شهر در خلسه‌ی کبود


محمد بهرامی
انگار همین دیروز بود که در کوچه‌ها و پیاده‌روها، پدر و مادرها آزادانه بدون ماسک و دستکش، دست فرزندان خود را می‌گرفتند و شاد و خندان، قدم‌زنان حرکت می‌کردند. پارک‌ها و مراکز تفریحی، مملو بود از خانواده‌هایی که گرد هم آمده بودند و ساعاتی را به دور از هیاهوی کسب و کار، مشغول گپ‌وگفت بودند. جوانانی که سر هر گذر در اجتماعات چند نفره با یکدیگر شوخی می‌کردند و صدای قهقهه‌شان همه را مجذوب خود می‌کرد و پدربزرگ‌هایی که در پارک‌ها گرد هم می‌آمدند و ساعت‌ها از خاطراتشان با یکدیگر سخن می‌گفتند. امروز اما بیش از یکسال است که تمام آن لحظات و ساعات برایمان خاطره شده‌اند به نحوی که دیگر حتی نمی‌توانیم به یکدیگر دست بدهیم.  یکسال پیش از چین آغاز شد دی ماه سال 98 بود که رسانه‌های جهان اعلام کردند، بیماری مرموزی در شرق آسیا و خصوصا کشور چین، افراد را به یکباره از پا درمی‌آورد. به نحوی که فرد موقع راه رفتن زمین می‌خورد و حالتی شبیه تشنج به او دست می‌دهد. بلافاصله تحقیقات برای شناختن دلیل این اتفاق آغاز شد و تنها بیست روز پس از آن اعلام شد ویروسی مهلک با قدرت سرایت بالا در کمترین زمان ممکن، افراد را از ناحیه ریه مبتلا کرده و مرگ آن‌ها را رقم می‌زند. بدین ترتیب بود که ترس، کل جهان را فراگرفت اما از آنجایی که تقریبا از تمام کشورهای دنیا، افرادی در کشور چین حضور داشتند، با بازگشتشان به کشورهای خودی، خیلی زود این ویروس را در کل جهان پخش کرده و کل دنیا با این بیماری درگیر شد. کشور چین که منشأ این ویروس بود، خیلی سریع شروع به مقابله با آن کرد؛ به نحوی که سران این کشور، به مدت یک ماه، شهرهای منشأ بیماری را قرنطینه کردند. همزمان کشورهای دیگر نیز کار مبارزه با ویروسی که "کرونا" نام گرفت را آغاز کردند.  قم و گیلان نخستین استان‌های درگیر در ایران اواخر بهمن ماه بود که مواردی از این بیماری در استان‌های قم و گیلان مشاهده شد و به مرور در تمام استان‌های کشور، مردم به این ویروس آلوده شدند و حتی بسیاری هموطنان و همشهریان جان خود را با ابتلا به این بیماری از دست دادند. استان قزوین نیز یکی از استان‌هایی بود که شدیدا آلوده به کرونا شد و امروز شاهد پیک چهارم آن در استان هستیم که هر روز خانواده‌های بسیاری را داغدار کرده و افراد بسیاری را راهی بیمارستان‌ها می‌کند. مسئولین نیز چاره‌ای جز قرنطینه شهر و تعطیلی واحدهای صنفی نیافتند تا به نوعی زندگی عادی مردم به طور کامل مختل شود.  کرونا شهر را تعطیل کرد تمام مغازه‌های سطح شهر (به جز تعدادی خاص از مشاغل) بسته‌ شده و ترددهای درون شهری به حداقل ممکن رسیده است. خانواده‌ها از ترس ابتلا به بیماری از هم دور شده و اکثر شهروندان حتی در ایام عید نوروز نیز به دیدار هم نرفتند افراد زیادی در بیمارستان‌ها بستری شده و خانواده‌های بسیاری چشم‌انتظار ترخیص عزیزانشان هستند. ماسک‌های رنگارنگ و زمخت جای لبخند‌ها را گرفته و دستکش‌های پلاستیکی و لاستیکی جای ابراز احساسات و نوازش را در دست‌ها گرفته است. عجیب نیست اگر بگوییم مردم از یکدیگر فرار می‌کنند. فرار از ترس بیماری، از ترس گرفتار شدن و از ترس داغدار کردن یک خانواده. این روزها غمگین‌ترین چهره را می‌توان از شهر دید، مغازه‌های بسته و کرکره‌های پایین، چهره شهر را نازیبا کرده و پرت شدن ماسک و دستکش در گوشه و کنار خیابان‌ها و پیاده‌روها ترس را به جان مردم ریخته است.  خستگی مردم از ماسک و دستکش مسئولین دانشگاه علوم پزشکی و ستاد مقابله با کرونا، در استان هر روز آمار مبتلایان و درگذشتگان جدید را اعلام می‌کنند که روند صعودی را نشان می‌دهد. با گذشت بیش از یک سال از ورود بیماری به کشور و استان، مردم دیگر از ماسک و دستکش خسته شده‌اند و همین عامل باعث شده تا رعایت پروتکل‌ها نیز کمرنگ‌تر شود. همین عدم رعایت، وخامت اوضاع را دو چندان کرده و هر روز بر تعداد مبتلایان جدید افزوده می‌شود. کسبه از تعطیلی مشاغلشان گلایه دارند و کادر درمان از افزوده شدن به تعداد بیماران. همه این‌ها در حالی است که در کشورهای اروپایی، کار واکسینه کردن مردم، هر روز با سرعت بالایی در حال انجام است اما در کشور ما، هنوز تعداد افراد واکسینه شده، به دو میلیون نفر هم نرسیده است؛ ادارات یا تعطیل شده‌اند و یا با یک دوم کارمندان خود مشغول فعالیت هستند. کارها به کندی پیش می‌رود و زندگی به نوعی در شهر مختل شده است. با توجه به روند بسیار کُند واکسیناسیون، تنها راهی که برای در امان ماندن از بیماری باقی مانده است، در خانه ماندن و استفاده مداوم از ماسک، مواد ضد عفونی و دستکش است.  مردم کرونا را باور ندارند در این میان اما قصه‌ای دردناک را هم شاهد هستیم. هستند افرادی که با وجود این همه مشکل بابت کرونا، هنوز آن‌ را باور ندارند و بدون داشتن ماسک در بین مردم حاضر شده و پاسخ اعتراض‌ها به استفاده نکردن از ماسک را هم با توهین می‌دهند! چند روز پیش بود که در صف نانوایی، به ماسک نداشتن مردی حدود 60 ساله اعتراض کردم و پاسخش این بود: شما ماسک می‌زنید برای ما کافیه. با وجود چنین افرادی در جامعه نمی‌شود انتظار بهبود اوضاع را داشت. یقیناً بقیه مردم هم در به وجود آمدن چنین شرایطی مقصر هستند. صف‌های طولانی مقابل حلیم فروشی‌ها، کله‌پزی‌ها و بامیه فروشی‌ها، شرایط را بدتر از آنچه که هست خواهد کرد؛ در حالی‌که هیچ ضرورتی در تهیه این مواد خوراکی نیست. صف نانوایی‌های بربری و سنگک نیز به محلی برای جولان کرونا تبدیل شده تا همچنان امیدی به بهبود شرایط نباشد.  شهر سوت و کور شده است شرایط حکومت نظامی به شهر حاکم شده؛ به نحوی که از ساعت 9 شب به بعد، هیچ مغازه‌ای نباید باز باشد، حتی آنهایی که احتیاجات روزانه مردم را می‌فروشند. رفت و آمدها نیز از ساعت 10 شب به بعد ممنوع است و پلیس در صورت مشاهده قرنطینه‌شکنان، آنها را با مبالغ سنگین جریمه می‌کند. در حالی‌که تا قبل از شیوع کرونا، تا پاسی از شب، جوانان و خانواده‌ها در پارک‌ها و غذاخوری‌ها بودند، اکنون از ساعت 11 شب به بعد، انگار خاک مرده بر سر شهر پاشیده‌اند و به جز پاکبانان شهرداری، کسی در خیابان‌ها دیده نمی‌شود؛ در صورتی که شهروندان رعایت نکنند، این تعطیلات همچنان ادامه خواهد داشت که یقیناً خوشایند هیچ‌کس نیست. حتی آرامستان‌ها هم در شرایط فعلی تعطیل شده‌اند و کسی نمی‌تواند به زیارت اهل قبور برود کسی از کسی نذری نمی‌گیرد و کسی هم جرات نمی‌کند تا چیزی را به عنوان نذری پخش کند. حتی کسی جرأت خاراندن چشم یا بینی خود را هم ندارد. وقتی مجموع این اتفاقات را کنار هم می‌گذاریم می‌بینیم که کرونا زندگی کردن را هم تعطیل کرده است. بسیاری از مردم در حسرت دیدار عزیزان خود مانده‌اند و تنها از طریق تلفن می‌توانند جویای حال همدیگر شوند.  روستائیان هم در امان نماندند روستاها که به نسبت شهرها، از آب و هوای بهتری برخوردار بودند هم از این ویروس در امان نماندند. افرادی که پدر و مادر و اقوامشان در روستاها زندگی می‌کردند، ناگزیر به دیدار آنها شدند، همین کافی بود تا بدون داشتن علائم بیماری، ویروس را به روستا‌ها ببرند؛ به نحوی که امروز شاهدیم، شرایط برخی از روستاهای استان، بسیار بحرانی‌تر از شهرها شده است. با توجه به ویژگی‌های روستاها، مردم نیز کمتر میل به زدن ماسک و استفاده از مواد ضدعفونی دارند در نتیجه شرایط بغرنج‌تر شده است تا معلوم شود که هیچ‌کس و هیچ جا از نشر این ویروس در امان نیست.  واکسیناسیون مهمترین راه‌حل با وجود تمام مسائل و مشکلات مطرح شده، به نظر می‌رسد راه‌حل برون رفت از این مشکل تنها دو چیز است، نخست واکسیناسیون همگانی و دوم رعایت دستورالعمل‌ها و نکات بهداشتی که از سوی پزشکان و کادر درمان اعلام می‌شود؛ در غیر این‌صورت مجبوریم بعد از پیک چهارم، پیک‌های پنجم و ششم را هم تحمل کنیم که یقیناً دیگر نه جامعه و نه مردم هیچ‌کدام توان مواجه شدن با آن را ندارند.

دوشنبه 6 ارديبهشت 1400
03:26:44
 
 
Copyright © 2021 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT