پیامدهای قطع اینترنت و دور ماندن از جهان برای مردم عادی
- شناسه خبر: 75996
- تاریخ و زمان ارسال: 30 دی 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

نفیسه کلهر
زندگی مدرن کاری کرده که در نبود اینترنت با مشکلات زیادی سر و کله میزنیم.
بسیاری کارهای بانکی، اداری، آزمونهای مهم، حتی تحصیل در دانشگاهها و مدارس وابسته به اینترنت است؛ که در این گزارش به این بعد نمیپردازیم.
اما رسوخ اینترنت در زندگی روزمره آنقدر زیاد است که گاه بدون آن در امور ساده و ابتدایی روزمره هم لنگ میمانیم.
امروز که این گزارش نوشته میشود، مدت 10 روز از قطع اینترنت در ایران میگذرد، قطع اینترنتی که به خاطر موج اعتراض به گرانیها و کاهش ارزش ریال در شهرهای مختلف صورت گرفت.
در این گزارش به شنیدن نظرات مختلف درباره ابعاد قطع اینترنت پرداختیم.
***
ابتدا یک تجربه شخصی را بازگو میکنم؛ به عنوان یک گزارشگر که تنها منبع درآمدم نوشتن به صورت حقالتحریر در روزنامه است؛ گزارشی نوشته بودم که پر بود از مطالب علمی، از آن دست گزارشهایی که مصاحبه شوندهها حتما باید آن را قبل از انتشار بخوانند و تائید کنند تا مشکلی از نظر علمی پیش نیاید.
در حالت عادی فایل گزارش را از طریق یک پیامرسان برای مصاحبه شونده ارسال میکنم و او نقطه نظراتش را برایم در چند خط مینویسد و تغییرات پس از اعمال، برای روزنامه ارسال میشود.
اما در این شرایط هیچ راه ارتباطی نبود. حتی پیامرسانهای داخلی و ایمیل هم قطع بودند. تنها راه حلم حضور مستقیم در محل کار مصاحبه شونده بود.
به ناچار در روزی سرد، به آن اداره رفتم و با لپتاپم نشستم پشت میز یکی از روسا؛ یک بار با هم گزارش را خواندیم و در مورد ابهامات و بعضی مفاهیمش صحبت و تغییراتی ایجاد کردیم. اما قبل از انتشار باید معاونت هم میخواند، دوباره سیستمم را بستم و رفتم یک طبقه پایینتر اتاق معاون و یک بار دیگر هم همراه با او مطلب را خواندم و او هم مو به مو بررسی کرد. تغییراتی که مد نظر او بود هم اعمال شد.
اما مشکل همینجا حل نشد. در گزارش یک بیت شعر بود که رئیس اداره در مورد آن تردید داشت. شعری که هر چند مانند بقیه مطالب علمی و تخصصی نبود اما دوست داشتم از قول او در گزارش باشد.
رئیس اداره میگفت احتمالا شعر را به درستی بازگو نکرده چون به لحاظ وزن و قافیه جور در نمیآید. راست هم میگفت اما اینترنت قطع بود و امکان این نبود تا بیت درست را پیدا کند. دیدم که دستانش روی کیبورد سیستم مقابلش بلاتکلیف مانده است.
به ناچار گفتم خودم درستش میکنم، هرچند نمیدانستم چطور.
به خانه برگشتم و نشستم به فکر کردن، چند بار طبق عادت گوشی را دستم گرفتم و جستوجو کردم ولی اینترنت نبود که نبود. حتی سایتهای داخلی هم باز نمیشدند.
سراغ سیستم قبلیم رفتم به این امید که در آن فایل نرمافزاری را داشته باشم که تمام اشعار تمام شاعران فارسی زبان را بدون نیاز به اینترنت در اختیار مخاطب میگذاشت.
اما متاسفانه آن فایل هم پاک شده بود.
به ناچار از بقیه اعضای خانواده کمک گرفتم.
خوشبختانه میدانستم بیت از سعدی است، گلستان و بوستان و غزلیات سعدی را از کتابخانه آوردم و شروع کردیم از ابتدا هر کتاب را ورق زدن و بین همه سطرها دنبال تک بیت مورد نظر گشتن.
این هم خوشبختی دیگری بود که این کتابها را در خانه داشتیم.
باور کردنی نبود؛ درست وقتی ناامید بودم و اصلا انتظارش را نداشتم، اما بیت مورد نظر در باب هفتم گلستان پیدا شد.
هر چند به خیر گذشت اما سرعت کار من خیلی کم شد؛ در حالی که اگر اینترنت بود با یک جستوجوی ساده میتوانستم تنها در کمتر از یک دقیقه بیت مورد نظر را پیدا کنم. اما این بار یک روز کامل وقت صرف شد.
حتی بردن گزارش به اداره و اعمال تغییرات هم یک نصف روز از من زمان گرفت.
از آن گذشته باید گزارش را روی فلش برای روزنامه به صورت حضوری میبردم که در مجموع باعث شد گزارشم برای چاپ در صفحه خودم در روز دوشنبه حاضر نشود و انتشار گزارش را یک هفته عقب انداخت!
و این یعنی کارکرد کمتر، دستمزد کمتر و درآمد کمتر.
***
الهام که ساکن قزوین است و دور از خانوادهاش زندگی میکند، در مورد دغدغههایش در زمان قطع اینترنت میگوید: قطع اینترنت برای من خیلی مشکلساز شد، چون خانوادهام در شهر دیگری زندگی میکنند و من برای ارتباط با خانواده مجبور بودم هزینه بیشتری بپردازم. قبلا تماسهای اینترنتی برایم تقریبا هزینهای نداشت و تماس تصویری دلتنگیم را کم میکرد؛ اما در این مدت مجبور بودم با تلفن تماس بگیرم و از آنجایی که برای من که اجاره خانه میدهم و هزینه یک زندگی را تنهایی تامین میکنم، شرایط جوری است که باید حواسم به دخل و خرجم باشد، تماسها را کمتر و کوتاهتر کردم و با این وجود میدانم که حتما این ماه قبض تلفنم بیشتر از همیشه خواهد بود.
او همینطور ادامه میدهد: در این مدت جاروبرقیم سوخت و چون وسیله ضروری زندگی من است ـ چون خانهام پنجرههای دوجداره ندارد و مدام از پنجرهها گرد و خاک وارد میشود ـ باید خیلی سریع یک جاروبرقی دیگر میخریدم و نیاز داشتم تا بتوانم از طریق اینترنت تفاوت کالاهای مختلف، از برندهای متفاوت را بررسی و از طرفی بتوانم متناسب با نیازم خرید کنم.
اما شرایط جوری شده بود که یا باید به نظر فروشندهها اعتماد میکردم یا باید از افراد مختلف میپرسیدم که خب دایره اطرافیانم محدود بود و اغلب دوستان من تجربه خرید وسایل خانه نداشتند و به طور کلی هم در دنیای امروز این موضوع جواب نمیدهد. ناچار شدم و جنسی خریدم که خیلی هم رضایت ندارم.
***
امین که دانشجوی سال آخر سینما است، و مدام فیلم و سریال تماشا میکند نیز درباره وضعیتش در دوران قطع اینترنت میگوید:
فیلمها و سریالهایی که همیشه راحت دانلود میکردم را این بار با هزار دردسر پیدا میکردم؛ با دوستانم تماس میگرفتم که ببینم فلان فیلم را دارند، بعد مسافتی را طی میکردم و به محل کار یا خانهشان میرفتم و فیلم و سریال را در هارد و یا فلش برایم میریختند. مثل کلوپهای قدیم که دیگر سالهاست اثری ازشان نمانده است.
او ادامه میدهد: من از نظر کاری به شدت اذیت شدم. انجام تکالیف دانشگاهم که همین تماشای سریالها و بررسی بود و البته بخشی از درآمدم هم از راه نوشتن نقد در مورد فیلمها برای سایت و مجلهها بود که با چالش جدی مواجه شد. این کار برایم شکستن شاخ غول شده بود، از طرفی من بعد از آنکه نقدهای خودم را مینوشتم همان موقع نقدهای خارجی و داخلی را هم میخواندم و این کمک بزرگی برایم بود تا هم مطلبی تکراری برای سایتی نفرستم و هم دانش خودم بالاتر برود؛ چون بعد از دیدن فیلم خواندن نقدش تاثیر بیشتری دارد.
حالا اما دسترسی نداشتم و تنها به نقد خودم اکتفا میکردم و این ایرادات و تفاوت نگاهم را مشخص نمیکرد.
رضا هم تائید میکند که قطع اینترنت، قطع ارتباط او با جهان بود و از نظر علمی لطمه زیادی به او وارد کرد. او در اینباره توضیح میدهد: من با چند نفر دیگر پژوهشهایی انجام میدادیم برای ثبت مقالهای در آیاسآی. یکی از افراد گروه ما خارج از ایران بود و در این موقعیت علاوه بر اینکه ارتباطات ما کلا قطع شد، نتایج تحقیقاتمان هم که ارائه داده بودیم، در قطع اینترنت روی زمین ماند.
او توضیح میدهد: بعد از ارائه مقاله به آیاسآی ما مهلت کوتاهی داریم تا بتوانیم اصلاحاتی که برایمان ارسال میشود را انجام دهیم، اما این مهلت کوتاه را که حدود یک هفته است، در این مدت که اینترنت قطع بود از دست دادیم و در نتیجه مقالهمان رد شد و باید منتظر باشیم تا شش ماه دیگر دوباره داوری باشد و اگر گروه دیگری پژوهشهای ما را انجام نداده باشند یا یافتههایی مشابه یافتههای ما به ثبت نرسیده باشد، بتوانیم مقاله را به ثبت برسانیم.
او میگوید: همه ما برای این مقاله یک سال زحمت کشیدیم؛ پژوهش و مطالعه کردیم و حتی هزینه کردیم، اما حالا با قطع ارتباطات بینالمللی و داخلی تمام زحماتمان به باد رفت.
***
فاطمه اما نه دانشجو است و نه محقق. زن خانهداری است که میگوید او هم از نبود اینترنت لطمه دیده است؛ او برای ولایت توضیح میدهد: برای من که از اول ازدواجم به کمک اینترنت آشپزی کردم و با تماشای ویدئوهای اینترنتی توانستم گلیمم را از آب بیرون بکشم و بدون کمک مادر و خواهر و دوست و همسایه غذا بپزم، تحمل این وضعیت خیلی سخت بود.
او ادامه میدهد: من واقعا استعداد آشپزیم خیلی بد است، حتی با تماشای ویدئوها هم در این شش ماه غذاهای خوبی نپختهام و حالا مجبور بودم یا ساعتها پای تلفن باشم و از مادرم سوال بپرسم یا از همسایه و اطرافیان کمک بخواهم تا غذایی بپزم که صدای همسرم درنیاید.
او همینطور ادامه میدهد: ممکن است مشکل من برای شما کوچک به نظر برسد، اما واقعا دغدغه اساسی زندگی من شده است، از آنجایی که بیماری خودایمنی دارم با این فشار و استرس مشکلم چند برابر شده و کارم به دکتر و افزایش دوز داروهایم رسیده؛ چون بیماری من طوری است که هر استرسی تشدیدش میکند.
همسرم خیلی در زمینه غذا سختگیر است و بارها در همین مدت شش ماه ازدواجمان کارمان به اختلاف و دعوا رسیده است و چالشی است که همه روز مرا با خودش درگیر میکند که وقتی همسرم از سر کار میآید دوباره کارمان به دعوا نرسد.
فاطمه ادامه میدهد: من حتی به خاطر مشکل بیماریم با وجود اینکه تحصیلات بالایی دارم اما ترجیح دادم سرکار نروم، فکر کردم آرامشم در خانه بیشتر است چون تحمل مشکلات و روابط کاری و رقابتها برایم سخت بود؛ اما فکرش را هم نمیکردم که بخواهم در خانه با چنین مشکل شدیدی روبرو شوم که دوباره سلامتیم به خطر بیفتد.
او همینطور از مشکل دیگری که قطع اینترنت برای او به وجود آورده هم اینطور میگوید: از طرفی نبود اینترنت از نظر تفریحی هم برایم سخت بود، قبلا در خانه خودم را با شنیدن پادکست یا به توصیه دکترم با موسیقیهای آرامش بخش مشغول نگه میداشتم، حالا وضعیتم جوری شده که حتی موزیک هم نمیتوانم آنلاین گوش بدهم. هیچ وقت فکرش را نمیکردم که وابستگی زیادم به تفریحات آنلاین اینطور روزی با چالش مواجه شود و تقریبا تمام این مدت برای من در اضطراب و استرسی گذشت که حتی با وصل اینترنت هم مدتها طول خواهد کشید تا از آن نجات پیدا کنم.
***
عاطفه نیز که کارمند بخش فرهنگ و هنر یک اداره است، توضیح میدهد: مشکل ما در برگزاری یک جشنواره آنقدر زیاد بود که بیخیالش شدیم. ما برای ارسال فراخوان حتی نمیتوانستیم آدرسها را دریافت کنیم.
پای تلفن ساعتها زمان صرف کردیم تا آدرسها را بگیریم و در نهایت تصمیم گرفتیم تا فراخوان را چاپ و با پست ارسال کنیم که این زمان زیادی از ما گرفت. در حالی که زمان بسیار اهمیت داشت برای این جشنواره، و مهمترین رکن این جشنواره مثل بسیاری جشنوارههای دیگر اطلاع رسانی بود که ما آن را از دست دادیم.
او معتقد است حتی اگر ارتباطات به صورت ملی برقرار بود، ما خیلی از این مشکلات را نداشتیم؛ اما حتی پیامرسانهای داخلی مثل ایتا و روبیکا هم در این مدت وصل نبودند.
***
معصومه هم در زمان قطع اینترنت در مورد درمان مادرش به مشکل برخورد، او برای ولایت توضیح میدهد: مادر من در زمان حساسی از درمان سرطان قرار دارد، ما مدام پروندههای پزشکی او را برای دکترهای مختلف در خارج از کشور از طریق اقواممان میفرستادیم و دیده بودم که پزشک خودش هم این کار را در شورای پزشکی به صورت آنلاین انجام میداد و از پزشکان دیگر مشورت میگرفت؛ من حتی خودم هم نتایج آزمایشات مادرم را با هوش مصنوعی به اشتراک میگذاشتم، اما در این برهه ناگهان همه ارتباطات ما قطع شد.
بعد از هر آزمایش که باید در این برهه مدام انجام میگرفت، ما مجبور بودیم نسخه چاپی جواب را از آزمایشگاه دریافت کنیم و به دکتر مادرم که در تهران بود، برسانیم. در حالی که قبلا این جواب آزمایشها مستقیما برای دکتر ایمیل میشد. از طرفی دکتر دیگر نمیتوانست با شورای پزشکان متخصص مشورت کند. آزمایشها را تنها بررسی میکرد و درمان را ادامه میداد که باعث بیشتر شدن اضطراب ما شده بود.
این اضطراب مستقیما روی مادرم تاثیر گذاشته بود و من میدیدم که درمان را با سختی میگذراند و درمان مثل قبل روی او جواب نمیدهد.
جمعبندی
در دنیایی که سرعت انجام کارها به کمک فناوری زیاد شده است، چنین وقفهای اغلب ما را از زمان و زمانه عقب انداخته و سرعت انجام کارهایمان را کند کرده است. در درآمد و هزینههای اغلبمان تاثیر گذاشته و سلامت و روابط عاطفی مورد نیازمان را با مشکل مواجه کرده است.
بهتر است تصمیم گیرندگان برای چنین مواقعی تدبیری اساسی بیندیشند تا اعتراض به محرومیت از این حق اساسی یعنی ارتباطات، به سایر اعتراضات نیز اضافه نشود.








