باید در خانه بمانیم !


آرش شایسته نیا
ـ1) اولین باری که با کلمه‌ها و جمله‌هایی درباره کرونا آشنا شدم، موقع صرف شام در رستوران بود. به اتفاق رویا، همسرم و مبینا و متینا رفته بودیم غذای رستوران را تست کنیم و نحوه پذیرایی آنجا را محک بزنیم. قرار بود دخترم متینا، دوستان همکلاسی‌اش را به بهانه تولدش به یک ضیافت دوستانه دعوت کند. تا قبل از سرو غذا مشغول تقسیم کار مراسم شدیم. وظیفه من تهیه کارت دعوت و تدارک میوه، شیرینی، کیک تولد و هدیه برای بچه‌ها معین شد. استقبال از دوستان متینا هم برعهده رویا جان شد تا به بهترین شکل استقبال و پذیرایی انجام شود. در همین حال و هوا بودیم که صفحه تلویزیون نظرم را جلب کرد. آقای صادقی، مجری خبر 21 شبکه اول سیما خبر شیوع بیماری کرونا در «ووهان» را می‌خواند. می‌گفت: این بیماری از خفاش به انسان سرایت می‌کند که اگر بیماری فرد به موقع تشخیص داده نشود و سیر مراحل درمان به تاخیر افتد، بیمار فوت می‌کند. در همان بخش خبری اخراج دانشجویان ایرانی دانشگاه‌های چین نیز خوانده شد. مجری خبر می‌خواند که این دانشجویان ایرانی کاملا در سلامت به سر می‌برند اما برای اطمیان بیشتر این دانشجویان تا 14 روز در مکانی معلوم و با تمام امکانات رفاهی و درمانی قرنطینه خواهند شد. ـ2) دوم اسفند است. انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری درسراسر کشور در حال برگزاری است اما برعکس تمامی انتخابات، حضور مردم در شعب اخذ رای پر رنگ نیست. این ادعا با اعلام میزان مشارکت مردم در استان‌ها و شهرهای مختلف کشور از سوی وزارت کشور به اثبات می‌رسد. تحلیلگران حوزه اقتصاد، علوم سیاسی و جامعه شناسان اوضاع اقتصادی حاکم برجامعه و عملکرد نه چندان مناسب رییس دولت و هیات دولت را عامل میزان مشارکت پایین مردم در انتخابات اعلام کردند اما در مقابل عده‌ای از سیاسیون متولی برگزاری انتخابات، شیوع بیماری کرونا در کشور را عامل کاهش مشارکت مردم اعلام کردند. ـ3) آمار مرگ و میر در کشور نوسان دارد و دائم بالا و پایین می‌شود؛ درست مثل نوار قلب بیمار قلبی که اگر از اول تا آخر نوار را نگاه کنی، یک جای نوار در یک خط نیست. همین نوسان کافی است تا عده‌ای آدم نما در فضای غبارگرفته کشور، بازار را به دست گرفته و فضای روانی جامعه را مشوش و پرتلاطم نمایند. این اما تنها یک روی سکه بود. در طرف دیگر، مردم پای کار آمدند و تصویری را خلق کردند که یادآور دوران هشت سال دفاع مقدس است. همان ایامی که همه و همه دست در دست هم پشتیبان رزمندگان خط مقدم جبهه و جنگ شدند. از خود می‌گذشتند تا از کشورشان نگذرند. ـ4) هیچ‌کس گمان نمی‌کرد کرونا ماندنی‌تر از آن باشد که فکر می‌کردند. از گوشه و کنار گفته می‌شد مردم تا فصل گرما دوام بیاورند، گرما دوام کرونا را پایین می‌آورد و آن وقت همه از شر آن خلاص می‌شوند و مرگ کرونا را جشن می‌گیرند. اما گرمای تابستان هم آمد و رفت اما کرونا نرفت که نرفت تا مادران بچه‌های خودشان را با خیال آسوده روانه مدرسه کنند. کرونا مدرسه‌ها را هم به تعطیلی کشاند اما درس و مشق نباید تعطیل می‌شد‌ و این خود، تازه اول ماجرا بود. آنانی که توان مالی‌شان توانایی خرید وسایل شرکت در کلاس‌های مجازی را نمی‌داد این بار هم تنها نماندند و دست‌هایی یاری گرشان شد. مردم نیک‌اندیش این باور را داشتند که دست یاریگرشان را دستی که بالاتر از همه دست‌ها است خواهد گرفت. ـ5) این ویروس منحوس هزار سر انگار میل به رفتن ندارد. اصلا انگار عده‌ای از خود ماییم که نمی‌خواهیم کرونا از میان برود. راضی به رفتن عزیزان‌مان می‌شویم اما رضایت‌نامه رفتن کرونا را با رفتن‌مان به این‌جا و آنجا امضا نمی‌کنیم. با تمام توان، تن عزیزان‌مان را به دل خاک می‌سپاریم اما توانایی به خاک مالیدن پوزه کرونا را از دست داده‌ایم. ـ6) پزشکان و پرستاران سفیدپوشان عرصه خدمت‌اند. سربازان خط مقدم مبارزه با کرونا. آنان دمی آرام نمی‌گیرند تا همه چونان همیشه، در آرامش بمانند. نفس‌ها‌شان به بند می‌آید اگر بند‌بند‌های این ویروس را به زنجیر نکشیم. برای ماندن پزشکان، پرستاران و تمامی کادر درمان‌مان باید در خانه بمانیم!

سه شنبه 7 ارديبهشت 1400
03:35:37
 
 
Copyright © 2021 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT