پیشکسوت واقعی وامدار و بلهقربانگوی کسی نیست!
- شناسه خبر: 72538
- تاریخ و زمان ارسال: 9 آذر 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
صادق افشار
بعضیها در فضای فوتبال فقط به اراده و تعصب متوسل میشوند؛ اما این دو فاکتور زمانی تاثیرگذار خواهند شد که همراه و همگام اندیشه باشند. زیرا اندیشه، راهنما و هدایت کننده اراده است. بنابراین اگر فقط اراده فعال باشد و از اندیشه مدد نگیرد مطمئنا ادامه اراده کورکورانه به تخاصم و حواشی ارادهها تبدیل میشود.
در کنار اراده و اندیشه، انسانها دارای خاصیت دانستن و خواستن هم هستند و اگر میان دانستن و خواستن که همان اراده و اندیشه میتواند باشد، اختلاف نظری پیش آید باید به سمت دانستن رفت؛ چون اگر فقط سوار بر مرکب خواستن شویم و به دانستن بیاعتنایی کنیم، ضرر و آسیب دیدن حتمی است.
همه میدانیم این روزها فوتبال هم به تبعیت از شرایط موجود، دچار ارادههای فاقد اندیشه و ضعف ساختاری شده و چنان سرعت تخریبی به خود گرفته که عملا باید گفت فوتبال حالش خوب نیست؟!
فوتبالی که باید نمایش دهنده تکنیک ناب و تاکتیکپذیر و مهارت لذتپذیر و تماشاگرپسند باشد چنان در پیله حواشی و بیاخلاقیهای درونی اسیر شده که متاسفانه اهالی فوتبال ناگزیر، حواشی و جنجالهای بیشمارش را شاهد و ناظر هستند!
به صراحت باید نوشت: همه این موارد ذکر شده به بینظارتی و نیز نبود مدیران و متخصصان کاربلد مرتبط است. از فوتبال ورزشی و اخلاقمدار و کسوتساز دیروز فقط شعار علمی حرفهای، فرهنگی بودن شنیده میشود و در این بلبشو عدهای هم دنبال رونق دادن شعار جدیدی در فوتبال با عنوان بدنامی بهتر از گمنامی هستند!
معلوم نیست در این فوتبال مبتلا به ویروسهای آلودگی و دلالی و رمالی و جعل، چه چیزی نهفته است که هنوز هم عدهای برای بودن و ماندن درون آن سینه چاک میکنند و دست به هرکاری میزنند! عدهای که تا دیروز با بوق و کرنا جمعی کثیری را به عنوان حمایت از پیشکسوتان و تاسیس ارگانی راهاندازی کردند و برای گرفتن امتیاز از هیئت رفتارهای غیرمتعارف نشان میداند ولی چه شد که خود امروز عَلَم گردان و پیشقدم در مخالفت با همان ارگان نقش ایفا میکنند؟ این همان دلایل بیاعتمادی به تشکلهای قبلی پیشکسوتان است که هر پیشکسوت واقعی میداند که نباید ابراز و وامدار چنین افرادی باشند.
این روزها عدهای به بهانه حمایت و تعصب با استفاده از حرمتی که در فضای ورزش کسب کردهاند برای رسیدن به کرسی و تسویه حسابهای شخصی اقدام به گفتمانهای چراغ چشمکزنی میکنند که این نوع حمایتها، همان ارادههای فاقد اندیشه هستند که عاقبت خیری ندارند.
در طرف دیگر، عدهای با برند مدیریت علمی ورزشی در تلاش مقابل به مثل هستند و قصد دارند با یارگیری و مثلا دعوت از چند پیشکسوت فوتبال به بهانه تلطیفالقلوب، دنبال ایجاد حفرههای بزرگ بدبینی میان پیشکسوتان باشند.
در خاتمه برای یادآوری به همه مدیران ریز و درشت جلوس کرده بر کرسیهای مدیریت ورزشی، فوتبالی و تیمداری باید نوشت: بار فوتبال و کل ورزش از ازل تا ابد بر دوش پیشکسوتان واقعی آن بوده و کسوتداران واقعی ورزش و فوتبال شاید برای حفظ موقعیت فوتبال و ورزش شهر و استانشان برحسب مصلحت، بیحرمتی و بیمحلی مدیران را نادیده بگیرند اما هرگز اجازه نخواهند داد عدهای با عنوان مدیر و مربی و مشاور و کارشناس و مثلا همراه و همگام تازه از راه رسیدهها با سوءاستفاده از مقام و منزلت و شأن پیشکسوتان تبدیل به پلکان و نیز آلوده حواشی حاکم بر فضای ورزش و فوتبال شوند.
پیشکسوتان واقعی هرگز دنبال تضعیف و تخریب و جلوس بر کرسیهای لرزان مدیریتی و دیگر چارتهای ساختگی ترسیم شده درون فوتبال و ورزش نبوده و نخواهند بود.





