پنجره‌های خانه ما کور شدند


پنجره‌ای داشت خانه‌ی ما رو به خیال گشوده، گاهی که دلمان می‌گرفت می‌رفتیم و از پشت این پنجره تماشا می‌کردیم خیال‌ها یا واقعیات خیال‌انگیز را. پشت در هر چه دغدغه و فکر گرفتاری خودمان بود می‌گذاشتیم دست کسانی که دوستشان داشتیم می‌گرفتیم کنار سایر مردم می‌نشستیم، چراغ‌ها خاموش می‌شد، جهانی که در آن نشسته بودیم را به مقصد جهان فیلم ترک می‌کردیم. دلمان همراه آدم‌هایی دیگر می‌شد که در جهان فیلم با گرفتاری‌ای دست و پنجه نرم می‌کنند، با آن‌ها می‌خندیدیم و برایشان می‌گریستیم و لحظاتی چنین سپری می‌شد.


کرونا آمد و پنجره خانه‌ی ما اولین جایی بود که کور شد، جای آن دریچه کوچکی گذاشتند و گفتند ازین پس آنلاین بنشینید و با گوشی‌هایتان فیلم ببینید، تازه ارزان‌تر هم هست. آدم سینما نمی‌رود صرف دیدن فیلم، خود فعل سینما رفتن امری جداگانه‌ست، چه بسا بارها بوده که به سینما رفته‌ام اما فیلم ندیده‌ام، لمیده‌ام در اتاق تاریک و بخشی از فیلم مرا فرو برده است به خیالات خودم و از آن پس جای فیلم، خیالات خودم را دیده‌ام. چه وقت‌ها که از فیلم راضی نبوده‌ام اما کنار کسی که با او به تماشایش نشسته‌ام حالم خوب بوده و همین سینما رفتن بهانه بسیار خوبی می‌شد تا دو ساعت از حسن همجواری محبوبی، دوستی یا اعضای خانواده‌ام برخوردار شوم.

لاجرم جانب احتیاط می‌طلبید سینماها تعطیل شوند تا این بیماری زودتر رخت بربندد، سفرها کنسل شد، رستوران‌ها تعطیل شد، خارج از ضرورت حتی ماندن در خیابان هم نکوهیده شد. حالا پس از گذشت ماه‌ها، رستوران‌ها باز شدند، باشگاه‌های ورزشی باز شدند، مردم به سفر می‌روند، دید و بازدیدها، تقریبا تمام فعالیت‌ها به حالت قبل خود بازگشته به علاوه یک ماسک زیر چانه‌ی همه! اما آنچه که کور شد و کور ماند، سینما بود.

حالا انگار برای مردم صرف نمی‌کند به سینما بروند، ترجیح می‌دهند همانطور لمیده از داخل گوشی‌هایشان فیلم‌ها را ببینند، پول بلیت هم ندهند. رستوران‌دارها و کافه‌دارها نشستند ضرر و زیانشان را دودو تا چهار تا کردند و روی منوها می‌شود دید که خسارت مدتی که تعطیل بودند نیز به رقم‌ها اضافه شده اما همچنان خبر گران شدن بلیت سینما خبر شوکه کننده‌ای برای مردم است. می‌پرسند چه خبر است! و بله، کسی چه می‌داند چه خبر است.

خبر اینکه از بهمن ماه سال نود و هشت و پس از شش ماه رکود در سینما، سینمای ما به یک خواب یکساله فرو رفته است. یعنی به اندازه یکسال فیلم در صف اکران منتظر هستند تا بختشان باز شود و سرمایه‌ای که خوابانده‌اند برگردد، اثری که برایش زحمت کشیده‌اند دیده شود، به این صف کسانی که در همین مدت کرونا فیلم ساختند هم اضافه کنید. سینمادارها و کسانی که ارتزاقشان از پخش و نمایش فیلم بوده هم اضافه کنید. گروهی را، گروه مهمی از جامعه هنری و فرهیخته‌مان را همین‌ قدر ساده رها کنیم؟ چه دردناک است دیدن ساختمان‌های خراب و رها شده‌ی سینماهای قدیمی، چه دردناک سالن‌های نمایش فیلمی که رستوران و کافه شدند. خانه که فقط به سفره و آشپزخانه نیاز ندارد، خانه ما پنجره هم می‌خواهد تا گاهی آن را بگشاییم و هوای تازه‌ای را تنفس کنیم، نه از پشت شیشه و از دریچه‌ای کوچک، به سینما برویم، دوباره به سینما برویم.

 


شنبه 21 فروردين 1400
03:47:11
 
 
Copyright © 2021 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT