ناترازی انرژی؛ هشدار زودهنگام زمستانی
- شناسه خبر: 70653
- تاریخ و زمان ارسال: 14 آبان 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

نگار موحد
پاییز، تنها فصل تغییر رنگ درختان نیست؛ فصل تغییر چهره چالشهای انرژی در کشور هم هست؛ تا همین چند ماه پیش، واژهی «ناترازی» در ذهن بسیاری با خاموشیهای تابستانی و مصرف بالای برق گره خورده بود، اما حالا در آستانه فصل سرما، همان مسئله در چهرهای دیگر خود را نشان میدهد: کمبود گاز، فشار بر نیروگاهها، و زنجیرهای از محدودیتهای تولید که نتیجهاش دوباره کمبود برق است.
در واقع، ناترازی انرژی در ایران یک بحران فصلی نیست، بلکه نشانهای از ناهماهنگی ساختاری میان تولید و مصرف است. سالهاست که الگوی مصرف ما ـ چه در بخش خانگی و چه در صنعت و ادارات ـ بر پایه وفور بیانتها شکل گرفته؛ انگار برق و گاز منابعی تمامنشدنیاند و تأمین آنها وظیفهی مطلق دولت است.
در چنین ذهنیتی، حتی افزایش ظرفیت نیروگاهها هم پاسخگوی عطش مصرف نخواهد بود، چون مسئله نه در تولید، بلکه در رفتار مصرفی ریشه دارد.
حالا که دولت و وزارت نیرو طرحهایی مثل احداث نیروگاههای کوچکمقیاس و نصب پنلهای خورشیدی را در دستور کار قرار دادهاند، باید فهمید که هدف اصلی صرفاً افزایش تولید برق نیست، بلکه حرکت به سوی یک نظام انرژی پایدار و مشارکتمحور است. وقتی دهیاریها، شوراهای روستایی و مردم در فرایند تولید انرژی وارد میشوند، در واقع ساختار سنتی «تولید متمرکز ـ مصرف منفعل» شکسته میشود و نوعی خوداتکایی محلی شکل میگیرد؛ الگویی که هم فشار بر شبکه سراسری را کم میکند، هم حس مسئولیت جمعی نسبت به انرژی را تقویت میکند.
در استان قزوین، اجرای طرح احداث نیروگاههای کوچک مقیاس گام مهمی در همین راستاست. نیروگاههایی که در مقیاس ۳۰ کیلووات و با محوریت دهیاریها طراحی شدهاند، قرار است در کوتاهترین زمان ممکن به بهرهبرداری برسند. در کنار آن، نصب سامانههای خورشیدی پشتبامی با توان پنج کیلووات نیز در دستور کار قرار دارد؛ اقدامی که نه فقط از منظر فنی، بلکه از جنبه فرهنگی و اجتماعی اهمیت دارد.
باید پذیرفت که دوران مصرف بیحساب انرژی به سر آمده است. بحران ناترازی، یک هشدار زودهنگام برای همه ماست؛ از سیاستگذار تا شهروند؛ توسعه پایدار در حوزه انرژی فقط با فناوری و سرمایهگذاری به دست نمیآید، بلکه نیازمند تغییر در نگاه و رفتار روزمره ماست. خانههایی که هنوز در زمستان پنجرههایشان دو جداره نشده، اداراتی که چراغهایشان تا نیمهشب روشن میماند، و صنایع بزرگی که از بهینهسازی مصرف غافلاند، در حقیقت بخشی از این ناترازیاند.
ایران سرزمینی است با تابش خورشید فراوان، اما هنوز سهم انرژی خورشیدی در سبد تولید برق کشور کمتر از نیم درصد است. اگر همین روند ادامه پیدا کند، در چند سال آینده فاصله میان مصرف و تولید به نقطهای میرسد که دیگر با مدیریت مصرف هم پرشدنی نیست. بنابراین هر نیروگاه کوچک، هر پنل خورشیدی و هر اصلاح کوچک در الگوی مصرف، قدمی است در جهت حفظ تعادل ملی در انرژی.
پاییز امسال، پیش از آنکه سرمای زمستان شبکه را در تنگنا بگذارد، زمان بازنگری در رفتار و سیاستهای مصرف است. ناترازی برق و گاز، بحران لحظهای نیست؛ نمادی از تأخیر ما در پذیرش واقعیتهای جدید دنیاست.
جهانی که به سمت انرژی پاک و تولید غیرمتمرکز حرکت کرده، از ما میخواهد تصمیم بگیریم: یا همچنان مصرفکنندهی بیپایان باشیم، یا تولیدکنندهای مسئول در برابر آینده.








