وقتی ناباروری به یک مسئله عمومی بدل میشود
- شناسه خبر: 69584
- تاریخ و زمان ارسال: 30 مهر 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

آرزو سلخوری
در سالهای اخیر، هشدارها درباره کاهش نرخ باروری در ایران بهویژه در استان قزوین، به یکی از محورهای ثابت جلسات سیاستگذاری و سلامت تبدیل شده است؛ این بار اما هشدارها از زبان دو مقام مسئول با زاویهای مشترک اما از دو جایگاه متفاوت شنیده میشود: یکی از پشت تریبون مجلس و دیگری از دل دانشگاه علوم پزشکی. هر دو، یک جمله را با صراحت بیان کردهاند: «قزوین در وضعیت بحرانی جمعیت قرار دارد.»
️ نرخ باروری زیر حد بحرانی
به گفته دکتر حسن طاهراحمدی، رییس دانشگاه علوم پزشکی قزوین، نرخ باروری در استان به حدود 24/1 رسیده است؛ در حالیکه حد مطلوب آن باید بیش از 5/2 باشد تا جمعیت بتواند پویایی خود را حفظ کند؛ او هشدار میدهد که اگر روند فعلی ادامه یابد، «خطر بزرگی کشور و استان را تهدید خواهد کرد.
به بیان او، کاهش نرخ ازدواج، افزایش طلاق، فشارهای معیشتی و حتی مهاجرت، از عوامل موثر در پایین آمدن نرخ فرزندآوری هستند. اما نکته قابل تاملتر جایی است که او میگوید: «حتی خانوادههای دارای تمکن مالی نیز تمایلی به فرزندآوری ندارند.» این جمله شاید بیش از آمار خشک، عمق بحران فرهنگی و روانی در جامعه امروز را نشان میدهد؛ جایی که میل به پدر و مادر شدن، بهتدریج از ارزش به دغدغه تبدیل شده است.
🏥 ناباروری؛ مسئلهای فراتر از طب و درمان
طبق آمار ارائهشده از سوی دانشگاه علوم پزشکی قزوین، حدود ۲۰ درصد جمعیت بارور استان نابارورند. این رقم، بهروشنی از نیاز جدی به مداخلههای حمایتی و زیرساختی حکایت دارد. با اینحال، هنوز مرکز دولتی درمان ناباروری قزوین از ظرفیت کامل برخوردار نیست و بسیاری از زوجها به دلیل هزینههای بالا، درمان خود را نیمهکاره رها میکنند.
طاهراحمدی با تاکید بر اینکه «مردم توان پرداخت هزینههای درمان ندارند»، خواستار تقویت مراکز درمان ناباروری دولتی شد؛ اقدامی که میتواند تفاوت میان یک آرزوی بر زمینمانده و یک خانواده واقعی باشد.
سیاستگذاری در سطح ملی یا نسخههای شعاری؟
در سوی دیگر ماجرا، فاطمه محمدبیگی، نماینده مردم قزوین، آبیک و البرز در مجلس شورای اسلامی، از زاویه قانونگذاری وارد بحث میشود. او یادآور شده است که بر اساس قانون «حمایت از خانواده و جوانی جمعیت»، دولت موظف است زیرساختهای درمان ناباروری را در سراسر کشور گسترش دهد و بیمهها را مکلف به پوشش هزینهها کند.
اما واقعیت میدانی چیز دیگری است. مراکز درمانی معدودی در استان فعالاند، بسیاری از داروهای ناباروری گران و کمیاب شدهاند و تسهیلات بانکی وعدهدادهشده به خانوادهها یا تخصیص نمییابد یا آنقدر بروکراسی سنگینی دارد که عملاً بیاثر میشود.
محمدبیگی خود اذعان دارد که «ظرفیت درمان ناباروری در استان کافی نیست» و باید حمایتها «در قالب سیاستهای ملی» افزایش یابد. با اینحال، در غیاب سازوکارهای اجرایی مشخص و بودجه پایدار، این توصیهها بیشتر شبیه هشدارهای تکراری است تا طرحی قابل اجرا.
فرزندآوری بدون امنیت روانی و اقتصادی ممکن نیست
تحلیلگران حوزه جمعیت بر این باورند که هیچ قانونی، بدون ایجاد احساس امنیت اجتماعی و اقتصادی نمیتواند خانوادهها را به فرزندآوری ترغیب کند. در جامعهای که بیکاری، گرانی مسکن و نبود آینده روشن برای فرزندان، دغدغه روزمره خانوادههاست، سیاستهای تشویقی نظیر وام فرزندآوری یا کارتهای تخفیف فرهنگی، تاثیری ماندگار نخواهند داشت.
واقعیت این است که در بسیاری از موارد، حتی زنان تحصیلکرده و شاغل که از وضعیت اقتصادی مناسبتری برخوردارند، به دلیل نبود حمایت شغلی پس از زایمان، ناچار به تعویق فرزندآوری میشوند. در نتیجه، بحران جمعیت تنها به طبقات فرودست محدود نمیماند، بلکه به مسئلهای فراگیر در تمام سطوح اجتماعی بدل شده است.
مهاجرت و بیثباتی اجتماعی؛ حلقه گمشده معادله جمعیت
دکتر طاهراحمدی در سخنان خود به نکتهای اشاره کرد که کمتر در گفتارهای رسمی دیده میشود: «بسیاری از خانوادهها ترجیح میدهند فرزندشان را در خارج از کشور به دنیا بیاورند.» این پدیده، نشاندهنده سطح پایین اعتماد اجتماعی و احساس بیثباتی است؛ عاملی که از دل سیاست، اقتصاد و فرهنگ تغذیه میشود و با هیچ مشوق کوتاهمدتی درمان نخواهد شد.
از قانون تا واقعیت؛ فاصلهای به وسعت یک زندگی
قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، اگر چه در ظاهر مجموعهای از اقدامات تشویقی است ـ از تسهیلات مسکن و مرخصی زایمان گرفته تا حمایت از مراکز ناباروری ـ اما در عمل به دلیل نبود بودجه و اجرا، بخش زیادی از آن روی کاغذ مانده است.
در قزوین هم همین وضعیت دیده میشود؛ از یکسو جلسات ستاد جمعیت با حضور مسئولان برگزار میشود، از سوی دیگر زوجهای نابارور همچنان در صف انتظار و هزینههای سنگین درمان گرفتارند. شکاف میان سیاستهای مصوب و زندگی واقعی مردم، دقیقاً همان نقطهای است که هر برنامه جمعیتی را از معنا تهی میکند.
قزوین، بهعنوان یکی از استانهای صنعتی و فرهنگی کشور، امروز با چالشی روبهروست که صرفاً اقتصادی یا پزشکی نیست؛ بلکه بحرانی چندوجهی در حوزه امید اجتماعی، کیفیت زندگی و اعتماد به آینده است. تا زمانی که مسئله فرزندآوری به دغدغهای انسانی و اجتماعی تبدیل نشود، نه به پروژهای سیاسی، هیچ مرکز ناباروری و هیچ وام تشویقی نمیتواند موج تازهای از زاد و ولد ایجاد کند.
جمعیت، فقط عدد نیست؛ نشانهای از امید به آینده است و تا زمانی که این امید در دل مردم زنده نباشد، آمارها فقط خبر از کاهش خواهند داد.






