10 نوع بیماری که افسردگی را وخیمتر میسازند!
- شناسه خبر: 60371
- تاریخ و زمان ارسال: 18 خرداد 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

ترجمهی: ا. امیر دیوانی
اشاره:
به این آمارها توجه کنید: تقریبا 50 درصد بیماران مبتلا به تنگی نفس، دارای نشانههای افسرده دلیاند. غالبا گزارش داده شده که حداقل 40 درصد کسانی که بالقوه، با اختلال عصبی (پارکینسون) و نگرانی دست به گریباناند، افسرده حالند. 45 تا 65 درصد افرادی که دچار حملهی قلبی شدهاند، ملولاند. خطر دلگرفتگی در انسانهای گرفتار تصلب چندگانه یعنی اماس بین 40 تا 60 درصد است!
حدود 30 درصد رنجوران سکتهی مغزی، تنگ دلند. پژوهشی که به سال 2009 در نشریهی «پیری و کهولت» انتشار یافت، موید آن است که «درد به عملکرد لطمه زده یا به درمان مقاوم میشود و توام با علامتهای فزونتر افسردهساز و پیامدهای شدید ملالخاطر است.
به همان ترتیب افسردگی دردآلود با شکوههای بیشتر و آسیبهای عملی گسترده قرین است. وانگهی، بررسی یاد شده گواه بر این است که «ملولی و درد در عوامل توراثی (ساختزادی)، مسیرهای زیستشناختی و انتقال دهندههای پیامهای عصبی دارای وجوه مشترکاند. به این ترتیب، نویدبخشترین حوزهی تحقیقاتی آینده، تغییرات عصبشناختی موجود در مسیرهای درد را که با مسیرهای مربوط به فسردگی مرتبطاند، قطع میکنند!»
باید دانست که به موجب پژوهش منتشرهی «بنیاد رابرت وود جانسون» شمار اشخاص مبتلا به امراض حاد در فاصلهی زمانی 2000 تا 2030 بین 37 درصد یا 40 میلیون افزایش خواهد یافت. منظور این است آن گروه از ما که در شرف ابتلا به افسردگی هستیم، اقتضا میکند که خود را با امراضی که عمدتا با افسردگی همراهاند و ممکن است نشانههای مرضیمان را وخیمتر سازند، آشنا گردیم. 10 نمونهی زیر، آغازگر خوبی هستند.
1ـ بیماری لقوه (پارکینسون)
طرح پژوهشی پیامدهای پارکینسون وابسته به «بنیاد ملی پارکینسون» بزرگترین مطالعه پیرامون مرض مزبور را که تاکنون اجرا شده نشان میدهد و آن اینکه افسردگی مهمترین عامل موثر در سلامت مبتلایان به این بیماری شمرده میشود!
«یافتهی واضحی از بررسی ما حاکی است که روی هم رفته خلقوخو، افسردگی و اضطراب، بیشترین تاثیر را در چونی (کیفیت) زندگی دارد به طوری که اثربخشیاش فزونتر از لطماتی است که معمولا به بیماری مربوط میشود. گذشته از این، تحلیلمان حاکی از این بود که شرکتکنندگان در طرح پیش رفت چندی (کمیت) که تحت مراقبت درمانگاهی هستند، از فعالترین رهیافت به رایزنی روانشناختی برخوردارند و کمترین میزان افسرده خاطری را بروز میدهند.
2ـ مرض قلبی
حد افسردگی افراد در پی حمله (سکتهی) قلبی سه برابر کسانی است که از درگیری این مهلکه جستهاند. 15 تا 20درصد قربانیان این عارضه در معرض اختلال افسردگی عمدهاند و بسیاری دیگر در دام نشانههای آن گرفتارند. بنا به اظهار دکتر رد فورد بی. ویلیامز؛ استاد روانپزشکی مرکز پزشکی دانشگاه دورهام در کارولینای شمالی: «افسردگی پس از سکتهی قلبی نه تنها به سبب فشار روحی ویرانگر هیجانی و درد و رنج ناخوشایند است بلکه خطر رویارویی شخص با حملهی دیگر یا مرگ ماهها و سالهای متعاقب را امکانپذیر میسازد.» مبتلایان به مرض قلبی که افسر دلاند، معمولا بیش از سایرین علایم بیماری قلبی را دارند. افسردگی و دلنگرانی در ضربانهای قلب اثر مینهد و مقادیر فشار خون، انسولین و هورمونهای فشار روحی (استرس) را میافزاید.
3ـ سکتهی مغزی
طبق پژوهش مندرج در نشریهی پزشکی بیماری روانی عصبی و درمان، نزدیک به 30درصد بیماران مبتلا به سکتهی مغزی یا در مراحل اولیه تا ثانویه پس از آن، دچار افسردگی میگردند. کتابچهی راهنما و آمار «افسردگی بعد از سکتهی مغزی» را (به دلیل مرض عمومی پزشکی یعنی سکتهی مغزی) اختلال خلقی ردهبندی کردهاند. سکتهی مغزی، لطمهی جسمی به مغز میزند، بر یاختهها (سلولها)ی آن، که عملکرد خلقوخو روانی را پایش میکند، اثربخش است. ضمنا تجربهی هولناکی پدید میآید که باعث ضربهی روحی میگردد. هر چند احتمال دارد افسرده حالی در بهبود عملی و چونی (کیفیت) زندگی به دنبال بیماری مورد بحث موثر باشد، ولی اغلب نادیده گرفته میشود. در واقع، تنها تعداد اندکی از بیماران تشخیص داده میشوند و عدهی قلیلی به روال متعارف بالینی مداوا میگردند.
4ـ خِردسودگی (زوال عقل)
انجمن آلزایمر حکایت از آن دارد که بالغ بر 40درصد مبتلایان بدین بیماری هم چه بسا به افسردگی شدید دچار میشوند. در واقع به موجب مطالعهی نوینی که در نشریهی عصبشناسی درج گردیده افراد درگیر با چنین مرضی، احتمالا پیش از بروز هرگونه نشانههای مشخصهای نظیر مشکلات مربوط به حافظه و اندیشه، پیدایش افسردگی و سایر دگرگونیهای «غیر شناختی» میسر است.
گزارش دیگری به نقل از نشریهی روان پزشکی بریتانیا گواهی بر این مدعاست که بزرگسالان افسرده حال (متجاوز از 50 سال سن) امکان ابتلایشان به زوال عقل (خردسودگی) عروقی فزونتر از دو برابر بوده و امکان رویاروییشان به آلزایمر بیش از سایرین است. تشخیص افسردگی در مبتلایان به زوال عقل، به دلیل مشابهت علایمشان، دشوار است زیرا بیمیلی به سرگرمیها، تلاشها، اشکال در تمرکز، کاهش وزن و اختلال خواب در آنان مشهود میباشد.
5ـ پر فشاری خون
فشار خون زیاد در افسردگی اثر دارد؛ با این وصف، احتمال زیاد دارد که افسردگی بر پر فشاری خون تاثیر گذارد. در خلال رخدادهای افسردهآور هورمونهای فشار روحی افزایش مییابند و به نوبهی خود بر میزان فشار خون میافزایند. فشار روانی (استرس) حاد و افسردگی شدید، فشار خون را به حدی بالا میبرد که به رگهای خونی لطمه وارد میشود.
6ـ مرض قند (دیابت)
هنگامی که دانستم جمع کثیری از افسردگان، اسیر مرض قنداند، حیران شدم. بنا به بررسی نشر یافته در اسناد و مدارک طب داخلی سال 2010 مشخص گردید که به راستی ارتباط بین بیماری قند و افسردگی، دو سویه بوده و به این معنی است همانطوری که مبتلایان به این بیماری بیشتر در معرض افسردگی قرار دارند؛ افسردهها نیز به احتمال زیاد دچار لااقل دیابت نوع 2 میگردند. به قول دکتر فرانک هو؛ پژوهشگر ارشد این تحقیق و استاد رشتهی تغذیه و همهگیریشناسی دانشکدهی بهداشت عمومی هاروارد: «میتوان گفت که هر دو عارضه به هم وابستهاند و علل و پیامدهای یکدیگرند.»
7ـ سرطان
شیوع اختلالات خلقی در بین مبتلایان به سرطان، ممکن است بر حسب نوع سرطان و مرحلهی بالینیاش تغییر کند. بر اساس مطالعهای که در سال 1983 صورت گرفت و در نشریهی انجمن پزشکی آمریکا منتشر شد، بیماری 47 درصد سرطانیها، گونهای اختلال روانی تشخیص داده شد که عمدتا نارساییهای سازگاری بود. با این حال، بررسی جدیدتر منتشره در نشریهی سرطان، نشان میدهد که 53.7 افراد مبتلا به سرطان مهلک، با اختلال روانی، روان آشفتگی، خردسودگی (زوال عقل)، اختلالات سازگاری، افسردگی عمده یا اختلال اضطراب فراگیر، دست و پنجه نرم میکنند.
8ـ تصلب چندگانه (ام اس)
مطابق پژوهشی که در نشریهی توانبخشی (بازپروری) و توسعه نشر یافت، فسردگی شایعترین عارضهی روانی است که به سراغ مبتلایان به اماس میآید و خطری که در طول زندگی تهدیدشان میکند، بین 40 تا 60 درصد است. امکان دارد افسردگی، نتیجهی فرآیند مریضی باشد، زیرا تصلب چندگانه، غلاف میلین و تارهای عصبی موجود در ژرفای مغز را که در جلوههای هیجانی و مهار دخیلاند، آسیب میرسانند. همچنین احتمال دارد افسردگی همراه با تغییراتی باشد که در دستگاههای ایمنی و یاختههای عصبی رخ میدهند. بر پایهی بررسی صورت گرفته: «سببشناسی افسردگی، چند علتی بوده و چه بسا با فشار روانی، ضایعات میلین زدایی کانونی و اختلال ایمنی توام باشد.»
9ـ تنگی نفس (آسم)
شگفتزده شدم از اینکه دانستم حدوداً 50 درصد مبتلایان به تنگی نفس ممکن است از نظر بالینی با نشانههای مهم افسردگیساز روبهرو میگردند. فشار روحی در ابتلا به این بیماری، ویژه دخالت دارد و به نظر میرسد علایم ایذایی (اخلالگر) در بیشترین تشخیصهای روانی موثرند. طبق پژوهش مندرج در نشریهی پزشکی استرالیا به طور مثال آنانی که دچار تنگی نفس و شب بیداری هستند، خطر فزایندهی افسردگی عمده تهدیدشان میکند. مطابق مطالعهی به عمل آمده، فشار روحی در کودکان و بزرگسالان با دلهره همراه است. به طور کلی تشخیص افسردگی و اضطراب بیمارن تنگی نفس دشوار است. 87.5 درصد اشخاصی که با حملههای پیاپی این مرض روبهرو هستند، در مقایسه با 25درصد کسانی که با حملههای کمتری مواجهاند، دچار آشوبهای خلقی میشوند.
10ـ ورم مفاصل
بر اساس بررسی مراکز مهار و پیشگیری بیماری انتشار یافته در نشریهی مراقبت و پژوهش ورم مفاصل، معلوم شده است که یک سوم آمریکایییان 45 ساله و بزرگتر مبتلا به ورم مفاصل، در بند اضطراب یا افسردگیاند.
جالب اینجاست که نگرانی، تقریبا دو برابر افسردگی است. بسیاری از افسردگان (85 درصد نیز مضطرب بودند. ولی فقط نیمی از آن یعنی 50 درصدشان) علاوه بر اضطراب، افسرده حال هم بودند. تحقیقی انجام یافته دلالت بر این دارد که تمام مبتلایان به ورم مفاصل ممکن است در معرض خطر اختلالات خلقی نیز قرار گیرند. غربالگری همهی بزرگسالان مبتلا به ورم مفاصل از لحاظ دلواپسی و افسردگی مهمتر از تمام موارد است.
پینوشت:
http://www.everydayhealth.com







