ویژه نامه 99 < ویژه‌نامه
سالی که گذشت


سعید شهپرنیا
چه مقدار درد؟ چه اندازه رنج؟ دیگر تا چه میزان تاب و توانمان هست؟ این هول و هراس را پایانی هست؟ آیا این زخم را دوایی هست؟ آیا آفتاب دوباره جانمان را گرم می‌کند. طاقتمان طاق شد، توانمان بخار شد و به هوا رفت. اشکی دیگر فرو نمی‌ریزیم که هیچمان آب دیده نمانده. هوایی هم دیگر نیست از برای نفس کشیدن که این دیوار پارچه‌ای هر چه هوا هست و کلمه هست و احساس هست را عرق می‌کند و شوریش را و تلخیش را به کاممان می‌ریزد. ولی گویا چاره‌ای نیست. تحمل باید ما را تا این سیاه زخم، این طاعون که سینه‌هامان را سوزانده از درد و رنج دادن ما سیر شود و برود. این طاعون سیاه چه گل‌هایی را که پرپر نکرد و بر خاک نریخت! چه صداهایی و چه نواهای پرشوری! چه نگاه‌هایی و چه دستان هنرمندی! به قول آن شاعر رمی: این مرگ زشت روی دهشت بار به در خانه هرکس، به هر راه و بیراه، به هرکجا که چشم می‌گردد همه دفن و مرگ. حال ما چه کنیم با این همه زخم؟ آیا نه این است که بر مردگان خویش نظر می‌کنیم با طرح خنده‌ای و نوبت خود را انتظار می‌کشیم بی‌هیچ خنده ای؟ فردا از بستر چگونه برخیزیم؟ این زخم تا ابد بر روی گونه ما می‌ماند تا هر گاه که به تصویر خویش در آینه می‌نگریم از یاد نبریم آن مردگان را که عاشق‌ترین زندگان بودند و از یاد نبریم خود را، که ما مردم در سال وبایی، در سال طاعونی و در سال کرونایی با تمام تاب و توانمان جنگیدیم. ما مردم. اواخر بهمن ماه سال کرونایی

چهارشنبه 27 اسفند 1399
06:56:16
 
 
Copyright © 2021 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT