لیلا جانی عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان و دانشجوی دکترای ادبیات فارسی
امشاسپند (اشفاسفند) در اوستایی نو «اَمِشَ سِپنت و در پهلوی به «اَمِشُ سپند یا «اَمَهْرپسند» در فارسی امروزی میتوان «ناحیهای مقدس یا ورجاوند جاودانه» گفت. این واژه در ادبیات زرتشتی لقب هر یک از مهین ایزدان یا فروزههای خدای بزرگ یا اهوره مزداست. دینپژوهان معتقدند که زرتشت پیامبر به برکت قوهی ابتکار خویش این موجودات روحانی و غیرمادی را بر جای ایزدان قدیم اقوام آریایی برنشاند (دینهای ایران ص 104 ـ 103)
بهمن، اردیبهشت، شهریور، اسپندارمذ، خرداد، امرداد و در راس آنها سپنتامینو «خرد مقدس» که بعدها اهورا مزدا یا گاهی سروش را جایگزین میکردند.
زامشاسپند آنکه بگزیدهتر
به نزدیک یزدان پسندیدهتر
در گاتها و یشتها چندین بار نام امشاسپندان به کار رفته و همه جا تقریبا از عظمت و جلال این فرشتگان سخن به میان آمده است.
همه امشاسفندان یار ما کن
همه دیو و دُرج از ما جدا کن
(ارداویر افنامه 11)
زمن در دین و دنیا باد مقصود
خدا و امشاسفندان جمله خشنود
(ارداویرافنامه 92)
تعداد امشاسپندان هفت تا است که در فروردین یشت به هفت تن بودن آنها تصریح شده است اما در اساطیر پهلوی تعداد آنها زیادتر است که دست کم سی امشاسپند یاد شده است. به اعتقاد مرحوم مهرداد بهار این امر با «تقدس عظیم عدد هفت در آسیای غربی و گروههای هفتگانه خدایان و دیوان، قرابت دارد» (ادیان آسمانی ص 50)
در اوستا نام هفت امشاسپندان خدای
شد اهوره مزده آنگه و همن و اردیبهشت
از پس شهریور اسپندارمذ خرداد دان
پس امر دادست کش بیمرگی آمد سرنوشت
اولین یعنی که یزدان زنده دانا بود
دومین اندیشهاش نیکوست بیپندار زشت
سومین نظم مقدس دان چهارم قدرت است
پنجمین از مهر خود ما را برد اندر بهشت
از ششم دان تندرستی هفتمین بیمرگی است
خاص آن دهقان که ما را اندرین گلزار گشت
(ادیب 745)
هر یک از این امشاسپندان مظهر یکی از صفات اهورامزدا میباشد و به وجهی شاعرانه به هر یک از مظاهر صفات الهی تعلق دارد و یا پاسبانی و حفظ قسمتی از عالمِ هست به آنها سپرده شده است تا تحت امر خالق به کار پردازند.
شش ماه از سال و شش روز از ماه به اسم این فرشتگان است و به ترتیب عبارتند از:
ـ1ـ بهمن: در اوستا و هومنه یا وهومننگ و در پهلوی «وُهومن» و در فارسی بهمن؛ و هومن مرکب از وهو: نیک، خوب و منه: منش و نهاد که از ریشه «مَن» آمده است.
در اوستا به معنای اندیشیدن و شناختن و به یاد آوردن و دریافتن است. بهمن بلافاصله پس از اهورامزدا خدای بزرگ قرار دارد و نخستین مخلوق او نیز میباشد. بهمن در جای مینوی نماینده منش نیک اهورامزدا است و در جهان خاکی چهارپایان سودمند به او سپرده شدهاند. یازدهمین ماه سال و دومین روز هر ماه به نام بهمن است. در اوستا دوزخ خانه دروغ و بهشت خانه منش نیک است. بهمن یکی از برجستهترین فروزههای اهورامزدا است و درگاهان پسراهوره مزدا خوانده شده است. این فروزه دستیار خداوند در خلقت جهان و نگهدار جانوران سودمند است. بهمن، به انسان گفتار نیک تعلیم میدهد و از بیهودهگویی بازمیدارد. از جانوران خروس و از گلها یاسمن سفید و از پارچههای لباس سفید مخصوص اوست.
ـ2ـ اردیبهشت: در اوستا اَشَ و هیشت و در پهلوی ارت و هیشَت و در فارسی اردی بهشت از دو جزء ارت به معنی راستی و درستی و هیشته به معنی بهترین و در کل «بهترین هستی، بهترین جهان، نظم نیک» است. نمایندهی راستی و پاک و تقدس اهورامزدا و در عالم مادی نگهبان کلیهی آتشهای روی زمین است.
همه ساله اردیبهشت هژیر
نگهبان تو باد و بهرام و تیر
(شاهنامه ب ـ1110)
اردیبهشت یکی از مهمترین فروزههای اهوره مزدا و پس از بهمن دومین امشاسپند است. سومین یشت و دومین ماه بهار و سومین روز هر ماه بدو منسوبست و روز سوم اردیبهشت جشن اردیبهشت گان بوده است. گل مرزنگوش مخصوص است. ایندرا (دیو گمراهکننده) دشمن بزرگ اوست.
ـ3ـ شهریور: در اوستا خَشْتثَر وَ یْرَی و در پهلوی شَهْروَر و در فارسی شهریور مرکب از دو جزء که جزء اول سلطنت و مملکت و جزء دوم صفت است به معنای آزرده شده که در کل «سلطنت مطلوب و کشور آرزو شده» میباشد و همینطور توانایی مینوی آرمانی است. در اوستای نو شهریور گاهی به معنای «فلز» که اشاره به آزمون مشهور «آهن گدازان» است و سومین فروزه اهورامزدا است که او را مینوی مهربانی و جوانمردی دانستهاند. در اوستا از شهریور کشور جاودانی اهورامزدا سرزمین فناپذیر و بهشت اراده گردیده است.
ز شهریور باد فتح و ظفر
بزرگی و تخت و کلاه و کمر (فردوسی)
ششمین ماه سال و چهارمین روز ماه که جشن شهریورگان را در آن روز بر پا میداشتند به نام اوست. گیاه اسپرغم و ریحان خاص شهریور است ایزد مهر و ایزد آسمان از یاران او و دیو سلطنت بد و آشوب، رقیب و دشمن اوست.
ـ4ـ اسفند: در اوستا سپنت اَرمیَتی و در پهلوی سپندارمت یا سپندارمذ و در فارسی اسفندارمَذ یا اسفند که از دو جزء سپنت (مقدس) و آرمیتی (فروتنی و فداکاری) در اوستا به معنی «زمین» و در پهلوی «خرد کامل» ترجمه شده است.
سپندارمذ در عالم معنوی مظهر محبت و فروتنی اهورامزدا و در عالم جسمانی فرشته موکل بر زمین و زنهای درستکار و شوهر دوست است (آثار اقبالیه ص 201) پس او را مونث و دختر اهورامزدا دانستهاند. او موظف است زمین را خرم و آبادان و پاک و بارور نگه دارد و هرکس به کشت و آبادانی بپردازد خشنودی سپندارمذ را فراهم کرده است. این فرشته بود که بر آرش شیوا تیر حاضر شد و وی را امر کرد برای تعیین مرز ایران و توران تیر و کمانی برگزیند. در اوستای نو او دارندهی هزار داروی درمانبخش دانسته شده و در وندیداد با زمین برابر گرفته شده است. آخرین ماه سال و پنجمین روز هر ماه به نام این امشاپسند است که جشن مزدگیران بر پا میشده است.
سپندارمذ پاسبان تو باد
ز خرداد روشن روان تو باد
«فردوسی»
ـ5ـ خرداد: در اوستا هَوروَتات در پهلوی هُرداد یا خردادت و در فارسی خرداد و به معنی رسایی و کمال است و یکی از فروزههای مونث اهوره مزداست که در اوستای نو همراه با امشاپسند امرداد ذکر میگردد. در گیتی نگهبانی آب بر عهده خرداد است او مظهر زندگی و دیو مردار یا «نسو» با ذکر نام این امشاسپند از پای درمیآید. ششمین روز هر ماه به نام خرداد که به ترتیب و خلق درختان و گیاهان و از بین بردن پلیدی موکل است (آثار الباقیه ص 280). زرتشت را زاده خرداد روز از ماه فروردین میدانند و بنا بر روایت، رستاخیز هم در این روز است و جشن خردادگان در روز خرداد از ماه خرداد برگزار میگردد. گل سوسن مخصوص این ایزد است.
همیشه تا هوا سردی و گرمی
ز ماه بهمن و خرداد دارد
بنای عمر تو آباد دارد
که عمرت دین و ملک آباد دارد
(معزی 167)
ـ6ـ مرداد: در اوستا اَمِرتات و در پهلوی اَمُرداد یا اَمُردات و در فارسی مرداد به معنای بیمرگی و جاودانی است. دو فرشته خرداد و مرداد اغلب با هم برده میشوند و هر دو مظهر کمال و دوام اهورا مزدا هستند. او خوشی (خرداد) و جاودانی (مرداد) را به کسی میبخشد که در دنیا پندار و گفتارش طبق آیین مقدس باشد. (یشتها 1/95)
امرداد سومین امشاسپندبانو است و در گیتی نگهبانی و خوردنیها بر عهدهی اوست. دیو گرسنگی و تشنگی (تاریچ و زاریچ) از دشمنان خرداد و مرداد میباشند گل چمبک از آنِ مرداد است. به هنگام نوسازی فرجامین، انوش یا بیمرگی را از او میآرایند.
هفتمین روز هر ماه به نام این امشاسپند است.
تا به مرداد گرم گردد آب
تا به دی ماه سرد گردد باد
زینت باغ ماه خرداد است
گر، به بادهگرایی از دادست
(مسعود سعد 655)
ـ7ـ سپند مینو: در اوستا سپنت مینو به معنای مینوی مقدس (ورجاوند) سپند مینو مینوی اهورا مزدا و برترین فروزه به شماره آمده و نبرد دیرپای او با انگره مینو (= اهریمن) داستان آفرینش زرتشتی را تشکیل میدهد.
از میان امشاسپندان تنها سپندمینو اختصاص به اهورامزدا دارد اما در اوستای نو سپندمینو با اهورامزدا یکی دانسته شده است و این امر را منشا ثنویت زرتشتی دانستهاند در اوستای کهن سپند مینو در راس امشاسپندان مینشیند اما یکی دانستن او با اهورامزدا در اوستای نو سبب شده تا گاهی این مقام را به ایزد سروش (در اوستا سَرْوَشَ به معنای شنوایی و فرمانبرداری) بدهند تا امشاسپندان هفتگانه درست از کار دربیاید.
ایزدان در دین زرتشت:
ایزد یا صورت اوستایی آن «یزته» yazata از ریشه «یزه» به معنی پرستیدن است و در مجموع ایزد برابر است با «در خور ستایش» و به فرشتگانی گفته میشود که از نظر رتبه و منزلت پایینتر از امشاسپندان است. به اعتقاد ایرانیان فضای آسمان پس از فرشتگان است که به دو دسته مینوی و جهانی تقسیم میشوند و اهورامزدا در راس ایزدان مینوی و زرتشت در راس ایزدان زمینی (جهانی) است.
ایزدان مینوی پاسدار رفتارها و چیزهای مینوی هستند مانند رَشَن (= راستی) وَرَهرام (= پیروزی) آخشتی (= صلح و آشتی)، دَئنا (=وجدان یا دین) چیستی (= دانش) رَتا (= هوشمندی) و ایزدان مادی پاسدار چیزهای مادی هستند مانند هُوَخشترا (= خورشید) مَنگها (= ماه) وَنت (= ستاره)، تیشتر (= باران) زَم (= زمین). معروفترین ایزدان عبارتند از:
ـ1ـ مهر یا میترا که مهمترین خدایان آریایی است و جای خود را با نام ایزد (فرشته) در فرهنگ زرتشتی استوار کرده است او و کوشا و درست و باشکوه و بدون گذشت است و پاسدار راستی و پیمان است و در دنیا پاسدار نور و نگهبان کشتزار است.
ـ2ـ سروش، آموزگار و پیامآور دین است او گوش جهانی همه نیکوکاران (یا اَشُوان) و آورنده پیامهای اهورایی است. آرزوی زرتشت آن است که مردمان طوری رفتار کنند که سروش با آنها در ارتباط است.
هر یک از این ایزدان به صورتی و با سرودهای مخصوصی مورد ستایش قرار میگیرند. اهدای فدیهها، به خاک ریختن شراب (جرعهافشانی) و شیرهی نباتات معطر (هوم)، قربانی کردن گاو، اسب، شتر و گوسفند از مراسمی است که برای ایزدان انجام میپذیرفته است.
طایفهی خدایان در آیین مزدایی به صورت مذکور و مونث شناخته میشدند مثلا ایزد آسمان و ایزد آتش مذکر و ایزد سپیدهدم مونث به شمار میرفتهاند و طایفهی ایزدان آسمان را به خانوادههای زمینی تشبیه میکردند مثلا «آسمان» پدر خانوادهی ایزدان و سپیده دم دختر و سایر خدایان پسران وی محسوب میشدند.
در ادبیات فارسی ایزدان با نامهای خاص خود و به صورت غیرخدایی شناخته هستند و واژهی ایزد کمتر به معنی فرشته به کار میرود. بلکه به معنی آفریدگار و خدا است. در فرهنگها هم ایزد یکی از نامهای باریتعالی دانسته شده که جمع آن یزدان در فارسی به مفهوم فرد و به معنی خداوند به کار میرود.
ایزد همه آفاق بدو داد و به حق داد
ناحق نبود آنچه بود کار خدایی (منوچهری 96)
به یزدان هر آن کس که شد ناسپاس
به دلش اندر آید ز هر سو هراس (شاهنامه 1/43)
هوم: نام گیاهی مقدس و سکرآور که شیره آن در مراسم نیایش مزداپرستان نوشیده میشود. هومای زرتشتیان با سومای هندوان در اصل یکی بوده است. هوم سرور گیاهان دور دارنده مرگ و درخشان و زرگون است.
منابع:
ـ1ـ فرهنگ اساطیر و اشارت داستانی در ادبیات فارسی ـ یاحقی، محمدجعفر
ـ2ـ آناهیتا در اسطورههای ایرانی، گویری، سوزان، انتشارات جمال الحق تهران 1379
ـ3ـ متون پهلوی، جاماسب جی دستور منوچهر جی جاماسب آسانا ـ گزارش عریان، سعید، کتابخانهی ملی جمهوری اسلامی ایران تهران 1371
ـ4ـ راز عدد هفت به کوشش نصیری دهقان، مهدی تصحیح صالحی، مجید، انتشارات ابتکار دانش تهران 1389