وارث «دکتر نگهبان»
- شناسه خبر: 51690
- تاریخ و زمان ارسال: 30 دی 1403 ساعت 07:30
- بازدید :

روز دوشنبه (یک بهمن) قرار است هفتمین نشان علمی «دکتر عزتا… نگهبان» پدر علم نوین باستانشناسی ایران به دکتر «ناصر نوروززاده چگینی» اهدا شود.
ناصر نوروززاده چگینی سال ۱۳۳۲ در قزوین به دنیا آمد. پس از پایان تحصیلات ابتدایی و متوسطه در قزوین با قبولی در رشته باستانشناسی دانشگاه تهران در سال ۱۳۵۰ به تهران آمد و در سال ۱۳۵۵ موفق به اخذ مدرک کارشناسی این رشته شد. در سال ۱۳۵۶ برای ادامه تحصیل در مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی وابسته به دانشگاه تهران به انگلستان رفت اما اوضاع سیاسی ایران که مصادف با پیروزی انقلاب بود، او را بر آن داشت تا به میهن خویش بازگردد و در امر آموزش کشور خود سهیم باشد. چگینی سال ۱۳۶۱ به استخدام موزه ملی به عنوان مسئول بخش تاریخی و لرستان درآمد و پس از آن با عنوان موزهدار بخش تاریخی به مدت هشت سال به این کار مشغول بود.
چگینی را در دفتر گروه باستانشناسی دانشگاه تهران مییابیم. جایی که اگر تمام ساعتهای سپری شده دوران زندگیش را جمع بزنیم، بیشترین آن را در اینجا به سر برده است. با این حال دستانش با خاک و با لمس اشیای کهنه خفته در خاک هم بیگانه نیست اما عشق به آموزش و انتقال اندوختههایش سالهاست که مسیر روزانهاش را به دانشگاه تهران و یا پژوهشکدههای باستانشناسی ختم کرده است.
در دوران انقلاب فرهنگی «تمام نیروی خود را به کار بستم تا در آن دوره سهم خود را در احیای امر آموزش باستانشناسی انجام دهم» و او به «آموزش» نه به عنوان تنها یکی از علایقش بلکه به عنوان یکی از وظایف مقدس و لذتبخش نگاه میکند. «لذت از اینکه آنچه به دست آوردهام را در اختیار دیگران نیز قرار دهم.»
در سال ۱۳۷۳ به سمت مدیر پژوهشهای باستانشناسی سازمان میراث فرهنگی منسوب شد و در پی آن با پژوهشکده شدن این بخش در سازمان با همین سمت ادامه کار داد. او اولین رئیس پژوهشکده باستانشناسی سازمان میراث فرهنگی است که تا اواخر سال ۷۹ این سمت را بر عهده داشت و همچنان نیز به عنوان کارشناس بخش تاریخی در این بخش مسئولیتهایی برعهده دارد. با این حال او پس از سالها تدریس همچنان خود را در سطح دیگر اساتید نمیداند. «از ۱۳۶۰ به بعد با بازگشایی دانشگاهها به عنوان یکی از معلمین جزء، به صورت حقالتدریس مستمرا کار خودم را با گروه باستانشناسی دانشگاه تهران ادامه دادم.» با آغاز دهه ۷۰ و بیشتر شدن مسئولیتهای اداری هر چند کار آموزش را به صورت تدریس رها کرد اما همچنان راهنمای دانشجویان در پایان نامههای تحصیلی و مشاورههای آنان بود. در حال حاضر اما تدریس بررسیهای دوره اشکانی و ساسانی، مُهر و سکه در مقاطع لیسانس و فوق لیسانس در دانشگاههای تهران، الزهرا، هنر اصفهان و تربیت مدرس بر عهده اوست.
«حالا چرا به سراغ من آمدید؟» چگینی این را که میگوید: گویی از مرور گذشته و تمامی آنچه در جهت پیشبرد آموزش باستانشناسی انجام داده است، راضی نیست و شاید با خودش فکر میکند عرصه پژوهش میدانی را قربانی تدریس کرده است.
اما او هنگامی که در موزه ملی مشغول بود به انجام کارهای میدانی در نواحی مختلف نیز میپرداخت. او فصل بررسی شناسایی در شهرستان الیگودرز و پس از اتمام جنگ تحمیلی در سال ۱۳۶۸ کار مطالعه آثار باستانی سه شهر جنگزده سرپل ذهاب، قصر شیرین و گیلانغرب را بر عهده داشت. از دیگر فعالیتهای او میتوان به کار کاوش طی دو فصل در بنای معروف چهارقاپی در قصر شیرین، سرپرست هیات ایرانی پروژه مشترک ایران و آلمان در مطالعات باستانشناسی اریسمان نطنز در سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳ اشاره کرد ضمن اینکه مدت کوتاهی مسئولیت بنیاد تخت جمشید بر عهده او بوده است.
از کار در پروژه اریسمان سخن میگوید که تا چه حد چگونگی استعمال فلز، کشف فلز، تکنولوژی موجود و بهرهمندی جوامع انسانی از این ماده مورد علاقهاش بوده است. کار در زیرساختهای بنیادین فرهنگ ایرانی و بحثهای راهبردی در روشن کردن گذشته انسانها از اهمیت بسیاری برخوردار است و همواره از سوی مسئولان و دیگر پژوهشگران باید مورد توجه قرار گیرد.
توضیح میدهد که در این حفاریها یک شهرک صنعتی متعلق به آغاز دوره شهرنشینی در فلات ایران یافت شد که به تولید انبوه فلز میپرداختهاند، بر اهمیت بیشاپور به عنوان یکی از پروژههای اصلی باستانشناسی در کشور تاکید میکند و میگوید: اگر نتوانیم از مطالعات باستانشناسی نگاهی به آینده داشته باشیم نتیجهای نمیگیریم. باید در این راستا اطلاعات خود را در قالب دیدگاههای کاربردی در اختیار دیگران قرار دهیم و تمامی باستانشناسان باید بتوانند هر کدام به نوبه خود سهم راهبردی را در اعتلای فرهنگ کشور داشته باشند.
پس از انقلاب در حالیکه چندین سال از راکد بودن پژوهشهای میدانی میگذشت، چگینی مدیریت پژوهشهای باستانشناسی را به عهده گرفت. تا به گفته خودش بتواند نقش تاثیرگذار در این روند و رونق دوباره این امر داشته باشد.
«در مقطع سالهای ۷۳ به بعد امکانات مناسبی به وجود آمد تا بتوانیم مطالعات باستانشناسی را بار دیگر احیا کنیم.» چگینی نقش عمدهای در آغاز بسیاری از فعالیتهای مرتبط با باستانشناسی کشور طی سالهای مدیریتش داشته است. به جریان انداختن اعتبارات محوطههای کاوش شده قبل از انقلاب که مدتها متوقف مانده بود و وارد کردن آنها در سیستم اداری، در پی آن حفاری محوطههای جدید باستانی، گسترش استفاده از نیروی انسانی در کارها، دعوت از باستانشناسان برجسته خارج از ایران، امکان ارتباط با دانشگاههای داخلی و مراکز پژوهشی باستانشناسی در کشور و استفاده از نیروهای دانشجویی در کاوشها از جمله این فعالیتهاست.
منبع: بنیاد اندیشه اسلامی






