سیرسیری در زندگی و سیره ی آیت ا... سید مهدى قزوینى (1210 ـ 1300 ق)ی در زندگی و سیره ی آیت ا... سید مهدى قزوینى (1210 ـ 1300 ق)


نویسنده: ابوالحسن ربّانى سبزوارى
در سال 1210 (1222 ش.) در خاندان سید حسن قزوینى نجفى، فرزندى دیده به جهان گشود. پدرش که از دانشمندان برجسته حوزه نجف بود و دلى سرشار از مهر حضرت ولى عصر (عج) داشت، نامش را مهدى گذاشت و تاریخ نشان داد که این نام شایسته او بود. او لحظه لحظه عمرش را به یاد حضرت سپرى کرد و همین عشق بارها به او لیاقت ملاقات با محبوب خویش را بخشید. (دار السلام، شیخ محمود عراقى میثمى، ص 309) خاندان سید مهدى، از سادات بلند مرتبه خطه دانش‌پرور قزوین بودند و نسبت آنان به محمد بن زید بن على بن الحسین (ع) مى‌رسد. لذا به «حسینى» و چون خاستگاه اصلى آنان قزوین بود، به «قزوینى» مشهور شدند. (مستدرک الوسائل، حاج میرزا حسین نورى، ج 3، ص 400) سید مهدى، از همان آغاز زندگى در مسیر فراگیرى دانش‌هاى دینى گام نهاد و در سایه توکل خدا و برخوردارى از استعداد سرشار و همت والا، با اینکه به دهه سوم عمر خویش نرسیده بود، به درجه اجتهاد دست یافت. (علماء معاصرین، ص 8)  سرچشمه‌هاى فیض سید مهدى مقدمات علوم دینى و فقه، اصول، حکمت، تفسیر، اخلاق را در حوزه نجف، نزد استادان زیادى فرا گرفت. استادان وى عبارتند از: ـ1ـ سید محمدباقر قزوینى: سید مهدى بیشترین بهره علمى و معنوى را از این عالم بلندمرتبه ـ که عمویش هم بود ـ برد. سیدمحمد باقر از استوانه‌هاى علمى نجف در اواسط سده سیزده ق بود. درباره‌اش نوشته‌اند کرامت‌هاى برجسته‌‌اى داشت. (فوائد الرضویه، ص 400) مرحوم میرزا حسین نورى، صاحب مستدرک الوسائل می‌نویسد: «سید مهدى قزوینى تمام فضل و کمال و کرامت‌هایى را که داشت، از عموى بزرگوارش به میراث برده بود. او در دامن آن بزرگوار پرورش یافت و بر اسرار معنوى سید محمد باقر وقوف یافت.» (مستدرک الوسائل، ج 3، ص 401) ـ2ـ شیخ مرتضى انصارى، 3ـ سید حسین کوه کمرى، 4ـ شیخ موسى بن شیخ جعفر کاشف الغطاء، 5ـ شیخ على کاشف الغطاء 6ـ شیخ حسن کاشف الغطاء، 7ـ سید على قزوینى، 8ـ سید محمدحسن شیرازى  شاگردان: جمع بزرگى از طلاب با استعداد در محضر سید حضور یافتند و از دانش عمیق او بهره‌ها بردند. گروهى هم از آن بزرگوار اجازه روایت گرفتند. اسامى برخى از آنان چنین است: ـ1ـ میرزا محمد قزوینى، 2ـ میرزا جعفر طباطبایى، 3ـ میرزا صالح قزوینى، 4ـ میرزا محمد بن عبدالوهاب همدانى، 5ـ حاج میرزا محسن مجتهد تبریزى 6ـ سید حسن صدر، 7ـ شیخ حسن ابن عیسى فرطوسى، 8ـ شیخ عمران بن حاج محمد، 9ـ شیخ محمد على خوانسارى، 10ـ شیخ جعفر ابن شیخ حسن 11ـ شیخ عباس ابن شیخ حق، 12ـ ملا محمد کاظم خراسانى، 13ـ شیخ فتح‌ا... اصفهانى (شریعت اصفهانى)، 14ـ شیخ محمد حرز الدین جزایرى نجفى  ویژگى‌ها سید مهدى قزوینى از عالمانى است که قله‌هاى بزرگ کمال و دانش را به یارى همت والا و مجاهدت با نفس فتح کرد. در اینجا به گوشه‌اى از اوصاف الهام بخش او اشاره مى‌کنیم.  پرستش و بندگى خدا بزرگانى که او را از نزدیک دیده و سالیانى با او همراه بوده‌اند، گفته‌اند: او مراقب نمازهاى اوّل وقت، نمازهاى نافله و استحبابى و تلاوت قرآن بوده بر سختى‌هاى عبادت صبر مى‌کرد و بر انجام سنت‌هاى دینى، حتى در کهنسالى مواظبت داشت. آیتى از آیات خدا و حجتى از حجت‌هاى الهى بود. او حتى در آخرین سال حیات طیبه‌اش به سفر حج مشرف شد. میرزا حسین نورى مى‌گوید: «من در این سفر حج، در خدمت او بودم هم در رفتن و هم بازگشت با او در مسجد جحفه و مسجد غدیر، نماز خواندم. او در ماه مبارک رمضان برنامه جالب و شگفتى داشت. در شب‌هاى ماه رمضان، نماز مغرب را قبل از افطار در مسجد و با جماعت مى‌خواند. آن‌گاه نافله مغرب و سپس بخشى از هزار رکعت نماز مستحبى ـ که در ماه رمضان وارد شده است ـ را مى خواند. آن گاه به منزل مى‌رفت و افطار مى‌کرد و مجددا به مسجد بازمى‌گشت، نماز عشا را با جماعت مى‌خواند، سپس یکى از قاریان قرآن، چند آیه‌اى از قرآن را به گونه‌اى حزن انگیز تلاوت مى‌نمود. آن‌گاه شخص دیگرى یکى از خطبه‌هاى حضرت امیرالمومنین (ع) را براى مردم مى‌‌خواند. سپس به ذکر مصائب سیدالشهداء (ع) پرداخته مى‌شد و در آخر، برخى از دعاهاى وارده در شب‌هاى ماه رمضان خوانده مى‌شد. این مراسم تا نزدیک سحر به درازا مى‌کشید.» (فوائد الرضویه، ص 675)  رسالت هجرت سید بعد از اینکه چند بهار از جوانى و میانسالى خویش را در حوزه نجف به آموختن دین پرداخت، احساس مسئولیت کرد و راهى شهر حلّه و ذوالکفل در جنوب عراق شد. بیان صریح و دانش گسترده‌اش، همراه با رفتارهاى آمیخته به زهد و وارستگى و تقوا و مردم‌دارى، تاثیر خویش را بر مردم آن دیار آشکار ساخت. به گونه‌اى که جمعیت زیادى از اهل سنت، گروه گروه به سوى این عالم فرزانه گرایش یافتند، و افزون بر صد هزار نفر از اعراب و عشایر جنوب عراق ـ که با تشیّع بیگانه بودند ـ شیعه شدند. (مستدرک الوسائل، ج 3، ص 401) شاگرد نامدارش میرزا حسین نورى مى‌نویسد: «سید به خودم گفت: من در اوائل که به حلّه رفته بودم، مشاهده نمودم حتى شیعیان آن دیار از نشانه‌هاى شیعه بودن، جز بردن مردگان خود به نجف، چیزى از تشیع و شیعه بودن نمى‌دانستند و با سایر احکام و آموزه‌هاى مکتب شیعه بیگانه و جاهل بودند. با تلاش و کوشش او تحول بسیار خوبى در آنان به وجود آمد که بیشترشان در شمار شیعیان واقعى قرار گرفتند.» (همان)  خلق و خوى فردى برخى نوشته‌اند: در محیط داخلى منزل از همسر و فرزندان و خدمتکاران نیازهاى شخصى خویش را درخواست نمى‌کرد، مانند: غذا براى نهار و شام یا قهوه و چاى که در آن روزگار مرسوم بود. با این که مقام مرجعیّت و موقعیّت والاى اجتماعى و تمکّن مالى فراوانى داشت، بسیار فروتن و پر حوصله بود. اگر آنان احیانا مواظب نبودند یا فراموش مى‌‌کردند و چیزى را در زمان خود به او نمى‌رساندند، بسا مى‌شد که شب و روز بر او مى‌گذشت، بدون این که چیزى تناول کند. (همان، ص 400)  احاطه به تمام فقه واعظ خیابانى مى‌‌نویسد: «دانشمند برجسته و زاهد بلند مرتبه شیخ على سلماسى، روزى به من فرمود: بعد از دوران تحصیل خواستم از عراق به ایران برگردم به محضر آیت‌ا... سید مهدى قزوینى مشرف شدم. از آن بزرگوار در خواست نمودم کتابى را برایم معرفى کند که در بردارنده احکام مورد نیاز باشد، تا در موقع ضرورت به آن کتاب مراجعه نمایم. در این هنگام سید رو کرد به شخصى که نزد او بود و فرمود: این شخص اگر سه روز قبل این درخواست را برایم مطرح مى‌کرد، من حاصل دوره فقه را براى او مى‌نوشتم که در مسائل او را کفایت کند و بسنده باشد.» (علماء معاصرین، ص 11)  حافظه فوق‌العاده سیدمحسن امین مى‌نویسد: «سید مهدى قزوینى حافظه نیرومندى داشت. آنچه را مى‌شنید یا در جایى مطالعه مى‌کرد، نظم یا نثر، فراموش نمى‌کرد. هرگز از تالیف و تصنیف خسته نمى‌شد. آیت‌ا... سید حسن صدر فرمود: روزى کتاب قرب الاسناد را که به تازگى از چاپ خارج شده بود، در دست سید دیدم، عرض کردم: این چه کتابى است؟ فرمود: کتاب قرب الاسناد حمیرى است. گفتم: چرا او را با خود به کربلا آورده‌اى؟ فرمود: از برنامه‌ها و روش‌هاى من این است وقتى به کتاب جدیدى دست پیدا مى‌کنم تا همه کتاب را مطالعه نکنم، آن را کنار نمى‌نهم.» (اعیان الشیعه، ج 10، ص 146)  میراث مکتوب سید مهدى قزوینى در کنار اشتغالات متعدد، به تالیف کتاب هم اهمیت مى‌داد. از آن‌رو که ایشان به دانش‌های متعددی آگاهی داشت، کتاب‌ها و آثار باقیمانده از او هم متنوع و متکثر است. به مهم‌ترین آثار وى اشاره مى‌کنیم. «الفوائد الى آخر النواهى»، »المهذّب فى تمام الاصول»، «شرح القوانین»، «السبائک المذقیه» که به شکل منظوم است، «آیات الاصول، «الفوائد الغرویّه فى المسائل الاصولیّه» از آثار ایشان در علم اصول می‌باشد. وی در دانش فقه کتاب‌های «بصائر المجتهدین فى شرح تبصره»، «مواهب الافهام فى شرح شرایع الاسلام»، «نفائس الاحکام» ، «القواعد الکلیه الفقهیّه»، «فلک النجاة فى احکام الهداة» ، «وسیله المقلدین»، «اللمعات البغدادیّه فى احکام الرضاعیّه» و «شرح اللمعتی» را به یادگار گذاشته است. سید مهدی در علم اخلاق نیز به نگارش پرداخته و «معارج النفس الى محل القدس» و «معارج الصعود فى علم الطریق والسلوک» از آثار اخلاقی اوست. «مضامیر الامتحان فى علم الکلام و المیزان»، «آیات المتوصمین فى اصول الدین»، «قلائد الجزاید فى اصول الاعتقاد»، «رساله فى ابطال الکلام النفسى» و «مسائل الارواح فى علم الحکمه» از نوشته‌های سید مهدی در حکمت و منطق و کلام اسلامی به شمار می‌آید. تفسیر سوره فاتحه الکتاب، تفسیر سوره قدر و تفسیر سوره اخلاص از آثار تقسیری سید مهدی و «شرح حدیث «حبّ على حسنه لا تضر معها سیئة، و بغضه سیّئة لا تنفع معها حسنة»، «مشارق الانوار فى حلّ مشکلات الاخبار»، «التحقیق فى تعیین الفرقه الناجیه» از آثار او در دانش اخبار و احادیث است.  پرواز بعد از میقات سید مهدى قزوینى در حالى که پایان حیات طیبه خویش را سپرى مى‌کرد، در کهنسالى، در سال 1299 ق به اتفاق جمعى از اصحاب خویش، عالمان نجف از جمله میرزا حسین نورى طبرسى و شیخ نوح جعفرى قرشى و سید حبیب کمونه نجفى از راه زمینى، راهى بیت‌ا... شدند و همراه با زائران به زیارت خانه خدا و به حضور در مشاهد مقدسه توفیق یافتند. بعد از پایان مراسم حج و زیارت حضرت رسول اکرم (ص) و حضرت فاطمه(ع) و امامان بقیع به سوى عراق حرکت کردند. نویسنده کتاب معارف الرجال از دوست خویش سید حبیب کمونه که در این سفر همراه سید قزوینى بود، چنین نقل مى‌کند: «کاروان به سمت عراق مى‌آمد. در مرز بین حجاز و عراق شیخ نوح، چشم از جهان فرو بست، ما پیکر او را با خود مى‌آوردیم تا اینکه به سرزمین عراق رسیدیم. در عصر سه‌شنبه 13 ربیع‌الاول سال 1300 ق در حدود پنج فرسنگ به شهر سماوه مانده بود که سید مهدى قزوینى هم از دنیا رفت و جان عرشى او از میان فرشیان پرواز نمود و روح او به ملکوت اعلى پیوست، ولى چند لحظه قبل از جان دادن رو به همراهان کرد و به عنوان آخرین پیام گفت: از هر کس که در زندگى ستمى به من روا داشته و در حق من جفا کرده، گذشتم و از خداوند براى آنان طلب عفو و گذشت دارم، ولى از یک گروه نخواهم گذشت، کسانى که ناجوانمردانه به من تهمت صوفى‌گرى زدند و مرا اذیت و آزار دادند. این کلام را فرمود و چشم از جهان فرو بست.» (معارف الرجال، ج 3، ص 113) چون پیکر این عالم فرزانه به شهر سماوه ـ از شهرهاى جنوب عراق ـ رسید، مردم به شکل خودجوش به استقبال شتافتند. بدن سید از هر قبیله و عشیره‌اى که مى‌گذشت، با حزن و اندوه به استقبال مى‌آمدند، تا اینکه رسیدیم به جایى که الان ـ سال 1300 ق ـ به جعاره معروف است. در حالى که هنوز سه تا چهار فرسنگ با نجف فاصله داشتیم، خبر رحلت سید به نجف رسید. جمعیت فراوانى از آن دیار ـ در حالى که طلاب و فضلاى نجف در میان آنان بودند ـ سواره و پیاده به استقبال بدن مقدس سید شتافتند. وقتى پیکرش به نجف رسید، شهر یک پارچه عزا شد و پرچم‌هاى سوگوارى بر در و دیوار برافراشته گردید. آنگاه پیکر مطهر سید مهدى قزوینى را بعد از مراسم غسل و کفن به صحن مقدس حضرت امیرالمومنین (ع) بردند و بعد از اقامه نماز میت، بدنش را در آرامگاه خاندان قزوینى ـ که نزدیک صحن و سراى حضرت امیرالمومنین (ع) ـ به خاک سپردند. (فوائد الرضویه، ص 676) دفتر ارتباطات و بین‌الملل حوزه علمیه استان قزوین

چهارشنبه 3 آذر 1400
04:15:16
 
 
Copyright © 2021 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT