نقدی بر مدل حمایت استانداری از تیمهای ورزشی
- شناسه خبر: 86671
- تاریخ و زمان ارسال: 23 تیر 1405 ساعت 07:30
- بازدید :
ولیا… حسینزاده
استان قزوین به پشتوانه استعدادهای درخشان و ظرفیتهای بالقوه ورزشکاران خود، سابقه درخشانی در تیمداری رشتههای مختلف نظیر والیبال، فوتسال و فوتبال در سطح ملی دارد. با این حال، میتوان گفت از زمان صعود تیم فوتبال «شمسآذر» به لیگ برتر، فصل جدیدی در مدیریت ورزشی استان آغاز شد. این تیم با مدیریت بخش خصوصی و در نخستین تجربه حضور خود در لیگ برتر، نتایج قابلقبولی کسب کرد؛ دستاوردی که نگاه کارشناسان و افکار عمومی را به خود جلب کرد و در نهایت مدیریت ارشد استان را نیز برای حمایت از این تیم ترغیب نمود.
با این وجود، به نظر میرسد الگوی حمایتی اتخاذ شده از سوی استانداری قزوین، نه مسیری کارشناسی، پایدار و آیندهنگرانه، بلکه بیشتر رویکردی احساسی بوده است. واکاوی عملکرد تیمهای ورزشی در سطح ملی نشان میدهد که شیوهی کنونیِ تزریق منابع عمومی، عملاً خلاقیت، ابتکار و انگیزه مدیران این تیمها را برای دستیابی به مدیریت اقتصادی و درآمد پایدار از بین برده است؛ حال آنکه همین مدیران در حوزههای فعالیتهای اقتصادی شخصی خود، کارنامهای موفق داشتهاند.
استاندار قزوین بارها تأکید کرده است که پس از حضور وی در استان، مالک باشگاه شمسآذر قصد واگذاری امتیاز تیم را داشته که با مخالفت و وعده حمایت مسئولان، از تصمیم خود منصرف شده است. پرسش اصلی اینجاست که آیا اصرار بر حفظ این تیم در قزوین، بر پایه یک برنامه بلندمدت و زیربنایی استوار بوده، یا صرفاً استمرار «شور و نشاط اجتماعی» دلیلی کافی برای ادامه این روند پرهزینه محسوب شده است؟
بیتردید هدف مدیریت استان برای تداوم نشاط عمومی، ارزشمند و قابلاحترام است هرچند هزینه بیتالمال نباید صرفا با هدف شورِ زودگذر باشد بلکه باید در جهت سرمایهگذاری زیرساخت باشد اما باید پرسید آیا اختصاص کمکهای چند ده میلیاردی، منطقیترین راه برای دستیابی به این هدف است؟ آیا نمیشد با بهرهگیری از این منابع، دستاوردهای ماندگارتری برای ورزش استان رقم زد؟ این در حالی است که بر اساس شنیدهها، علاوه بر کمکهای مستقیم مالی، حمایتهای غیرمستقیم دیگری نظیر معافیتهای مالیاتی نیز به این تیمها ارائه شده است.
تداوم این حمایتهای غیرکارشناسی، وابستگی تیمهای لیگبرتری به منابع عمومی استان را سالبهسال بیشتر خواهد کرد. بیم آن میرود که این تیمها نیز همچون برخی واحدهای تولیدی خصولتی که با تهدید به تعطیلی یا اخراج کارگران، مدیران را برای دریافت رانت و امتیازات تحت فشار میگذارند، از حربه «واگذاری امتیاز» برای کسب امتیازات بیشتر استفاده کنند که این خود یک سراشیبی خطرناک است.
هر چند باید اذعان کرد که سنگبنای نادرستِ وابستگی باشگاههای بزرگ کشور به بودجههای دولتی، خود ریشه در ساختارهای کلان ورزش ایران دارد که حالا در قزوین در حال بازتولید است.
استاندار قزوین همواره بر ضرورتِ «توسعه و درآمدزایی» به شهرداران تأکید دارد؛ حال جای پرسش است که آیا همین نگاه در مواجهه با تیمهای ورزشیِ بهرهمند از بیتالمال نیز اعمال میشود؟ آیا این مدیران ملزم به ارائه طرحهای بلندمدت اقتصادی شدهاند؟
بدون تردید، حضور تیمهای ورزشی در سطح ملی مایه افتخار است، اما حمایتهای دولتی باید هدفمند و ساختارمند باشد. برای نمونه، اعتبارات عمومی باید در مسیر ایجاد زیرساختهای پایدار، همچون تشکیل «آکادمی استعدادیابی» در سراسر جغرافیای استان هزینه شود. اختصاص منابع عمومی به هزینههای جاری، تنها زمینه ریختوپاشهای غیرضروری را فراهم میآورد در نتیجه حمایتهای استانداری به جای «توسعه»، «وابستگی» میآفریند.
لذا با توجه به برخی شنیدهها بسیاری از مدیران بویژه در حوزه مدیریت شهری با روند فعلی کمک به تیمهای لیگ برتری استان به شدت مخالف هستند و به دلائل مختلف از جمله پافشاری شخص استاندار بر ادامه روند کنونی امکان صریح بیان مخالفت خود را ندارند اما ضرورت دارد مدیریت ارشد استان برای اصلاح این «روند معیوب»، باید پیش از آنکه دیر شود و یا تحت تاثیر و مشاورههای افرادی که با ادامه روند فعلی منافع گسترده ای از جمله حقوق های چند ده میلیونی نصیب آنها میشود و یا افرادی که حتی نمی توانند رنگ پیراهن تیم های استقلال و پرسپولیس را تشخیص دهند با جسارتِ تصمیمگیری، حمایتها را از «تزریق پول به هزینههای جاری» به سمت «ایجاد زیرساختهای پایدار» تغییر مسیر دهد.
در این عرصه، عدالت و کارآمدی باید فارغ از نام تیمها و سرمایهگذاران، سرلوحه تصمیمات قرار گیرد.
پایان سخن اینکه همواره این سوال در ذهن صاحب قلم وجود دارد که به هر دلیل در صورت واگذاری باشگاههای بخش خصوصی که هم اکنون از حمایت و تزریق اعتبارات دولتی برای رشد خود بهره جستهاند و از ارزشافزوده برخوردار شدهاند آیا سهمی از مبلغ فروش را به بیت المال و یا حتی مسئولیتهای اجتماعی تخصیص خواهند داد؟



