وقتی سارقان از آب گلآلود ماهی میگیرند!
- شناسه خبر: 71466
- تاریخ و زمان ارسال: 26 آبان 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

گزارش ـ محمد بهرامی: رمالی، سرقت، کلاهبرداری، سودجویی و غیره، همه اینها کارهایی هستند که عدهای فرصتطلب از آنها برای خالی کردن جیب مردم استفاده میکنند؛ و مردم گاه از سر اعتماد و گاه از سر سادگی در دام اینگونه افراد گرفتار میشوند. برای آنها اصلا مهم نیست که فرد دارا باشد یا ندار، جوان باشد یا پیر، آنها فقط به اهدافشان فکر میکنند و اینکه بتوانند به هر شکل ممکن به خواستهشان برسند. چه بسیار افرادی که اینگونه همه داراییشان را از دست دادهاند و کاری از دست کسی برنیامده، مگر اینکه پلیس توانسته باشد فرد خاطی را بگیرد و اموال مالباخته را بازگرداند.
هر روز هم شیوههای نوینی برای بردن مال مردم ابداع میشود که بعضا از خواندن و شنیدن آن در جراید و شبکههای اجتماعی شوکه میشویم؛ اما مردم هیچگاه فکرشان به این بعد از ماجرا نمیرسد و در نهایت در تله این افراد گرفتار میشوند. فرصتطلبان برای ربودن اموال مردم از خانه تا مغازه و ماشین، ترفندهای خود را دارند و هرچقدر هم که مردم بخواهند در دام این افراد نیفتند باز هم گرفتار شیوههای ناجوانمردانه آنها شده و داراییشان را از دست میدهند.
لینکهایی که از سوی کلاهبرداران برای مردم ارسال میشود تا حسابشان را خالی کند و یا پولهای اتفاقی که به حساب مردم واریز میشود تا کلاهبردار بتواند در ادامه، کار خود را انجام دهد؛ همه و همه شیوههای سرقت و سودجویی از شهروندان است که باید به هوش بوده و به هر کس و هر چیزی اعتماد نکنند.
کلاهبرداری و سرقت با پول روضه!!
مرد جوانی وارد مغازه شد در حالی که کلاه آفتابیاش را تا پشت ابروهایش کشیده بود و ماسک را هم تا زیر چشمانش بالا کشیده بود ـ انگار که سرما خورده بود ـ عینکی به چشم داشت با شیشههای بزرگ که آن هم نصف صورتش را پوشانده بود. کاپشنی به تن کرده که بیشتر، کارگران به تن میکنند! سر و روی بسیار ساده و عامیانه داشت .
در حالیکه لیستی در دستش بود لیست را نشان داد و گفت: «این اجناس را میخواهم».
با اشاره دست گفتم: هرچه میخواهید از قفسهها بردارید.
سمت قفسهها رفت. بخشی از کالاهایی را که میخواست برداشت، بلافاصله پشت سر او مردی وارد مغازه شد و به بهانه خرید ساندویچ سرد به سمت یخچال رفت.
خوراکیاش را برداشت همراه با یک قوطی نوشابه، شروع به خوردن کرد.
همزمان چند مشتری دیگر وارد مغازه شدند. خریدهایشان را انجام دادند و در حالیکه مرد جوان همچنان در حال نگاه کردن به قفسههای مغازه بود، چیزی معادل دو میلیون تومان کالا برداشت.
مردی که پشت سر او وارد شده بود ساندویچش را خورد و برای حساب مقابل صندوق آمد و در حالیکه پول نقد زیادی در دست داشت گفت: «همه کارت میکشند ولی من میخواهم پول نقد بدهم».
شاید این نکته بود که مرا گمراه کرد. مرد جوان در حالیکه وسایلش را برداشته بود گفت: «تمام مشکلات ما همین پول نقد است. عمهام روضه دارد و روضهخوان از ما بابت دستمزدش پول نقد خواسته، من تمام شهر را گشتم تا بتوانم برای او پول نقد تهیه کنم با بدبختی توانستم پول نقد جور کنم».
سپس رو به من کرد و گفت: «لطفا اگر چسب شیشهای دارید به من بدهید.»
چسب را به او دادم. شروع به چسب زدن پاکت پولی که دستمزد روضهخوان را درون آن گذاشته بود کرد، در همین حین، گوشی تلفن همراهش زنگ خورد، پشت خط کسی بود که او را عمه صدا میزد، گفت: «من داخل مغازه سر کوچه هستم روغن و تعدادی را خریدهام بقیه جنسها را هم بخرم میآیم عمه»!
او لیست را مقابل من گذاشت و گفت: «این لیست را هم به من بدهید.»
پاکت دستمزد روضهخوان را نیز به من داد و گفت: «این پاکت نزد شما بماند، من این اقلام را به عمهام بدهم و برگردم».
بعد از او، مردی که ساندویچ خریده بود، خورد، پولش را هم حساب کرد و رفت. اینگونه بود که ذهن من مشغول حرفهای آن مرد شد.
مرد جوان میدانست که چه نقشهای در سر دارد اما من از همهجا بیخبر بودم. او روغن و باقی وسایلی را که خریده بود برداشت از مغازه بیرون رفت در حالی که پول دستمزد و روضهخوان را به عنوان امانت به من سپرده بود. او که از مغازه بیرون رفت من شک کردم.
بعد از بیرون رفتن مرد از مغازه، من به ماجرا شک کردم. یک چیزهایی سر جایش نبود! مثلا اینکه اصلا نیاز نبود مرد پاکت روضهخوان را پیش من امانت بگذارد تا وسایلش را ببرد!؟ بلافاصله بعد از خروجش من پاکت را باز کردم و در کمال تعجب دیدم که او مقداری اسکناس تقلبی درون پاکت گذاشته و آن را به من داده است. مرد با این ترفند حدود دو میلیون تومان کلاهبرداری کرد.
وقتی داشتم اسکناسهای تقلبی را نگاه میکردم دیدم که روی یکی از آنها نوشته است، «از اینکه با شما این کار را کردم شرمندهام، من دزد و کلاهبردار نیستم، از سر نیاز این کار را کردم، به شرفم قسم در اولین فرصت پول اجناس را میآورم.»
با خودم گفتم چگونه کسی که به این راحتی کلاهبرداری میکند میتواند دم از داشتن شرف بزند؟ اصلا چرا باید به این راحتی از اعتماد آدمها سوءاستفاده کرد و کار را به جایی رساند که دیگر کسی به کسی اعتماد نکند؟
اولین بار نبود و آخرین بار هم نخواهد بود!
معضلات اجتماعی مانند گرانی و کاهش ارزش پول و بعضا مشکلات معیشتی عدهای را وادار میکند که برای امرار معاش به راههایی رو بیاورند که خلاف عرف جامعه است و بعضا عواطف و احساسات مردم را به شدت جریحهدار میکند.
مطمئنا این اولین بار نبوده و در جاهای دیگری نیز این کلاهبرداری را انجام داده است و یقینا ادامه هم خواهد داد. این را گفتم تا شهروندان بدانند که هنوز هم افراد بسیاری این چنین هستند که به راحتی با این شیوهها از مردم کلاهبرداری میکنند، بسیاری با استفاده از عواطف و احساسات مردم از آنها کلاهبرداری میکنند و بسیاری نیز از سادگی مردم سودجویی میکنند. در هر صورت تفاوتی ندارد آنچه مهم است، سودجویی این گونه افراد است که باید با همکاری مردم، توسط نیروی انتظامی شناسایی و دستگیر شوند.







