چرا مردم خریدهای بزرگ را عقب میاندازند؟
- شناسه خبر: 77822
- تاریخ و زمان ارسال: 27 بهمن 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

آرزو سلخوری
در ماههای اخیر، یک رفتار مشترک در بازارهای مختلف کشور دیده میشود؛ سکوتی که بیش از هر آماری معنا دارد. نمایشگاههای خودرو خلوتترند، معاملات مسکن کندتر شده، فروش لوازم خانگی با احتیاط پیش میرود و حتی بازار کالاهای سرمایهای خرد نیز رونق سابق را ندارد.
پرسش اینجاست: آیا فقط گرانی عامل این وضعیت است؟ یا پای متغیر مهمتری به نام «نااطمینانی» در میان است؟
اقتصاد فقط با پول و کالا حرکت نمیکند؛ با انتظار حرکت میکند. مردم وقتی احساس کنند آینده قابل پیشبینی نیست، تصمیمهای بزرگ را متوقف میکنند. خرید خانه، خودرو یا حتی آغاز یک کسبوکار جدید، نیازمند نوعی اطمینان به ثبات است؛ ثبات در قیمتها، سیاستها و فضای عمومی؛ اگر این افق مبهم باشد، طبیعی است که خانوادهها به سمت احتیاط بروند.
نااطمینانی اقتصادی، رفتاری زنجیرهای ایجاد میکند، خانوادهای که قصد خرید مسکن دارد، وقتی نسبت به قیمتها یا توان بازپرداخت تسهیلات مطمئن نیست، دست نگه میدارد.
فروشنده نیز در تردید میماند که آیا اکنون زمان مناسبی برای عرضه است یا باید صبر کند؛ نتیجه، رکود معاملاتی است؛ رکودی که لزوما با کاهش قیمت همراه نیست، بلکه با کاهش «تصمیم» همراه است.
این پدیده را میتوان «اقتصاد انتظار» نامید. جامعه در وضعیت انتظار قرار میگیرد؛ انتظار برای روشنتر شدن سیاستهای اقتصادی، برای ثبات نرخ ارز، برای مشخص شدن مسیر بازارها.
در چنین شرایطی، حتی کسانی که توان خرید دارند نیز ترجیح میدهند نقدینگی خود را حفظ کنند؛ پول در حسابها میماند، اما به گردش نمیافتد و وقتی گردش پول کاهش یابد، رکود عمیقتر میشود.
بخش قابل توجهی از طبقه متوسط، که موتور اصلی تقاضای بازارهای مصرفی و سرمایهای است، امروز بیش از گذشته محتاط شده است، هزینههای ضروری مانند خوراک و اجاره در اولویت قرار گرفته و خریدهای بزرگ به تعویق افتاده است.
این تغییر الگوی مصرف، فقط یک تصمیم فردی نیست؛ بازتاب احساس عمومی نسبت به آینده است.
در بازار خودرو، کاهش مراجعه حضوری و افزایش پرسوجوهای صرفا اطلاعگیرانه قابل مشاهده است. در بازار مسکن، بسیاری از خریداران بالقوه به «تماشاچی» تبدیل شدهاند، در بازار لوازم خانگی نیز فروشندگان از مقایسه مداوم قیمتها توسط مشتریان و تصمیمگیریهای طولانیمدت خبر میدهند.
همه اینها نشانههای یک چیز است: مردم میخواهند مطمئن شوند، سپس اقدام کنند.
این رفتار، در کوتاهمدت شاید عقلانی به نظر برسد؛ حفظ نقدینگی در شرایط مبهم؛ اما در سطح کلان، همین احتیاط جمعی میتواند چرخه رکود را تقویت کند.
وقتی تقاضا کاهش یابد، تولیدکننده نیز محتاط میشود، سرمایهگذاری جدید را به تعویق میاندازد و اشتغال تحت تاثیر قرار میگیرد، به این ترتیب، نااطمینانی از یک احساس ذهنی به یک واقعیت اقتصادی تبدیل میشود.
البته نباید نقش متغیرهای بیرونی را نادیده گرفت؛ تحولات سیاسی، اخبار مرتبط با روابط خارجی، تغییرات مقرراتی و حتی شایعات بازار، همگی بر ذهنیت اقتصادی مردم اثر میگذارند. جامعهای که هر روز با خبرهای متناقض مواجه است، طبیعی است که در تصمیمگیریهای بلندمدت دچار تردید شود، ثبات روانی، پیشنیاز ثبات اقتصادی است.
در آستانه ماههای پایانی سال، این پرسش جدیتر میشود که آیا بازار شب عید میتواند از این فضای احتیاط خارج شود یا خیر، اگر چشمانداز روشنی از سیاستهای اقتصادی ارائه شود و پیام ثبات به بازار مخابره شود، بخشی از تقاضای معوق میتواند فعال شود اما اگر ابهام ادامه یابد، احتمالا رفتار صبر و انتظار نیز تداوم خواهد داشت.
برای خروج از این وضعیت، بیش از هر چیز نیاز به «قابلیت پیشبینی» است، فعالان اقتصادی و خانوارها باید بتوانند بر اساس دادههای روشن و سیاستهای پایدار برنامهریزی کنند.
تغییرات ناگهانی مقررات، پیامهای ضدونقیض و تاخیر در اطلاعرسانی، هزینه نااطمینانی را افزایش میدهد در مقابل، شفافیت و ثبات تصمیمگیری، حتی در شرایط دشوار، میتواند اعتمادآفرین باشد.
اقتصاد ایران بارها نشان داده که در صورت ایجاد ثبات نسبی، ظرفیت بازگشت سریع تقاضا را دارد، مردم اگر احساس کنند مسیر روشن است، از حالت انتظار خارج میشوند، خریدهای عقبافتاده انجام میشود، سرمایههای خرد به جریان میافتد و بازار جان میگیرد اما این بازگشت، نیازمند پیامهای منسجم و سیاستهای قابل اتکاست.
در نهایت، مساله امروز فقط گرانی نیست؛ مساله اعتماد به آینده است؛ وقتی خانوادهها نسبت به فردای اقتصادی خود مطمئن نباشند، طبیعی است که تصمیمهای بزرگ را به تعویق بیندازند.
اقتصاد با دستور رونق نمیگیرد؛ با اطمینان رونق میگیرد و اطمینان، محصول ثبات، شفافیت و همصدایی در سیاستگذاری است.
اگر این سه مولفه تقویت شود، «اقتصاد انتظار» میتواند جای خود را به «اقتصاد تصمیم» بدهد؛ اقتصادی که در آن مردم نه از سر اضطرار، بلکه با امید و برنامهریزی خرید میکنند.





