رقیه یارمحمدی ـ کارشناس ارشد تاریخ و تمدن ملل اسلامی
مقدمه
تشکیل دولت صفویه در آغاز قرن شانزدهم میلادی یکی از مهمترین وقایع تاریخ ایران و خصوصا همسایگان (آسیای غربی) و حتی اروپا بوده است. کار انتقال از طریقت درویشی شیوخ صفویه به حکومت دنیوی به دست صوفیان با به روی کار آمدن شیخ جنید عملی شد. جنید مردی کمنظیر و فوقالعاده نادر بود. او که پیشوا و مرشد مقتدر جماعتی از درویشان مومن سر سپرده بود، با سفرهای خود در آناتولی و سوریه فرآیند جهتداری از تبلیغات صفویان را آغاز کرد و از طرفی ازدواج او با یکی از شاهزاده خانمهای آق قویونلوها، خواهر اوزون حسن، بر اعتبار او افزود و او را تا حدودی در زمره متحدان ترکمانان درآورد.
ایران به دلیل همسایگی با کشور هند مراودههای بسیاری با آن داشت، به نظر میرسد با توجه به ارتباطات درباری که بین هند و ایران بوده، تاثراتی در آداب و رسوم همدیگر داشتند. پادشاهان کشورهای همسایه به طور مداوم جاسوسانی را به ایران میفرستادند تا از اوضاع و احوال این سرزمین آگاه شوند. چه بسا از همین طریق در عرصهی آداب و رسوم و تشریفات درباری نیز زمینههای اقتباس و تقلید در قالب اخبار سیاسی هم فراهم میگردید. تایید این ادعا در سخن شاردن میباشد که میگوید: "دو نفر از هندیان مقیم ایران از سالها پیش با وزیران هندی رابطه داشتهاند و به نفع آنان در ایران جاسوسی میکردهاند اینان به وسیلهی کاروانهایی که معمولا در فصل بهار بیش از مواقع دیگر به هند رفتوآمد میکنند اطلاعاتی از ایران به دربار اورنگ زیب پادشاه هند میفرستادند. "
دو دربار ایران و هند در بسیاری از زمینهها با همدیگر در ارتباط بودند و لاجرم از این طریق در همدیگر ایجاد تاثیر میکردند و یا اینکه در عرصهی آداب و رسوم به رقابت با همدیگر میپرداختند. وقتی که همایون پادشاه هند که نژادش از سوی مادر به ایرانیان میرسید، به دربار شاه طهماسب پناهنده میشود. شاه طهماسب نهایت احترام را به جا میآورد و دستور میدهدکه مراسمی باشکوه برگزار گردد. شاردن میگوید:" شاه در فرمانی مفصل متضمن بیش از دو هزار کلمه به همهی فرمانداران شهرهای مسیر ترتیب پذیرایی همایون را به تفضیل تمام اعم از مقدار و چگونگی غذاها، شربتها و میوهها لباسهای تشریفاتی مراسم رسمی را دستور داد. فرمان مقرر میداشت همهی دکانهای شهر سر راه باید چراغانی با قالیچهها و پارچههای گرانبها و خوشرنگ و نگار زینت شود دختران و زنان روی قالیچهها بنشینند و با مهمانان با گشادهرویی و ادب تمام سخن بگویند و هرکس در پذیرایی پادشاه هند کمترین کوتاهی ورزد به سختترین صورت مجازات میشود. لازم به ذکر است که با همایون همانند شاهان رفتار کردند و چون سفر به ایران مصادف با عید نوروز بود بزرگان و درباریان هدیههای گرانبها به وی تقدیم کردند."
این خودنمایی در مراسم استقبال شاه عباس دوم از سلطان معزول ازبک که از وی استمداد طلبیده بود به روشنی به نمایش گذارده میشود. تاورنیه تکاپوی شاه عباس دوم جهت نمایش اقتدار و شکوه خویش به سلطان ازبک را بدینگونه گزارش میدهد:" امیر ازبک در سال 1643 به اصفهان آمد تا از شاه ایران تقاضای کمک کند شاه عباس دوم که میخواست از او با احترام استقبال کند، ده هزار سوار تا کاشان که چهار روز راه تا اصفهان است و پنج شش هزار سرباز پیاده تا دو روز راه فرستاد. هر روز صاحب منصبان مختلف خدمتش را میگذاردند. چادر جدیدی برایش بر پا میکردند و در آن قالیهای تازه میگستردند، دوازده اسب یدک در برابر او میبردند که زین و برگشان تماما پوشیده از سنگهای قیمتی بود. از فاصلهی یک فرسنگی نزدیک شهر، راه از انواع پارچههای ابریشمین تا قصر شاه پوشیده بود و شاه تا محلی که گسترش پارچهها از آنجا آغاز میشد به پیشواز او رفت. هر چند شاه عباس خیلی جوان بود میخواست خود را در انظار پادشاهی توانا جلوه دهد و مالکالرقاب مملکتی آرام به استقبال پادشاهی بیتاج و تخت میرفت که برای استمداد از او آمده بود. همین که امیر تاتار را دید به اسبش رکاب زد و تا محاذی سر اسب پیش رفت و پا از رکاب بیرون کرد که یعنی میخواهد پیاده شود و البته این کار را نکرد. امیر ازبک به همه پیری فورا از پشت اسب خود برای عرض سلام به شاه پایین جست و شاه عباس تعارفی چند به او کرد که چرا پیاده شده است و در همین وقت اعتمادالدوله و بزرگان دیگر او را دوباره بر اسب نشاندند و هر دو شاه با هم از روی پارچههای ابریشمی حرکت کردند."
همین سیاح بیان میکند "که شاه ایران علاقهی فراوانی دارد تا از فیلهایی که پادشاه هند به او هدیه کرده است برای القاء جلال و شکوه خود استفاده نماید."
علاوه بر روابط با دربارهایی چون هند میتوان بر الگوگیری صفویه از پیشینههای تاریخی ایران نیز یاد کرد. این مساله به ویژه در امر شکار به چشم میخورد. سبک و سیاق شکار شاهان صفوی به ویژه با شیوههای مرسوم شکار مغولان و ترکان همانند بوده تا جایی که تردیدی باقی نمیماند که در این زمینه از سنن قبایل ترک و مغول الهام و الگو گرفتهاند. تفصیل این موضوع را در فصل دیگر خواهیم دید:" «اهمیت شغل امیر شکارباشی ممکن است مرهون رسوم زمان ترکان و مغولان و یادگار آن هنگام که شکار منحصرا وسیلهی نشاط و سرگرمی نبود بلکه یکی از امور مهم نظامی به شمار میرفت، باشد.».
آداب سخن گفتنی که صفویه آن را به کار میبستند تا حدی نیز یادآور آداب و سننی میباشد که در همین زمینه در دربار آق قویونلوها به کار بسته میشد. زمینهی جدی این تقلید نیز به ایامی برمیگردد که شیوخ صفویه قبل از وصول به قدرت سیاسی ایامی را در همین دربار سپری کردند. مولف کتاب تشکیل دولت ملی از این سنت در دربار اوزون حسن آققویونلوها چنین یاد میکند:" بزرگان ترکمن گوش به فرمان وی داشتند هرگز جرات سخن گفتن در خود نمیدیدند، تنها امیر سخن میگوید و هر چه بگوید بدون کوچکترین مخالفتی مورد تایید قرار میگیرد. چنان سکوتی بر خیمه حکمفرما میشود که آدم میپندارد در یکی از بقاع متبرکه حاضر شده است. "
این بده و بستانهای درست یا نادرست فرهنگی را مولف کتاب روزگاران هنگامی که از تاثیرپذیری اوزون حسن از فرهنگ ایرانی یاد میکند بدینگونه بیان میکند: "ابوالنصر حسن معروف به اوزون حسن با آنکه زبان محاورهاش فارسی نبوده از حیث خلق و خوی و شیوهی رفتار ایرانیترین پادشاه ترکمان محسوب میشد "