هان! کجایی ای عموی مهربان
- شناسه خبر: 65128
- تاریخ و زمان ارسال: 28 مرداد 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
نصرتاله علیرضایی ـ کارشناس ارشد جامعهشناسی
مرحوم مهدی اخوان ثالث، شاعر مبارز و منتقد ادبی تاریخ معاصر ایران در شعری نو در توصیف و تحلیل تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران معتقد است که مورخین همیشه در خدمت سلاطین و پادشاهان ظالم بودهاند و هیچوقت از زندگی و رنجها و مصائب توده مردم سخنی به میان نیاوردهاند و قلم خود را تنها وقف به تصویر کشیدن زندگی و دیدگاهها و رفتارهای پادشاهان و امرا و سلاطین کردهاند. و بهعنوان فریبندهی «عموی مهربان» دلخوش و قانع شدهاند بیخبر از اینکه از مسئولیت اصلی خود که به تصویر کشیدن متن زندگی مردم و بیان مطالبات و مصائب مردم میباشد، دور افتادهاند! مرحوم شریعتی در یکی از سخنرانیهای خود، تحلیل و تفسیر اخوان ثالث را واقعیترین، صادقانهترین و بهترین تحلیل از فلسفه تاریخ ایران ذکر میکند.
«عموی مهربان» در این شعر اخوان استعاره از جماعت و گروهی است که به دایره قدرت راه پیدا میکنند و از مواهب آن بهرهمند و نقشی هم که برای خود قائل هستند این است که در مقام مشاور امین و دلسوز و دایه مهربانتر از مادر ظاهر میشوند و تمام رفتارها و تصمیمات و نشست و برخاستهای برادران صاحب مسند و عموزادگان قوم و خویش و هممسلک خود را توجیه و تقدیس میکنند! و در دایره «هر چه آن خسرو کند، شیرین کند» نقشآفرینی میکنند.
اخوان معتقد است آثار و نوشتههای مورخین و محققین تاریخ ایران نشان میدهد که در این توصیف و به تصویر کشیدن زندگی امرا و حکام یا به بدیهیات و رفتارهای روزمره، پیش پا افتاده و بدون ارزش معرفتی یا برخوردار از نفع اجتماعی و اقتصادی برای مردم پرداختهاند؛
«هان!
کجایی ای عموی مهربان؛ تاریخ
بنویس:
ماه نو را دوش، ما با چاکران در نیمه شب دیدیم»
رفتن پادشاه به پشت بام عمارت پادشاهی و دولتخانه با نوکران و مواجب بگیران برای رویت ماه! یعنی یک رفتار کاملا بدیهی، طبیعی و پیش پا افتاده، بیاثر در زندگی مردم که مورخ را به ثبت این لحظه تاریخی فراخوانده است!
و یا اینکه در نقش یک مداح و مجیزگو ظاهر میشوند و در گزارش و توصیف وقایع تاریخی دست به مبالغه و غلو و روایتهای دروغ و غیرقابل باور از وقایع و حوادث میزنند؛
«مادیان سرخ یال ما سه کرت تا سحر زایید!»
روایت یک اقدام یا اتفاق دروغ، غیرمعقول و ناشدنی از اینکه مادیان پادشاه و قبله عالم از سر شب تا سحرگاه سه نوبت زایمان کرده و کره پس داده است!
و از این طریق هماره خواستار برجسته کردن و متمایز کردن اتفاقات و اقداماتی بودهاند که در عصر و دوران آنها اتفاق افتاده است و دوره زمامداری آنها یک دوران استثنایی و غیرقابل مقایسه با ادوار قبل و بعد است!
«در کدامین عهد بوده است این چنین یا آن چنان، بنویس»
حقیقتا وقتی کمتوجهیها و برخوردها و رفتارهای سرد و از روی تکلف برخی از مسئولان و مدیران را امسال در هفته خبرنگار با اصحاب رسانه، روزنامهنگاران و خبرنگاران دیدم بیدرنگ به یاد شعر مرحوم اخوان ثالث افتادم با این تفاوت که برخی انتظار دارند خبرنگاران امروز نقش عموی مهربان یعنی همان مورخین متملق و مجیزگوی دیروز را برای آنها بازی کنند. میرزا بنویسهایی که اگر چه به ظاهر مورد اقبال هستند اما به واقع بیشتر نقش پادو، دنبالهروی و ابزاری را بر عهده داشته باشند و به هر جلسه و مراسمی که ورود میکنند تنها چیزی که مخابره کنند بهبه و چهچه گفتن به مسئولان و اقدامات آنها باشد.
ناگفته پیداست که خبرنگاران و اصحاب رسانه را در نگاه اجمالی میتوان به سه دسته تقسیم کرد: دسته اول که از نظر تحلیل و موضعگیری سیاسی و اجتماعی؛ خنثی، بیتفاوت و صرفا خبرنویس هستند و بخش اعظم خبرنگاران را تشکیل میدهند. دسته دوم پا را از این حد از انتظار و ماموریت فراتر گذاشته و به خبرنگار قدرت تبدیل شدهاند. بیشتر مداح و مجیزگوی حاکمیت و اصحاب قدرت و ثروت هستند و کوچکترین کاستی و نقص و ایراد در روایت و اخبار این جماعت از گفتار و رفتار حاکمان و مسئولان جایی ندارد. اقلیتی هستند پر سروصدا که البته از حاشیه امن برخوردارند و قدر و سهمشان هم همیشه محفوظ! دسته سومی هم هستند انگشتشمار اما اثرگذار که منتقد قدرت و پیگیر مطالبات و خواستههای شهروندان هستند. نقشآفرینی و اثرگذاری بیبدیلی دارند و بیشترین حساسیتها را برمیانگیزند و کام صاحبمسندان و اربابان قدرت را تلخ و خوابشان را آشفته میکنند.
با این تقسیمبندی دو دسته اول، نقش عموی مهربان را برای حاکمان و مسئولان امروز بازی میکنند و با نوازشی در حد یک کارت هدیه، زبان در کام میگیرند و از این لطف در پوست خود نمیگنجند! اما برای سومیها کلمات مقدساند و مسئولیتآفرین و نباید در هر جایی و برای هر کسی بیپروا و بیمبالات خرج شوند. نگاه انتقادی دارند و به قدر وسع تلاش میکنند، محرومیت را به جان میخرند، هدیه و حمایت برایشان معنی لطف نمیدهد. عزت خود را پاس میدارند و به مسئولیت تاریخی و اجتماعی خویش میاندیشند، خوشایند عمر و زید قلم نمیزنند، به مصلحت جامعه فکر میکنند نه منفعت اهالی قدرت.
راستی در جامعه ما کدام دسته از خبرنگاران میداندارند و حاکمان و مسئولان چه نسبت و برخوردی با هر دسته از این صاحبان قلم و اهل خبر دارند؟ امروز در سطوح ملی و استانی کدام یک از این سه گروه قدر میبیند و بر صدر مینشیند؟
با نگاهی به موضعگیریها و رفتارهای برخی از مسئولان، گویا شعر اخوان ثالث این بار نه خطاب به مورخین که خطاب به اصحاب رسانه، قلم و خبر (البته نه به رسایی و بلندی خطاب حاکمان دیروز) در گوشها به نرمی و یکریز دکلمه میشود که:
هان! کجایی ای عموی مهربان؛ خبرنگار، بنویس!






