وقتی فقر، جنسیت پیدا میکند
- شناسه خبر: 77237
- تاریخ و زمان ارسال: 19 بهمن 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

سارا افشار
فقر همیشه با عدد و نمودار شناخته نمیشود. گاهی چهره زنی است که هر روز زودتر از همیشه بیدار، و دیرتر از همه خسته میشود. زنانه شدن فقر، روایت زنانی است که بار بحران اقتصادی را سنگینتر از دیگران به دوش میکشند.
در کوچههای باریک شهر، پشت پنجرههای خاموش در آپارتمانها و در صفهای طولانی یارانه و کمک معیشت، چهرهای آشنا و تکرار شونده دیده میشود. چهره زنان، زنانی که بار فقر را نه فقط بر دوش اقتصاد، که بر شانههای جسم و جان خود حمل میکنند.
«زنانه شدن فقر» فقط یک اصطلاح دانشگاهی نیست. واقعیتی است که هر روز در زندگی میلیونها زن جریان دارد.
واقعیتی که آرام، بیصدا و فرساینده پیش میرود. زنانه شدن فقر به این معناست که احتمال فقیر بودن زنان، به ویژه زنان سرپرست خانوار، زنان سالمند، زنان مطلقه یا بیوه و حتی زنان شاغل، بیش از مردان است.
این پدیده تنها حاصل یک عامل نیست، بلکه شاید نتیجه نابرابریهای ساختاری، تبعیضهای جنسیتی در بازار کار، ضعف نظامهای حمایتی و فشارهای فرهنگی و اجتماعی است که مسئولیت معیشت و مراقبت را به گونهای نامتوازن بر دوش زنان قرار داده است.
یک جامعهشناس و پژوهشگر حوزه زنان، در اینباره میگوید: «وقتی از زنانه شدن فقر صحبت میکنیم، منظور صرفا افزایش تعداد زنان فقیر نیست، بلکه با نوعی فقر چند بعدی مواجهیم که زنان را هم زمان از نظر اقتصادی، اجتماعی و روانی تحت فشار قرار میدهد. فقر زنان اغلب پنهانتر است اما عمیقتر و فرسایندهتر عمل میکند.
در شرایطی که اقتصاد کشور با تورم مزمن، کاهش قدرت خرید و ناامنی شغلی دست و پنجه نرم میکند، زنان اولین گروهی هستند که آثار این فشارها را تجربه میکنند. بسیاری از زنان در بخشهای غیر رسمی اقتصادی مشغول به کار هستند. مشاغلی که نه بیمه دارند، نه قرارداد مشخص و نه حتی حداقل امنیت شغلی!
این وضعیت باعث میشود که با کوچکترین بحران اقتصادی، درآمد آنها قطع شود و یا به شدت کاهش پیدا کند.
الهام، زن 39 ساله و مادر 2 فرزند کوچک یکی از همین زنان است. او که به صورت پاره وقت در چند خانه کار میکند و کارش نظافت منازل است در این باره میگوید: «کار هست، ولی امنیت نیست. هر ماه باید نگران باشم که آیا باز هم برای کار من رو صدا میکنن یا نه. فقط فقط این نیست که پول داشته باشی. فقر یعنی هر روز با استرس از خواب بیدارشی.»
روایت الهام، روایت هزاران زنی است که در آمارها دیده نمیشود. اما بار سنگین اقتصاد فرسوده را به دوش میکشد!
یکی از عوامل اصلی زنانه شدن فقر، شکاف دستمزدی میان زنان و مردان است.
طبق آمارهای رسمی حتی در مشاغل مشابه، زنان اغلب دستمزد کمتری دریافت میکنند. این نابرابری درآمدی، در بلندمدت منجر به کاهش پسانداز، ناتوانی در تامین حداقلهای زندگی معیشتی و افزایش وابستگی اقتصادی میشود.
در این میان، وضعیت زنان سرپرست خانوار نگرانکنندهتر از سایر گروههاست. این زنان مسئول تامین معیشت خانواده، تربیت فرزندان و مدیریت تمام امور خانه هستند.
بدون آن که از حمایتهای کافی برخوردار باشند. بسیاری از آنها به دلیل محدودیتهای شغلی ناچار به پذیرفتن کارهای کمدرآمد و فرساینده میشوند.
یکی دیگر از زنان کار که سرپرست خانواده نیز هست میگوید: «همه میگن قوی باش، ولی کسی نمیپرسه این قوی بودن چقدر هزینه داره. من برای زنده موندن کار نمیکنم، برای حفظ ارزش و حرمت و آبروی بچههام میجنگم» حرفهای او به خوبی نشان میدهد که فقط برای زنان، تنها کمبود منابع مالی نیست، بلکه نبردی دائمی برای حفظ شأن انسانی است!
بخش قابل توجهی از فقر زنان، در قالب فقر پنهان بروز پیدا میکند. زنانی که شاید شاغلاند و درآمدی دارند، اما این درآمد با هزینههای زندگی همخوانی ندارد. زنانی که از تفریح، آموزش، مراقبتهای بهداشتی و حتی استراحت محروماند، زیرا تمام انرژی و وقت خود را صرف خانواده میکنند.
این فشار اقتصادی مداوم، پیامدهای جدی بر سلامت روان زنان دارد. اضطراب، افسردگی روانی و احساس بیارزشی از جمله آسیبهایی است که در میان زنان فقیر یا در معرض فقر به وفور دیده میشود.
دکتر نجمه طاهری، روانشناس اجتماعی در این باره این چنین میگوید: «زنان به دلیل نقشهای سنتی مراقبتی، فشار اقتصادی را بیشتر درونی میکنند. آنها کمتر اعتراض میکنند و بیشتر فرسوده میشوند و این فرسودگی به مرور، به بحرانهای روانی جدی تبدیل میشوند.»
گفتنی است زنانه شدن فقر، محدود به نسل کنونی نیست. این پدیده آینده را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. کودکانی که در خانوادههای فقیر، به ویژه با مادران فقیر، بزرگ میشوند با احتمال بیشتری در چرخهی فقر باقی میمانند. این مساله در مورد دختران اهمیت دو برابر دارد. زیرا نابرابریهای جنسیتی از همان دوران کودکی آغاز میشود. البته این مورد مطلق نیست!
کارشناسان بر این باورند که مقابله با زنانه شدن فقر، نیازمند رویکردی جامع و پایدار است.
اصلاح ساختار بازار کار، کاهش شکاف دستمزدی، توسعهی بیمههای اجتماعی برای زنان شاغل در بخشهای غیررسمی این چنینی حمایت هدفمند از زنان سرپرست خانوار و سرمایهگذاری در آموزش و توانمندسازی اقتصادی زنان، از جمله راهکارهایی است که میتواند در این زمینه موثر باشد.
در نهایت، زنانه شدن فقر را باید نه فقط یک بحران اقتصادی، بلکه یک بحران اجتماعی و انسانی دانست. بحرانی که با بیتفاوتی، تشدید میشود و با سیاستگذاری نادرست، باز تولید!
شنیدن صدای زنانی که زیر بار این فشارها زندگی میکنند، اولین قدم برای مواجهه با این واقعیت تلخ است!









