ورود قزوین به تاریخ؛ دوران مادها
- شناسه خبر: 69268
- تاریخ و زمان ارسال: 27 مهر 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

حیدر ولیزاده
مادها از جمله آریاییها یا مردمان ایران دوره باستان بودند که حدود سه یا چهار سده قبل از آغاز از بین رفتن شهرهای عصر برنز در فلات ایران، به تدریج وارد این چارچوب جغرافیایی شدند.
ورود فلات ایران به دوران تاریخی با ظهور دولت ماد در سده هفتم پیش از میلاد آغاز شد. در این دوره، اقوام ایرانی که پیشتر بهصورت قبیلهای و نیمهکوچنشین در مناطق غربی ایران زندگی میکردند، به تدریج ساختارهای سیاسی، اجتماعی و نظامی منسجمتری یافتند.
دولت ماد، به عنوان یک حکومت ایرانی در شروع حکومت فقط در بخشهایی از شمال غربی ایران کنونی سکونت داشت اما به تدریج بیشتر مناطق فلات ایران را در اختیار خود گرفت.
پیدایش مادها بهویژه در نواحی کردستان، کرمانشاه، همدان و زنجان، مرحلهای تعیینکننده در تاریخ ایران بود، زیرا آنان نخستین دولت ایرانی با ساختار حکومتی مشخص را پدید آوردند. بر اساس روایت هرودوت، پادشاهی مادها از حدود ۷۰۰ پیش از میلاد با حکومت دیااکو (دیاکو) آغاز شد و تا زمان تسلط کوروش بزرگ بر مادها در سال ۵۵۰ پیش از میلاد ادامه یافت.
قزوین در این دوران، اگرچه در منابع مستقیم تاریخی نامی مستقل ندارد، اما شواهد باستانشناسی، جغرافیایی و فرهنگی نشان میدهد که دشت قزوین در قلمرو نفوذ دولت ماد قرار داشته و بخشی از مسیرهای مهم ارتباطی میان هگمتانه (پایتخت ماد)، ری، گیلان و ماننا (در شمالغرب ایران امروزی) بوده است.
ساختار سیاسی مادها
پیش از این که به شرایط و ویژگیهای منطقه قزوین در دوره مادها اشاره داشته باشیم، بهتر است که به ویژگیهای کلی ساختار حکومت مادها و نحوه اداره کشور در این دوره بپردازیم. چرا که مادها اولین دولت با حکومت منسجم را در قلمرو جغرافیایی ایران تشکیل دادند.
نوع حکومت مادها پادشاهی و سیستم حکومتی آنها سلطنتی و موروثی بود. حکومت مادها بر اساس اتحاد قبایل بود و شاه قدرت مرکزی داشت، اما قبایل مختلف نیز تا حدی خودمختار بودند.
حکومت آنان شامل شاه، خانواده سلطنتی، اشراف و سرداران نظامی بود. شاه بالاترین مقام سیاسی و مذهبی به شمار میرفت و فرماندهی ارتش را نیز بر عهده داشت. مردم نقش چندان و یا آشکاری در اداره امور حکومت نداشتند.
قلمرو مادها به واحدهای محلی تقسیم میشد که هر کدام تحت نظارت یک فرماندار یا حاکم محلی بودند. این فرمانداران معمولا از اعضای خانواده شاه یا اشراف بودند و وظیفه داشتند مالیات جمعآوری کنند و نظم را حفظ کنند.
پادشاهان مشهور ماد
با توجه به این که منابع زیادی در مورد دوره مادها وجود ندارد، دوران سلطنت شاهان این سلسله و همچنین زمان حکومت هر یک از آنان و نیز ترتیب پادشاهی شان همواره مورد بحث بوده است، اما هرودوت یونانی سلسله مادها را شامل چهار پادشاه میداند یا دست کم مهمترین پادشاهان این سلسله ایرانی چهار نفر بوده است:
1ـ دیاکو
بنیانگذار حکومت ماد و نخستین پادشاه ایرانی بود. او شهر هگمتانه (همدان) را پایتخت کرد و با ایجاد نظام اداری و دادگستری، پایههای دولت مرکزی را بنا نهاد.
2ـ فرورتیش
پسر دیاکو که قبایل ایرانی را متحد ساخت و قدرت ماد را گسترش داد. او برای نابودی آشوریها جنگید، اما در نبرد با آنها شکست خورد و کشته شد.
3ـ هووخشتره
ارتش ماد را اصلاح کرد و آن را به بخشهای سواره، پیاده و کماندار تقسیم نمود. با کمک بابلیها امپراتوری آشور را سرنگون کرد و قلمرو ماد را تا آسیای صغیر گسترش داد.
4ـ ایشتوویگو
آخرین پادشاه ماد بود که دوران او با رفاه و تجمل همراه بود اما ضعف سیاسی داشت. در سال ۵۵۰ پیش از میلاد، بهدست کوروش بزرگ شکست خورد و حکومت مادها پایان یافت.
قزوین در جغرافیای مادها
دشت قزوین در میانراه فلات مرکزی ایران و جلگههای زنجان و ری قرار دارد. این موقعیت سبب شده بود که منطقه از دید نظامی، بازرگانی و طبیعی، اهمیت فراوانی داشته باشد.
به گزارش دیاکونوف در کتاب تاریخ ماد، دولت ماد بر سرزمینهای پهناوری شامل زاگرس، فلات مرکزی و بخشهایی از البرز جنوبی حاکم بود و راههای ارتباطی شمال و غرب ایران تحت کنترل آن قرار داشت. یکی از این مسیرها از ری به سوی گیلان و دیلمان امتداد مییافت و از دشت قزوین میگذشت.
از همین رو، قزوین در روزگار مادها احتمالا یکی از نقاط میانی مهم در مسیر حرکت کاروانها، سپاهیان و ارتباطات اقتصادی میان نواحی غربی و شمالی ایران بوده است.
شواهد باستانشناسی از دشت قزوین در دوره ماد
بررسیهای باستانشناسی در دشت قزوین، بهویژه در تپه سگزآباد، تپه قبرستان و تپه زاغه، نشان میدهد که این منطقه از عصر مسسنگی تا عصر آهن (حدود ۸۰۰ تا ۵۵۰ پیش از میلاد) محل استقرار پیوستهی جوامع انسانی بوده است.
در لایههای مربوط به این دوران، سفالهای نخودیرنگ با نقوش هندسی قهوهای تیره، ابزارهای فلزی مانند خنجر، سرپیکان و نیزه، و بقایای معماری خشتی بهدست آمده است.
این آثار از نظر سبک، شباهت آشکاری با نمونههای کشفشده در محوطههای مادی مانند گودینتپه و هگمتانه دارند که نشاندهندهی پیوند فرهنگی و سیاسی دشت قزوین با دولت ماد است.
پژوهشهای باستانشناسی بیان میکند که استقرار در دشت قزوین از دوران نوسنگی تا عصر آهن پیوسته بوده و در دوران مادها نیز ادامه داشته است. در این دوره، الگوی سکونتگاههای کوچک روستایی با ساختارهای ساده گسترش یافته و نشانههایی از تقسیم اجتماعی کار و تخصص در تولید ابزار مشاهده میشود.
جایگاه فرهنگی و اقتصادی قزوین در عصر ماد
در دوران مادها، اقتصاد جوامع ایرانی بر پایهی کشاورزی و دامداری استوار بود. موقعیت جغرافیایی قزوین، با دشتهای حاصلخیز و منابع آبی فراوان، امکان کشت غلات و پرورش دام را فراهم میکرد. شواهدی از بقایای دانههای غلات، ابزارهای سنگ آسیاب و استخوانهای دامهای اهلی در محوطههای دشت قزوین یافت شده است که مؤید همین نکته است.
همچنین، وجود سفالهای منقوش و ابزارهای فلزی ظریف نشان میدهد که صنعتگران محلی مهارت قابلتوجهی در ساخت اشیای کاربردی و تزئینی داشتهاند. احتمالا بخشی از این تولیدات از طریق مسیرهای بازرگانی مادها به مناطق دیگر منتقل میشده است.
از نظر فرهنگی، تدفینهای کشفشده در تپههای منطقه، بهویژه در سگزآباد، حاکی از باورهای مذهبی نسبتا پیچیدهای است. اشیای همراه مردگان مانند مهره، سفال و ابزار فلزی، گواه بر اعتقاد به جهان پس از مرگ در میان مردمان این نواحی است اعتقادی که در سایر مناطق مادی نیز مشاهده میشود.
پیوند قزوین با حوزه ری و ماد شرقی
در دوران مادها، شهر ری یکی از مراکز اصلی قدرت و تمدن بود. دشت قزوین در امتداد غربی ری قرار داشت و بهاحتمال زیاد در قلمرو اداری آن محسوب میشد. منابع تاریخی، از جمله نوشتههای اسلامی دوره میانه، از قزوین بهعنوان ناحیهای تابع ری یاد کردهاند، که ریشهی این پیوند به دوران مادها بازمیگردد.
بدین ترتیب، میتوان گفت که قزوین در روزگار مادها، حلقهی میانی میان فلات مرکزی و شمالغرب ایران بوده و در کنترل مسیرهای تجاری و نظامی مادها نقش مهمی ایفا کرده است.
در مقالهی «قزوین از پیش از اسلام تا معاصر بر اساس منابع تاریخی و مطالعات باستانشناسی» آمده است که: «قزوین در دوران مادها و همزمان با عصر آهن ۳ و ۲، دارای استقرارهای انسانی و بقایای فرهنگی بوده است. یافتههای باستانشناسی در محوطههای دشت قزوین، مشابه با آثار عصر ماد در گودینتپه، تپه نوشیجان و همدان است و تداوم فرهنگی در این منطقه از پیش از تاریخ تا دوره تاریخی مشهود است».
در همان مقاله اشاره میشود که موقعیت قزوین در مسیر گیلان، ری و زنجان باعث شد که از نظر نظامی و دفاعی نیز اهمیت داشته باشد. بهویژه با توجه به تهدیدهای اقوام شمالی (دیلمیان و گیلها) در سدههای بعد، احتمال میرود که نخستین استحکامات دفاعی منطقه در همین دوران پایهگذاری شده باشد.
از فروپاشی ماد تا گذار به دوران هخامنشی
با سقوط دولت ماد در میانهی سدهی ششم پیش از میلاد بهدست کوروش بزرگ، قزوین نیز مانند دیگر نواحی شمالغربی ایران، تحت فرمان هخامنشیان درآمد. تداوم الگوهای سکونتی در دشت قزوین نشان میدهد که این منطقه بدون گسست عمده، به حیات خود ادامه داد و در دورههای بعد، از جمله ساسانیان، اهمیت بیشتری یافت.
نتیجهگیری
قزوین در دوران مادها، اگرچه شهری رسمی و شناختهشده مانند ری یا هگمتانه نبود، اما از دید جغرافیایی، نظامی و فرهنگی جایگاه مهمی در شبکهی استقراری مادها داشت.
یافتههای باستانشناسی از تپههای دشت قزوین گواهی میدهند بر اینکه ساکنان این منطقه در عصر آهن همزمان با حکومت مادها دارای زندگی سازمانیافته، اقتصاد کشاورزی پیشرفته، صنعت سفالگری و فلزکاری و باورهای مذهبی خاص بودهاند.
میتوان گفت؛ قزوین بهعنوان حلقهای میان مناطق غربی و شمالی ایران، در تداوم تمدن ایرانی از پیشاتاریخ تا دوران تاریخی نقشی بنیادی داشته است.










