مشارکت سیاسی پس از یک دوره تنش
- شناسه خبر: 77705
- تاریخ و زمان ارسال: 26 بهمن 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
۲۲ بهمن ۱۴۰۴ چه پیامی داشت؟
آرزو سلخوری
دی و بهمن ۱۴۰۴ برای فضای اجتماعی و سیاسی کشور، ماههایی متفاوت بود. هر دورهای از تنش اجتماعی، فارغ از روایتها و تحلیلهای متنوع، یک پرسش محوری را پیش میکشد: «سطح مشارکت سیاسی جامعه چه تغییری میکند؟ آیا فاصلهگیری رخ میدهد یا بازتعریف رابطه میان مردم و ساختار سیاسی شکل میگیرد؟»
پاسخ این پرسش را نمیتوان صرفاً در شبکههای اجتماعی جستوجو کرد؛ باید به صحنههای عینی رجوع کرد. ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ یکی از همین نقاط سنجش بود. راهپیمایی سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، همواره یک شاخص نمادین از میزان حضور اجتماعی به شمار میآید؛ حضوری که صرفاً آیینی نیست، بلکه پیام سیاسی و اجتماعی نیز در خود دارد. امسال این حضور، در شرایطی رخ داد که فضای عمومی کشور هفتههایی پرالتهاب را پشت سر گذاشته بود.
نکته مهم این است که مشارکت سیاسی در ایران یک مفهوم تکلایه نیست. نمیتوان آن را صرفاً به صندوق رأی یا تجمعات رسمی محدود کرد. مشارکت، طیفی است از رأی دادن و حضور در مراسم ملی تا فعالیتهای مدنی، مطالبهگری اجتماعی و حتی نقد در چارچوب قانون. بنابراین تحلیل مشارکت پس از یک دوره تنش، نیازمند نگاه چند بعدی است.
۲۲ بهمن ۱۴۰۴ نشان داد که بدنهای از جامعه همچنان تمایل دارد حضور خود را در چارچوبهای رسمی اعلام کند. این حضور را میتوان از دو زاویه دید: نخست، بهعنوان تأکید بر ثبات و استمرار؛ دوم، بهعنوان تلاشی برای اثرگذاری از درون ساختار. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که بخشی از جامعه ایران، حتی در شرایط گلایهمندی، مسیر کنش درونسیستمی را ترجیح میدهد. این یک واقعیت جامعهشناختی است که نباید نادیده گرفته شود.
در عین حال، نمیتوان انکار کرد که فضای تنش، بر ذهنیت عمومی اثر میگذارد. هرگاه جامعه با ابهام، فشار اقتصادی یا نگرانیهای اجتماعی روبهرو میشود، سطح اعتماد و امید اجتماعی دچار نوسان میشود. این نوسان لزوماً به معنای گسست کامل نیست؛ بلکه اغلب به شکل مطالبهگری بیشتر، حساسیت بالاتر و توقع شفافیت بیشتر از مسئولان بروز میکند.
در این میان، نقش رسانهها تعیینکننده است. اگر رسانههای رسمی بتوانند روایت دقیق، سریع و قابل اتکا ارائه دهند، فاصله میان مردم و حاکمیت کاهش مییابد. اما اگر میدان اطلاعرسانی به شایعه و روایتهای هیجانی واگذار شود، مشارکت نیز تحت تأثیر قرار میگیرد. جامعه امروز، بیش از هر زمان دیگری، نسبت به کیفیت اطلاعرسانی حساس است.
۲۲ بهمن امسال از این جهت اهمیت داشت که پس از هفتههایی پرتنش برگزار شد و به نوعی آزمونی برای سنجش فضای عمومی بود. حضور اقشار مختلف، از خانوادهها تا نسل جوان، این پیام را مخابره کرد که جامعه ایران پیچیدهتر از دوگانههای سادهانگارانه است. هم مطالبه وجود دارد، هم تعلق؛ هم نقد هست، هم مشارکت.
از منظر علوم سیاسی، مشارکت پایدار زمانی شکل میگیرد که سه مؤلفه تقویت شود: اعتماد، کارآمدی و امید به اثرگذاری. اگر شهروند احساس کند رأی، حضور یا مطالبهگری او نتیجه دارد؛ سطح مشارکت حفظ میشود. اما اگر احساس بیاثری شکل بگیرد، کنارهگیری آرام و تدریجی رخ میدهد؛ کنارهگیریای که نه با شعار، بلکه با سکوت خود را نشان میدهد.
بنابراین پرسش اصلی پس از ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ این نیست که چه تعداد حضور داشتند؛ بلکه این است که چگونه میتوان این حضور را به سرمایه اجتماعی پایدار تبدیل کرد. سرمایه اجتماعی زمانی تقویت میشود که گفتوگو جایگزین سوءتفاهم شود؛ شفافیت جایگزین ابهام و پاسخگویی جایگزین کلیگویی.
نسل جوان در این معادله نقش محوری دارد. جوانان امروز بیش از گذشته به دنبال معنا و کارآمدی هستند. آنان مشارکت نمادین را کافی نمیدانند؛ انتظار دارند حضورشان در تصمیمسازیها بازتاب پیدا کند. اگر سازوکارهای مشارکت محلی، شوراها، انجمنهای دانشجویی و نهادهای مدنی تقویت شود، انرژی اجتماعی در مسیر سازنده هدایت خواهد شد.
در نهایت باید پذیرفت که جامعه ایران جامعهای زنده و در حال تغییر است. تنشها میآیند و میروند، اما آنچه باقی میماند نحوه مدیریت این دورههاست. ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ نشان داد که علیرغم فشارهای اقتصادی و فضای پرچالش، بخش قابل توجهی از جامعه همچنان ترجیح میدهد کنش سیاسی خود را در چارچوبهای رسمی تعریف کند. این واقعیت، هم فرصت است و هم مسئولیت.
فرصت از آن جهت که نشان میدهد پیوند اجتماعی هنوز برقرار است. مسئولیت از آن جهت که این پیوند نیازمند تقویت مستمر است؛ از مسیر کارآمدی اقتصادی، گفتوگوی اجتماعی و اطلاعرسانی حرفهای. مشارکت سیاسی یک عدد نیست؛ یک رابطه است. رابطهای که اگر با اعتماد متقابل تغذیه شود؛ پایدار میماند و اگر نادیده گرفته شود، به تدریج فرسوده خواهد شد.







