دهها چالش معلولان است. این تجهیزات در سالهای اخیر به یکی از دغدغههای بزرگ جامعه معلولان تبدیل شده است. وسایلی مانند ویلچر، سمعک، عصا، عصای سپید، ابزارهای ویژه مطالعه برای نابینایان و اعضای مصنوعی، از ضروریترین لوازم زندگی روزمره و حضور اجتماعی افراد دارای معلولیت هستند؛ اما گرانی این تجهیزات، بسیاری از آنان را در شرایط دشواری قرار داده است، تا جایی که حتی برخی از معلولان به دلیل ناتوانی در تأمین هزینهها، از وسایل مهم و حیاتی خود محروم ماندهاند.
قیمت ویلچرهای باکیفیت، مخصوصاً نوع برقی، در سالهای اخیر چندین برابر شده. این افزایش قیمت نهتنها شامل محصولات وارداتی بلکه حتی تولیدات داخلی نیز میشود، زیرا مواد اولیه و قطعات اغلب از خارج کشور تأمین میشود. از سوی دیگر، سمعک نیز بهعنوان وسیلهای حیاتی برای افراد کمشنوا رشد شدید قیمت داشته و بسیاری از افراد دارای آسیب شنوایی ناچارند از مدلهای قدیمی یا کمکیفیت استفاده کنند که برای وضعیت شنواییشان مناسب نیست.
افراد دارای آسیب بینایی نیز در شرایط اقتصادی فعلی وضعیت خوبی ندارند. تجهیزاتی مانند نمایشگر و صفحهخوانهای صوتی و حتی گوشیهای هوشمند مجهز به نرمافزارهای مخصوص افراد نابینا، امروز بسیار گران شدهاند. این افزایش قیمت، فرصت برابر برای تحصیل و آموزش را از آنان گرفته و بسیاری از دانشجویان و دانشآموزان نابینا در تأمین ابزارهای درسی خود دچار مشکل هستند.
اعضای مصنوعی که برای افراد دچار قطع عضو ضروری است هم از گرانی در امان نمانده. به دلیل وابستگی این تجهیزات به فناوریهای پیشرفته و مواد مخصوص، هزینه ساخت و تعمیر آنها بسیار بالاست و بیمهها تنها بخش محدودی از هزینهها را پوشش میدهند.
همه میدانند که نبود حمایت دولتی کافی، کمبود تولید داخلی پیشرفته و وابستگی به واردات از عوامل اصلی افزایش قیمتها هستند. درحالیکه این وسایل برای معلولان نه یک تجمل بلکه ضرورت زندگی روزمره محسوب میشوند، باید سیاستهای حمایتی ویژهای برای کنترل قیمتها، تسهیل واردات تجهیزات توانبخشی و گسترش تولید داخلی در نظر گرفته شود. توجه به نیازهای معلولان، تنها بهبود شرایط آنان نیست، بلکه نشانهای از انسانمحوری و عدالت اجتماعی در جامعه است. اگر این شرایط تغییر نکند، خطر انزوای بیشتر افراد دارای معلولیت از زندگی اجتماعی و آموزشی جدیتر خواهد شد.
استراتژی گمشده بهزیستی
اما بهزیستی برای این بحران بزرگ نهتنها چارهای ندارد؛ بلکه حتی ایده هم ندارد. تکتک مشکلات مربوط به افراد دارای معلولیت همچنان مانند علامت سوالی روی دست بهزیستی ماندهاند و پاسخی برایشان پیدا نمیشود. اما وظیفه بهزیستی چیست؟
آیا بهزیستی در قبال گرانی تجهیزات توانبخشی، فقدان منبع درآمد برای معلولان، عدم برخورداری بخش مهمی از جامعه معلولان از بیمه، اشتغال، مسکن درمان و… استراتژی دارد؟ آیا این سازمان برای دولت و برای حل معضلات معلولان پیشنهادی برای دولت دارد؟ یا فقط منتظر رسیدن سر ماه و توزیع پولهای از راهرسیده است و اگر چنین است آیا رسالت بهزیستی این است؟
از ناکارآمدی طرحهای قدیمی تا فقدان راهکارهای نوین
اما در چنین شرایطی سازمان بهزیستی توان پاسخگویی موثر در مقابل حجم عظیم مشکلات و درخواستهای جامعه معلولان را ندارد. تورم، کاهش بودجههای حمایتی و گرانی تجهیزات توانبخشی باعث شده حتی طرحهای قدیمی این سازمان، مانند کمکهزینه خرید وسایل یا تامین خدمات درمانی، عملاً ناکارآمد شوند. حقوق و مستمریهای پرداختی نیز در مقایسه با هزینههای واقعی زندگی و درمان، بسیار ناچیز است. بسیاری از افراد دارای معلولیت از ماهها انتظار برای دریافت کمک موردی و وعدههای بینتیجه بهزیستی گلایه دارند و دیگر اعتمادشان را به حمایتهای عملی از دست دادهاند.
بهزیستی در سالهای اخیر نتوانسته راهکار تازهای برای کنترل شرایط روبه وخامت جامعه هدف خود پیدا کند. نبود برنامهریزی دقیق، کمبود بودجه و وابستگی زیاد به نهادهای دیگر موجب شده سازمان تنها نقش واسطهای بین وضعیت بد اقتصادی و مردم آسیبپذیر را ایفا کند. طرحهای ارائهشده بیشتر جنبه تبلیغاتی دارند و در عمل تأثیر محسوسی بر کیفیت زندگی معلولان نمیگذارند.
ضرورت بازتعریف نقش بهزیستی
ادامه وضعیت کنونی بدون اصلاحات جدی، تنها به افزایش فقر، انزوا و ناامیدی در میان جامعه معلولان منجر خواهد شد و همه اینها نشان میدهد سازمان بهزیستی باید از سیاستهای حمایتی سنتی فاصله بگیرد. بهعبارتدیگر بهزیستی یا کارآمدی خود را از دست داده و یا برای شرایط فعلی کاربرد ندارد. درهرصورت شاید حالا وقت آن رسیده باشد که برای جامعه هدف بهزیستی طرحی نو درانداخته شود. طرحی که زمام امور افراد دارای معلولیت را به مرجع مقبولتری بسپارد و بهزیستی را از یک نهاد منفعل که فقط بودجه را توزیع میکند، به نهادی استراتژیک تبدیل کند.





