معماری باید به طبیعت گوش دهد
- شناسه خبر: 70968
- تاریخ و زمان ارسال: 19 آبان 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

نفیسه کلهر
در روزگاری که بحران آب و تغییرات اقلیمی به مسئلهای جهانی بدل شده، یک مهندس معمار تلاش کرده تا معماری را نهفقط بهعنوان حرفه، بلکه بهعنوان پاسخی برای بحران معنا کند. برای او معماری، هنرِ «پاسخ دادن» به نیاز انسان، به شرایط اقلیمی، و به حکمت تاریخی مردمانی است که قرنها پیش از ما با منابع محدود، زندگیای پایدار بنا کرده بودند.
در این گفتوگو، از تجربههای زیسته مهندس «مهدی خطیبی» تحصیلکرده معماری دانشگاه ملی ایران، شنیدیم و از پروژههای شخصیاش و بازخوانی معماری سنتی برای حل بحرانهای امروز پرسیدیم.
¢ شما در بسیاری از پروژههایتان روی سازگاری با محیطزیست تأکید داشتهاید. این دغدغه از کجا شکل گرفت؟
از همان سالهای آغازین کار حرفهای، یکی از مسائلی که فکرم را درگیر میکرد، نادیده گرفتن ناترازی بین عرضه و تقاضا در مصرف انرژی و منابع آن بود. خانههایی که بیهیچ توجهی به اقلیم، خورشید، باد، یا باران طراحی میشدند و صرفاً مصرفکنندهی آب، برق و گاز بودند. در حالیکه ما یک سابقهی درخشان زیستی و معماری داریم. کافیست به قناتها، آبانبارها یا حتی نحوهی ساخت خانهها در بافتهای تاریخی نگاه کنیم.
¢ منظورتان این است که ایدههای نو و جدید علمی را کنار بگذاریم و فقط طبق روشهای سنتی عمل کنیم؟
خیر. من همیشه معتقد بودهام که با ترکیب دانستههای بومی با فناوریهای روز، میشود گامی مؤثر برای توسعهی پایدار برداشت.
مثلا برخلاف خیلیها که مخالف سدسازی هستند، من مخالفتی ندارم، در قدیم هم سد بود، با نام بند، روی رودخانهها احداث میکردند و به این وسیله میتوانستند آب رودخانه را برای مصارفی مثل آسیاب و کشاورزی استفاده کنند.
مهمترین بند در شوشتر احداث شده که بسیار کارایی دارد، یا وقتی سد منجیل نبود هر سال سیل به شالیزارهای گیلان آسیب میرساند، اما با احداث این سد آب کنترل شده است و به میزانی که میخواهند هدایت میشود. از آب سدها برق تولید میشود و بسیاری مزایای دیگر. اما اگر سد سازی مشکلی پیش آورده به خاطر دلایل دیگری است.
¢ درباره پروژههایتان بگویید که ایدههای گذشته را با علم روز در آن به کار بردهاید.
یکی از اولین پروژههای شخصیام که در اوایل دهه ۹۰ اجرا شد، ساخت یک منزل مسکونی بود، بعد از کلی رفتوآمد به ادارات و ناکامی در گرفتن حمایت برای ایده جمعآوری آب باران، بالاخره خودم دست به کار شدم و اولین آبانبار مدرن را ساختم.
هدفم این بود که از آب باران برای آبیاری فضای سبز، شستوشوی حیاط و خودرو استفاده کنم. جالب است که حجم آبی که جمعشد آنقدر زیاد بود که بدون مصرف بهموقع، حتی گندید و مجبور شدم تخلیهاش کنم! این تجربه باعث شد در پروژهی بعدی از همان ابتدا، برای مصرف بهینه و چندمنظوره آب برنامهریزی کنم.
¢ در پروژهی بعدی چه تدابیری اندیشیدید؟
در ساختمان بعدی، از همان آب باران برای فلاشتانکها استفاده کردم. همچنین با الهام از حوضخانههای قدیمی که در زیرزمین ساخته میشد، استخری در زیرزمین ساختم که هم برای بازی بچهها کاربرد داشت، هم برای آبدرمانی و هم در زمان کمآبی بهکار میآمد. این همان رویکرد چندکارکردی در معماری گذشتهمان است. در همان پروژه، از انرژی خورشیدی هم بهره بردم. پنلهای خورشیدی برای تامین برق مشاعات و گرمکردن آب مصرفی که با سوبسیدی که اداره برق میداد، هزینهها کاهش چشمگیری داشت. در نهایت حدود ۸۰ درصد آب گرم موردنیاز و سهم قابل توجهی از برق این ساختمان مسکونی را از این طریق تامین میکردم.
چندین سال است که با کمک کارشناسان خبره در پروژه مسکونی که ساختم، موفق شدم در مرحله اول حدود ۳۰ درصد و در مرحله دوم حدود ۵۰ درصد در مصرف آب شرب صرفهجویی کنم. امروز با توجه به شرایط اضطراری امیدوارم با پژوهشهای بیشتر این مقدار را افزایش دهم.
تازه این فقط برای آب شرب است که اگر این پژوهش برای خدمات شهری و صنعتی و به خصوص بخش کشاورزی نیز به کار برود، حدود ۸۰ تا ۹۰ در صد آب شیرین موجود را میتوان برای مصرف تصفیه کرد.
¢ در این رابطه چه موضوعاتی را باید مد نظر قرار دهیم؟
از آنجایی که ما در پیشینه کشورمان همیشه با بحران آب روبرو بودیم، بلدیم چطور از آب استفاده کنیم و زودتر میتوانیم به نتیجه برسیم.
مهمترین موضوعاتی که امروز ما باید به آن توجه کنیم، استفاده بیشتر از چرخش آب در رابطه با آب شرب و صنعتی و دوم تغییر الگوی کشت و درختکاری است و سوم اجرای برنامه مهم آمایش سرزمین که اگر به این سه موضوع توجه شود خیلی از مشکلات کشور حل خواهد شد.
¢ با توجه به پروژههایتان و الهام از گذشته بازگشت به سنت، برای شما فقط نوستالژی نیست، بلکه راهکاری عملیست؟
قطعاً. من معتقدم سنت، یک دانش زیستی است که در دل تجربه و شناخت اقلیم شکل گرفته. در قزوین، شهری که بیش از هزار سال سابقهی شهرنشینی دارد، چیزی حدود ۴۵۰۰ چاه، قنات و شبکهی گستردهی آبانبار وجود داشته. حتی خانهها طوری ساخته میشدند که در حیاطشان آبانبار خصوصی وجود داشته باشد. اینها فقط میراث نیست، راهحل است.
¢ در یکی از یادداشتهای شما به باغستان سنتی قزوین اشاره شده بود. کمی بیشتر دربارهی آن بگویید.
باغستان سنتی قزوین، الگویی از زندگی در پیوند با طبیعت است. هزاران هکتار از این باغها فقط با آب باران و سیلاب تغذیه میشدند، بدون نیاز به چاههای عمیق یا شبکههای انتقال. در گذشته، همین باغستان اکثر نیازهای مردم را تأمین میکرد و بهنوعی سپر دفاعی شهر در برابر قحطی و خشکسالی بود. ولی امروز سطح این باغستان به نصف رسیده. در حالیکه اگر نصفش باقی مانده، پس باید برای نصف دیگرش هنوز آب وجود داشته باشد. اما ما امروز برای تأمین ۶ تا ۸ درصد آب شرب دچار بحران هستیم، در حالیکه ۹۰ درصد مصرفمان مربوط به کشاورزیست. این بحران واقعی نیست، بلکه بحران مدیریت و اندیشه است.
¢ نقش معماران و شهرسازان را در این میان چطور میبینید؟
ما وظیفه داریم معماری را به یک عامل کمککننده برای حل بحران تبدیل کنیم، نه اینکه خود، عامل بحران باشیم. معماری پایدار یعنی طراحیای که در چرخهی طبیعت اختلال ایجاد نکند. یعنی از همان مرحلهی طراحی، به بازیافت، صرفهجویی و مصرف بهینه فکر کنیم. معمار باید نهفقط زیباشناس که مسئلهشناس هم باشد.
¢ راه حل ابتدایی عملی در این رابطه را بفرمایید؟
1ـ استفاده از آب باران در ساختمانها و معابر شهری برای شستوشو و فضاهای سبز و فلاشتانکها و …
2ـ استفاده از بازیافت آب فاضلاب شهری و یا آبهای شور برای صنایع آببر.
3ـ تغییر الگوی کشت آبی به دیم و کاشت درختان متناسب با محیط زیست آن منطقه در محل.
¢ در سطح کلان چه اقداماتی میشود انجام داد؟
یکی از موضوعاتی که توسط دولت برای انتقال پایتخت به منطقه مکران پیشنهاد شد موضوع آمایش سرزمین و انتقال جمعیت به یکی از مناطق پر آب کشورمان یعنی حاشیه حدود ۲۰۰۰ کیلومتری کنار خلیجفارس بود که مهمترین محل برای صنایع آببر و مهمترین محل صادرات و نزدیکترین محل به انتقال آب شور به شیرین است (تمام کشورهای عربی از این فرصت استفاده میکنند) و این میتواند ما را وارد مرحله توسعه پایدار کند، همانطور که در حال حاضر بزرگترین و مهمترین شهرهای جهان در کنار دریا قرار گرفتهاند و ما از این امتیاز متاسفانه بیبهرهایم.
¢ سخن آخر.
بازگشت به توسعهی واقعی و پایدار. یعنی الگوبرداری از چرخشهای طبیعی طبیعت، چرخش آفتاب، فصلها، باد، باران. وقتی کشوری مثل ما در هر فصل منابعی از نور و باد و آب دارد، چرا نباید با فناوریهای امروز، بهترین بهرهبرداری را داشته باشیم؟ مشکل، کمبود دانش یا ابزار نیست؛ مشکل این است که ما مسیر توسعه را اشتباه رفتهایم.
باید از گذشته، با نگاه به امروز یاد بگیریم به جای اینکه فقط دربارهی بحران آب بنویسیم، از همین خانهها و محلههایمان شروع کنیم.








