پایش در تاریکی؛ نبرد با دود و سود
- شناسه خبر: 66676
- تاریخ و زمان ارسال: 24 شهریور 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

نفیسه کلهر
نیمهشب پنجشنبه محوطه مجتمع ادارات نواب خاموش و خالی از جمعیت است، گهگاهی یک موتور که سه پسر نوجوان رویش نشستهاند از مقابلم رد میشوند و صدای خندهشان تمام محوطه را پر میکند.
درب ورودی اداره کل حفاظت محیط زیست اما باز است، چند نفر از کارکنان به داخل رفت و آمد دارند و من در کنار نگهبانی منتظرم تا مدیر کل و معاونانش برسند و پایش شروع شود.
قبلا هم برای شرکت در برنامههای سرشماری حیات وحش اینجا بودهام، اما همیشه آغاز برنامهها در تاریکی قبل از شروع روز بوده ولی این بار در تاریکی شروع شب است.
میگویند تخلفات آلایندگی واحدهای صنعتی شبها بیشتر است، فکر میکنند ماموران حفاظت محیط زیست شبها نظارتی ندارد و صنایع، تولید را بدون رعایت استانداردها چند برابر میکنند، به خاطر همین معمولا پایشها از ساعت ۱۲ شب شروع میشوند.
آغاز از دل شب
نیم ساعت بعد مدیر کل حفاظت محیط زیست استان، معاونان و روسای بخشهای مختلف در حیاط اداره دور هم جمع میشوند.
از همان برخوردهای ابتدایی مشخص است که سیداسدا… هاشمی، مدیرکل اهل کهگیلویه و بویر احمد خوشرو و شوخ طبع است.
همکارانش را به نام کوچک صدا میزند، کمی بعد همگی سوار بر چهار ماشین به راه میافتیم.
در طول مسیر از هاشمی درباره بودجه پایین اداره کل میپرسم و او میگوید که ضبط هرگونه جانوری از شکارچیان جدا از آنکه مجازات زندان و حبس دارد، شکارچیان را مشمول یک جریمه هم میکند که «حقالکشف» نام دارد و ۷۰ درصد این رقم به حساب سازمان محیط زیست واریز میشود و جایزه نقدی برای ماموران و همیاران محیط زیست است.
او میگوید اما ما بسیاری از این رقم حقالکشف را برای جبران خسارات میپردازیم و رقم قابل توجهی به نیروهای خودمان تعلق نمیگیرد. مثلا سال گذشته ۵۰۰ میلیون تومان به کشاورزی دادیم که پلنگ به دامش حمله کرده بود و رقمی را هم برای هزینههای درمان و بیمارستان کشاورز پرداخت کردیم چون خودش هم مجروح شده بود.
بحث که به اینجا میرسد در سهراه شهرصنعتی توقف میکنیم، سایر ماشینهای اداره کل میرسند و بلافاصله همه با هم از این نقطه، هماهنگ حرکت میکنند.
خودروها آسفالت جاده را زیر لاستیکهای بزرگ و قطور خود میکوبند و سیاهی شب را به سمت کارخانههای شهر صنعتی البرز که قبلا اخطار آلایندگی داشتند، میشکافند.
هاشمی میگوید: متاسفانه شهرصنعتی البرز در بستر بهترین خاک کشاورزی منطقه واقع شده و برخی صنایع این شهرصنعتی تجهیزاتی دارند که متعلق به ۶۰ سال قبل است و آب و خاک و هوا را میبلعند و آلوده میکنند.
او میگوید ۱۲۰۰ واحد صنعتی اینجا واقع هستند و معتقد است که کارخانههای این منطقه اگر ۲۰ سال پیش به سراغ صنایعهای تک( high teck) میرفتند، الان آلودگی بسیار کمتری را شاهد بودیم.
در ورودی نصرتآباد مدیر کل به راننده میگوید که صبر کند تا ابتدا ماشین حراست جلو برود، بعد ماشین پایش و بعد ماشینهای دیگر. هاشمی برایم توضیح میدهند که سه یا چهار بار در طول هفته پایش انجام میشود و این پایشها بدون اطلاع و سرزده و عمدتا بعد از ساعت 12 شب صورت میگیرد.
گاهی هم به واسطه تماسهای مردمی و شکایات تیم پایش به منطقه اعزام میشود که علاوه بر این چهار بار برنامه هفتگی است.
حرکت به سوی صنایع آلاینده
تیم پایش به سرپرستی مهندس کیانوش کاکاوند با نیروهای جوان و متخصص شامل ۶ عضو است که بر حسب نیاز به دو گروه هم تقسیم میشوند.
هرچند در سال جاری با بودجه ۵۰ میلیارد ریال، تجهیزات آزمایشگاهی تیم پایش نو شده ولی هاشمی توضیح میدهد که بودجههایاین سازمان به طور کلی بسیار ضعیف است و اگر جرایم آلایندگیها نیز به سازمان یا ادارات کل محیط زیست تعلق میگرفت بسیاری از کمبودها جبران میشد اما جریمه عوارض الایندگی به شهرداریها تعلق میگیرد.
هرچند او در این خصوص پیشنهاداتش را مطرح کرده اما هنوز جوابی نگرفته، معتقد است: با جرایم آلایندگی میتوانستیم سیستم حمل و نقلمان را نوسازی کنیم و تجهیزات آزمایشگاهی بیشتری بخریم و حتی تیم پایش را با جذب نیروهای متخصص بیشتر وسعت دهیم تا پایشها با قدرت و کیفیت بیشتر صورت بگیرد، اگر بتوانیم مدام نظارت کنیم، کنترل و اعمال قانون راحتتر است و آلایندگی خیلی کمتر میشود.
او اشاره میکند که نیروهای اداره کل محیط زیست خیلی کمتر از استاندارد است و توضیح میدهد: قزوین ۲۰۰ تا ۲۵۰ محیطبان با استاندارد جهانی فاصله دارد، تعداد خودروهایمان کم است و تجهیزاتمان محدود، اما با تمام توان کار میکنیم، همین پایشها و صنایعی که در لیست صنایع آلاینده قرار میگیرند، نشانه عملکرد حفاظت محیط زیست در این زمینه است.
خطر نمونهبرداری بر فراز دودکش
اولین کارخانهای که به آن میرسیم، یک واحد تولید کاشی و سرامیک است، نگهبان، ماشینهای محیط زیست را میشناسد و بلافاصله درب کارخانه را باز میکند، محوطه کارخانه تاریک است ولی کمی جلوتر پشت درهای بسته، کارگران مشغول کار هستند.
اداره کل حفاظت محیط زیست استان قزوین برای آلایندگی در مرحله اول تذکر میدهد و یک فرصت برای تعمیر و اصلاح سیستم آلاینده داده میشود، اما بعد از این مهلت و در دفعه دوم نتایج گزارشات به دستگاههای قضایی ارسال میشود.
هاشمی در این رابطه تاکید میکند: در این خصوص تخفیفی داده نمیشود چون هر کوتاهی ممکن است سلامت و جان بسیاری از مردم را به خطر بیندازد.
از میان سر و صدای کارخانه به سالن اصلی میرسیم؛ سقف، دیوارها و همه تجهیزات در سالن اصلی پر از غبار است، در سالن بعدی غبار در هوا هم معلق است، در سالن «تهیه بدنه بالمیل» سر و صدا آنقدر زیاد است که زمین زیر پایم میلرزد. سالنهای مختلف با سرعت زیاد پشت سر هم طی میشوند.
کیانوش کاکاوند سرپرست تیم پایش میگوید: در واحدهای کاشی و سرامیک سازی بیشترین آلایندگی مربوط به ذرات و گاز است و اینجا در این واحد با توجه به فرآیند تولید برای ما حجم ذرات آلاینده مهم است.
او ادامه میدهد: در بعضی شرکتها ساختار فرایند پایین است و میزان ذرات در چهاردیواری شرکت قابل اندازه گیری است، اما در بعضی دیگر مثل همینجا باید برای اندازهگیری به دهانه دودکش رفت.
در مسیر رسیدن به دهانه دودکش همراهشان میشوم. اما مسیر سختتر از آن چیزی است که به نظر میرسید.
ابتدا از طریق پله روی سقف سولهها میرویم و بعد مسیرها از پله تبدیل به نردبان میشوند، روی سقف سولههای شیبدار، مسئول فنی کارخانه میگوید: «سقفهای ما پوسیده است لطفا پایتان را فقط روی میخها و محل اتصال ورقهای سقف بگذارید.» و ما سعی میکنیم با نور گوشی میخها را پیدا کنیم. هرکدام از اعضای تیم پایش با تجهیزات در دست و نور در دستی دیگر در حرکتند.
بعد از طی کردن مسیری در حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ متر روی بام پوسیده، ادامه دادن کمی سختتر میشود، نردبانها بلندتر میشوند و ارتفاع خطرناکتر و ترسناکتر.
من از ادامه مسیر باز میمانم و از دور تیم پایش را تماشا میکنم که با در دست داشتن تجهیزات سنگین و طی کردن این مسیر مرتفع و طولانی به دهانه دودکش اصلی و بزرگ کارخانه میروند.
در حالی که در محوطه کارخانه دیده بودم که حتی در نور چراغ ماشینها، غبار پراکنده در فضا دیده میشود، اما تیم پایش به منبع دود و آلودهترین قسمت میروند تا مشاهدات دقیقتری داشته باشند.
دود غلیظ دودکش حتی از فاصله خیلی دور هم در آسمان سیاه رنگ شب به وضوح پیداست و به نظر متخصصان حتی با چشم هم مشخص است که کارخانه آلایندگی زیادی دارد، اما تیم پایش میخواهد نمونهبرداری از دهانه دودکش صورت بگیرد یعنی خطر را به جان میخرند و برای سلامتی مردم، خودشان را در معرض آلودهترین دودها قرار میدهند تا نمونهها دقیق باشد و طبق آمار و ارقام بتوانند ثابت کند که در این کارخانه باید اصلاحات اساسی انجام شود.
من که در فاصله نسبتا زیاد و بسیار پایینتر از دودکش اصلی ایستادهام، تمام گلو و دهانم پر از غبار شده، لباسهایم به وضوح آلوده شده و تحملم تمام شده است.
مسیر آمده را از روی میخها و نردبانها با نور چراغ قوه برمیگردم، و از دور به دودکش بزرگ کارخانه و دود زیادش در آسمان نگاه میکنم، جایی که گروه پایش مشغول نمونهبرداری است.
در دل غبار کارخانه کاشی و سرامیک
میزان ذرات در دودکش باید با دستگاه سنگینی که توسط دو نفر حمل میشود، وزن شود و بعد از محاسبه سرعت و رطوبت، عدد اصلی میزان آلایندگی مشخص میشود.
کاکاوند تایید میکند که تمام شواهد نشان از آلایندگی دارد اما عدد واقعی که معیار محاکم قضایی است، فردا در آزمایشگاه و با نرمافزارها استخراج میشوند.
مسئول ایمنی کارخانه موقع خداحافظی میگوید: امیدواریم اقدامات شما باعث خیر شود و آلودگی کم شود.
هاشمی میگوید: این کارخانه قبلا یک اخطار داشته، درخواست مهلت کردند برای اصلاح سیستم و نصب فیلتر اما گویا در این مدت هیچ کاری نکردند.
حالا قرار است بعد از محاسبات تیم پایش، نتیجه از طرف اداره کل محیط زیست به دادگاه ارائه شود و کارخانه در لیست صنایع آلاینده قرار بگیرد تا واحد صنعتی از طرف نهادهای قضایی ملزم به انجام اقدامات جدی شود.
در ماشین که مینشینم صندلیهای سیاه ماشین از غبار لباسهایم کثیف میشود، حتی رد کفشهایم روی کفی و اثر دستم روی دستگیره در میماند! هاشمی میگوید: هرچه تعداد پایشها بیشتر باشد دقت ماهم بالاتر میرود.
او توضیح میدهد: در استان ۴ هزار واحد صنعتی وجود دارد که برای پایش منظم و دقیقشان نیاز به تجهیزات داریم.
با آنکه هر شهرستان تیم پایش خودش را دارد و در اداره کل ۶ کارشناس داریم که گاهی برحسب ضرورت به دو تیم هم تقسیم میشوند، اما بررسی نمونهها نیاز به حضور متخصصان در آزمایشگاه دارد که باعث میشود دو تیم همزمان نتوانند در شهر و شهرکهای صنعتی نمونهبرداری کنند.
سنجش آلایندگی؛ از آزمایشگاه تا دادگاه
کمی بعد در همان حوالی به کارخانه بعدی میرسیم، که آن هم مربوط به تولید کاشی و سرامیک است. نگهبان در باز کردن درب ورودی کمی تعلل میکند و مهدی طاهری فرمانده یگان حفاظت، که در این پایش همراه تیم است برایم توضیح میدهد که باز نکردن در به روی ماموران حفاظت محیط زیست جرم محسوب میشود، با این حال هاشمی تاکید میکند که با آرامش مساله را حل کنند؛ همه با خونسردی در ماشینها نشستهاند و تنها مامور حراست با نگهبان صحبت میکند.
در این مدت متوجه میشوم که بعضی از صنایع بزرگ سنجش برخط دارند و اداره کل حفاظت محیط زیست به صورت زنده میزان آلایندگیشان را در هر لحظه میسنجد.
بلاخره نگهبان تازهوارد که با کسب دستور از بالادستیها توجیه میشود که ماموران حفاظت محیط زیست، طبق قانون ضابط خاص دادستانی است و او ملزم است درب را برایشان باز کند؛ ماشینها پشت سرهم وارد محوطه میشوند.
از دور دودکش بزرگ این کارخانه هم با دود زیاد معلوم است، ته گلویم میسوزد، یکی از اعضای تیم پایش میگوید مسیر دسترسی این کارخانه به دودکش راحتتر است و اینجا میتوانم همراهشان باشم، چندین طبقه را از روی پلههای فلزی باریک و لغزان بالا میرویم، جدا از آلودگی هوا که با چشم قابل تشخیص است، روی زمین، روی نردهها، روی دستگاهها و حتی روی کالاهای تولید شده و بستهبندی شده، پودر خاکستری رنگی است که در اغلب نقاط با حجم زیاد روی هم انباشته شده، همین پودری که متاسفانه رها میشود و هوا را آلوده میکند. در نهایت بعد از طی کردن چندین طبقه از روی پلههای فلزی باریک، روی بام شیروانی به دودکش میرسیم، من با فاصله از دودکش و کمی عقبتر میایستم و با بخشی از لباسم روی دهان و بینیم را میپوشانم.
تیم پایش یک دریچه کوچک روی این دودکش بزرگ را کنار میزند، این دریچه پر از همان پودری است که در تمام مسیر بود، دود از دریچه با شدت بیرون میآید، میله بلند دستگاه سنجش را درون لوله قرار میدهند و مدتی نگه میدارند تا ارقام روی دستگاه ثبت شود، در این مدت چند دقیقهای دود با دمای بالا و فشار از این دریچه بیرون میزند و میبینم که اعضای تیم پایش چه خطراتی را به جان میخرند.
کارشان که تمام میشود، همانطور که با یک دست نیمی از صورتم را پوشاندهام، پلکانهای پر از پودر را به پایین برمیگردیم و من غرق در این افکارم که این ناجیان بیادعا اگر نبودند، طمع سرمایهداران، انسان و طبیعت را بلعیده بود.
بیرون از سوله هم پودر در حجم زیاد روی تولیدات کارخانه نشسته و هاشمی سری تکان میدهد و زیر لب میگوید: «ببینید به بهانه اشتغالزایی چه بلایی سر مردم میآورند!»
با این همه نارضایتی اما شاهدم که مدیرکل حفاظت محیط زیست استان، تمام مدت با احترام و روی خوش با دربان و نگهبان و کارگر و مدیر و… برخورد میکند و برخلاف بعضی مدافعان محیط زیست، اینجا اما کرامت انسانها به بهانه اهمیت محیط زیست نادیده گرفته نمیشود.
در ماشین که مینشینیم مدیرکل اهل کهگیلویه، ابروهایش در هم میبرد و با صدایی که کمی لهجه بویر احمدی دارد، میگوید: «فایدهای ندارد باید این کارخانه تکانی بخورد.»
رد سولفور در هوا
جایی میان راه، زیر درختان حاشیه خیابان، ماشینها توقف میکنند، مدیرکل و روسای اداره کل حفاظت محیط زیست قزوین پیاده میشوند، کنار هم میایستند و دور از دودودم شدیدی که تا چند دقیقه پیش در مرکزش بودند، نفسی تازه میکنند، آب میخورند و درباره ادامه مسیر صحبت میکنند.
سعید میرزاحسینی معاون محیط زیست انسانی، رامین رمضانی؛ معاون محیط زیست طبیعی، رضا جهان تیغ؛ رئیس اداره حراست، مهدی طاهری؛ فرمانده یگان حفاظت محیطزیست، کیانوش کاکاوند رئیس اداره پایش استان، سعید محمدی رییس اداره روابط عمومی، سامان اعلمش کارشناس مسئول اداره پایش و محمد شریفیان دیگر کارشناس اداره پایش، حمید جمالی؛ رئیس اداره حفاظت محیطزیست شهرستان البرز، محمد مردپور کارشناس شهرستان البرز، همراه با محمد اسلامی، رضا کیال قزوینی، امید رجبی در این پایش شبانه حضور دارند.
بعد از آن به سمت کارخانه بعدی حرکت میکنیم که یک واحد صنعتی تولید شوینده است.
کاکاوند میگوید: شویندهها معمولا در حوزه پساب و در تولید پودر و انتشار گازهای آلاینده می تواند مشکل ساز شوند.
کارکنان شرکتهای اطراف این واحد صنعتی بارها اعتراض کردهاند که حتی در همان نیم روزی که ماشینشان در این محدوده پارک شده هم لایه زخیمی از پودر روی ماشینها نشسته است.
برای سنجش سولفوراسیون باز هم به بالاترین طبقه و مجاورت دودکش میرویم، اینجا وقتی دریچه روی دودکش را برمیدارند، علاوه بر دود گرمی که با فشار بیرون میآید، مایع داغی هم بیرون میزند که میتواند پوست را بسوزاند. نمونهگیری که انجام میشود و ارقام روی دستگاهها دیده و ثبت میشوند، به طبقه همکف میرویم و اینجا نوع دیگری از اندازهگیری انجام میشود، اعضای تیم پایش نردبانهای مارپیچ را بالا میروند و حدود یک ربع بالای ارتفاع بلند چند متری در محلی باریک، در کنار لولههای قطوری که برچسب «خطر سطوح داغ» دارند، میایستند و با دستگاههایشان آلودگی را اندازه میگیرند.
سروصدای زیاد، گرما و آلودگی این محیط سربسته تحملم را طاق میکند، بلاخره نمونهگیری تمام میشود و از آنجا بیرون میرویم، از میان انبارها و کارگاههای مختلف به واحد تصفیه پساب میرسیم.
میرزاحسینی توصیح میدهد که آب از اینجا به شبکه تصفیه خانه شهرصنعتی میرسد.
هرچند خروجی نهایی واحد صنعتی در تصفیه خانه مرکزی شهرک صنعتی البرز کنترل میشود، اما در واقع اینجا برای پساب صنعتی متعادل سازی صورت میگیرد و دیترجنتهایش کم میشود، یعنی میزان ترکیبات آلاینده آن کاهش پیدا میکند تا موقع ورود به تصفیه خانه مرکزی، از شدت آلودگی شوک وارد نشود.
هاشمی با بررسی ارقام ثبت شده، مطمئن میشود که میزان آلایندگی از 12به ۷ رسانده شده، سپس اسم کارشناس را میپرسد، با او دست میدهد و خداحافظی میکند.
موقع خروج از کارخانه، رییس شیفت شب اصرار میکند تا مدیرکل از محصولات تولیدی کارخانه برای خودش ببرد، اما هاشمی بلافاصله پیشنهاد را رد میکند و خارج میشویم.
در جهنم بازیافت فلزات
رئیس یگان حفاظت را اغلب در طبیعت دیده بودم و با آنکه بیشتر کوه و دشتها و مناطق مختلف طبیعت استان را مثل کف دستش میشناسد، اما شهر صنعتی را هم خوب بلد است، در تاریکی در حالی که در خیابانهای مختلف شهر صنعتی، اغلب ما مسیرها و جهتها را گم کردهایم، او به راننده آدرسهای پیچ در پیچ میدهد و مسیر رسیدن به یکی از پرچالشترین کارخانههای آلاینده شهر صنعتی را نشان میدهد.
وارد کارخانه که میشویم محوطه خیلی تاریک است اما با راهنمایی جمالی، رئیس حراست در دل تاریکی، محوطه را طی میکنیم و به بخش تولید میرسیم.
اینجا شبیه توصیفهایی است که از جهنم شنیدهام، کوه نخالهها و ضایعات در اطرافم انباشته شدهاند، از کنارشان میگذرم و با کمی فاصله کورهها در حال سوزاندن فلزات با دمای ذوب بالا هستند، گرما و آلودگی اجازه نفس کشیدن نمیدهد، حتی ماسکهای بسیار قوی هم اینجا فایدهای ندارند.
در این واحد، زبالهها بازیافت شده و پس از آنکه به شمش فلزات تبدیل شدند، برای تولید به سایر کارخانه ارسال میشوند.
کمی جلوتر آب روی شمشهای فلزات ریخته میشود تا خنکشان کند و بخش زیادی از آب بخار میشود، فضای این کارگاه غیرقابل تحمل است، نفسم به سختی بیرون میآید.
به بیرون از محوطه میرسیم و کمی هوای تازه که به ششهایمان میرسد، هاشمی توضیح میدهد که کارخانههایی با تولیدات ذوبآهن و فولاد که آلایندگی بالایی دارند، بیشتر گاز و سرباره دارند که به همت اداره کل محیط زیست قزوین با نصب فیلتر بر روی خروجیها، این شرکت توانسته سربارهای را که در هوا معلق میشد جمعآوری کند و به عنوان ضایعات بفروشد.
سرکارگر شیفت شب میگوید که در شبانه روز ۶ تن سرباره جمع میکنند و این رقم برایم غیرقابل تصور است. یعنی اگر فیلتر محیط زیست نبود، هر روز ۶ تن از گرد فلزات سنگین در هوای شهر معلق میشد و در ریههای تنفسی زنان و بچهها و سالمندان جا خوش میکرد.
با این حال تیم پایش نمونهبرداری از این کارخانه را کنار نمیگذارند و آلایندگی اینجا هر لحظه با سیستمهای برخط تحت کنترل است، حتی میزان سرباره جمع شده در هر روز نیز در سامانه محیطزیست رصد میشود و فروشش هم کنترل میشود تا خطایی در میزان اعلام شده صورت نگرفته باشد.
در این واحد صنعتی اما به خاطر آلودگی شدید محیط و گرما نمیتوانم تیم پایش را در نمونهگیری همراهی کنم، در کارخانههای قبلی که دودکشها در ارتفاعات بیش از 30 متر از سطح زمین واقع بودند، هنوز گرما و فشار آزاردهنده بود! چه برسد به چنین صنایعی که دودکش از کوره خیلی هم فاصله ندارد!
در محوطه همین کارخانه هاشمی از رئیس گروه پایش میخواهد تا در هفته آینده ماموریتهایی در شهرک صنعتی لیا، آبیک و خرمدشت با همراهی همین گروه برگزار کند و در نهایت از حضور همکارانش تشکر میکند، خسته نباشید میگوید و پایان ماموریت را اعلام میکند.
چالشهای محیطزیستی شهر صنعتی البرز
سوار ماشین میشویم و از کنار بلوارهای پر از درختان چنار عبور میکنیم، هاشمی با اشاره به فضای سبز این شهرصنعتی توضیج میدهد: از پساب این واحدها باید برای آبیاری فضای سبز این منطقه استفاده شود که در جلسات متعدد این درخواست مطرح شده و با صرف هزینهای به زودی انجام خواهد شد.
او با اشاره به کمبود منابع آب، خشکسالی و فرونشستها در استان، این امر را ضروری میداند و توضیح میدهد: با پیگیری اداره کل محیط زیست، دادگستری البرز ورود کرده و مصوب شده تا این امر اتفاق بیفتد.
او درباره بزرگترین چالشهای محیط زیستی شهر صنعتی البرز میگوید: متاسفانه بارگذاری بیش از حد صنایع در این منطقه از دهههای گذشته صورت گرفته و از طرفی به روز نبودن اغلب این کارخانجات به لحاظ تکنولوژی و انرژی، مشکلات زیادی برای محیط زیست ایجاد کرده است.
او عنوان میکند: متاسفانه با وجود نظارت محیط زیست اما از آب خروجی تصفیه خانه شهر البرز در مزارع کشاورزی استفاده میشود و یکی از نگرانیهای ما در این محدوده همین مساله است.
هرچند قانونا جهاد کشاورزی نباید اجازه دهد آبیاری مزارع کشاورزی با پساب صنعتی صورت بگیرد، اما حفاظت محیطزیست به اندازه سهم خودش برای جلوگیری از این امر تلاش کرده و میکند.
او عنوان میکند: مشکل عمده دیگر این است که تصفیهخانه صنعتی برای الوند و بیدستان و نصرتآباد و اقبالیه با جمعیت قبلی در نظر گرفته شده بود که معادلات بیولوژیک آن امروز با افزایش جمعیت این شهرها به همخورده است.
همچنین این شهر نیازمند این است که تصفیه تلفیقی داشته باشد، اما شاهدیم که همچنان فاضلاب خانگی با صنعتی مخلوط میشود و اقدام موثری برای آن صورت نمیگیرد.
هاشمی معتقد است عملکرد بهتر هیات مدیره این شهر صنعتی میتواند مانع تکرار اشتباهات گذشته شود.
***
در نهایت پس از بیش از پنج ساعتی که این ماموریت طول کشید، مقابل اداره کل محیطزیست قزوین از گروه جدا میشوم.
اگرچه سازمان محیطزیست را بیشتر با سختی کار برای محیطبانانش میشناسیم، اما امشب به من ثابت شد که تک تک کارمندان این سازمان، سختی طاقتفرسایی را متحمل میشوند.
این ماموریت در یک شب وسط تعطیلات شهریورماه بود که اغلب مردم به مسافرت رفته یا این شب را در کنار خانوادههایشان گذراندند، اما مدیر، معاونان و روسای اداره کل محیط زیست استان در حال آمادهباش، سرکارشان بودند.
خسته و با لباسهایی پر از آلودگی و مجرای تنفسی پر از دود و غبار به خانه برمیگردم، این تنها یک شب سخت برای من بود، اما گروه پایش هر هفته چندین شب را اینچنین میگذرانند.
اگرچه ناکارآمدیها، زیرساختهای ضعیف، تحریمها و برخی کارشکنیها، مشکلات فراوانی برای منابع طبیعی کشور به وجود آورده، اما این مسائل دلیل بر نادیده گرفتن زحمات و تلاشهای بیدریغ کسانی نیست که دغدغه اصلیشان محیطزیست این سرزمین است؛ این نسل تکرارنشدنی از عاشقان محیط زیست، متعهدانه و با تمام توان، شبانهروز برای پاسداری از منابع کشور و سلامت مردم میکوشد و جان و امنیت و آسایش خودشان را برای آن به خطر میاندازند.














