معرفی کتاب/ روانشناسی تودهها / گوستاو لوبون
- شناسه خبر: 76871
- تاریخ و زمان ارسال: 12 بهمن 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

حیدر ولیزاده
کتاب «روانشناسی تودهها» اثر گوستاو لوبون، یکی از تاثیرگذارترین کتابهای قرن بیستم است که هنوز هم پس از ۱3۰ سال، کلید درک رفتارهای جمعی، شورشها و جنبشهای سیاسی محسوب میشود. این کتاب نه یک رمان، بلکه یک مانیفست علمی ـ تحلیلی است که به ما میگوید چرا انسانها وقتی در قالب یک «جمع» قرار میگیرند، متفاوتتر از زمانی که تنها هستند فکر و عمل میکنند.
کتاب معتقد است که تاریخ بشر را تودهها ساختهاند؛ اما سوال اینجاست که چه چیزی یک جمعیت پراکنده را به یک نیروی واحد و گاه ویرانگر تبدیل میکند؟ گوستاو لوبون در شاهکار خود، «روانشناسی تودهها»، پاسخی تکاندهنده به این پرسش میدهد. او معتقد است که وقتی انسانها در یک توده ادغام میشوند، هوش فردیشان فروکش کرده و یک «روح جمعی» جایگزین آن میشود؛ روحی که نه بر پایه منطق، بلکه بر پایه غریزه، احساسات تند و تلقینپذیری بنا شده است. این کتاب، کالبدشکافیِ دقیقِ همان نیرویی است که مستبدین را به قدرت میرساند و تمدنها را زیر و رو میکند.
درباره نویسنده: دانشمندی در جستجوی نظم
گوستاو لوبون (۱۸۴۱-۱۹۳۱)، فیلسوف، مورخ و پزشک فرانسوی، شاهد دوران پرآشوبی در اروپا بود. او که از نزدیک شاهد تحولات خونین فرانسه و ظهور جنبشهای کارگری بود، به شدت نسبت به قدرت گرفتن بیضابطهی تودهها بیمناک بود. لوبون را پدر «روانشناسی اجتماعی» میدانند. اگرچه برخی از دیدگاههای او امروزه جنجالی به نظر میرسند، اما قدرت تحلیل او در مورد چگونگی هدایت افکار عمومی چنان دقیق بود که سیاستمداران بزرگی از موسولینی و هیتلر گرفته تا رهبران دموکراتیک جهان، همگی آگاهانه یا ناآگاهانه از آموزههای او استفاده کردهاند.
مفاهیم کلیدی: مکانیسم روح جمعی
کتاب «روانشناسی تودهها» از سه بخش اصلی تشکیل شده است که به بررسی ویژگیها، عقاید و دستهبندی تودهها میپردازد. محورهای اصلی کتاب عبارتند از:
1ـ ناپدید شدن شخصیت آگاه
لوبون استدلال میکند که در یک توده، شخصیت آگاهِ فرد از بین میرود و بخش ناخودآگاهِ او غلبه میکند. فرد در توده، مانند قطرهای در دریاست؛ او دیگر بر اساس منافع یا منطق شخصی خود عمل نمیکند، بلکه تحت تاثیر «سرایت روانی» قرار میگیرد. در این حالت، یک دانشمند و یک بیسواد در یک توده، در یک سطح از هوش و قضاوت قرار میگیرند.
2ـ ویژگیهای اصلی تودهها
از نظر لوبون، تودهها دارای سه ویژگی بنیادی هستند:
* تلقینپذیری: تودهها به شدت تحت تاثیر جملات قصار، شعارهای ساده و تصاویر ذهنی هستند. آنها به جای استدلال، با «تخیل» زندگی میکنند.
* تندروی در احساسات: در توده، احساسات (چه نیک و چه بد) به سرعت تقویت میشوند. یک شکِ کوچک به یک یقینِ مطلق تبدیل میشود و یک نارضایتیِ ساده به یک شورشِ عظیم.
* بیصبری و استبداد: توده تحملِ هیچ مانعی میان آرزو و رسیدن به آن را ندارد و به شدت در برابر عقاید مخالف، مستبدانه عمل میکند.
3ـ نقش پیشوایان
لوبون بخش مهمی از کتاب را به کسانی اختصاص میدهد که تودهها را هدایت میکنند. او معتقد است پیشوایان تودهها معمولا مردان عمل هستند نه مردان فکر. آنها برای نفوذ در توده از سه ابزار استفاده میکنند: «تایید، تکرار و سرایت». از نظر او، توده تشنهی اطاعت است و به دنبال کسی میگردد که با قطعیت و بدون تردید سخن بگوید.
کتابی بدون تاریخ انقضا
چرا «روانشناسی تودهها» هنوز یک کتاب زنده است؟ شاید امروزه بتوانیم این پاسخ را در دنیای مجازی و شبکههای اجتماعی جستجو کرد.
اگر در زمان لوبون، تودهها در میدانهای شهر جمع میشدند، امروز «تودههای مجازی» در توییتر، اینستاگرام و تلگرام شکل میگیرند. همان مکانیسمهایی که لوبون توصیف کرده بود یعنی سرایت احساسات، قضاوتهای عجولانه و از بین رفتن تفکر انتقادی که امروز در فضای مجازی با سرعتی هزار برابر رخ میدهد. «روانشناسی تودهها» به ما کمک میکند بفهمیم چرا یک خبر دروغ (فیکنیوز) میتواند به سرعت نور پخش شود و میلیونها نفر را به کنشی هماهنگ وادارد.
نقد و بررسی: میان علم و پیشداوری
منتقدان کتاب معتقدند که لوبون نگاهی بدبینانه و گاه تحقیرآمیز به تودهها دارد. او تودهها را به دمدمیمزاج بودن محکوم میکند و آنها را متمایل به توحش میداند. همچنین منتقدان معتقدند که تودهها همیشه مخرب نیستند و بسیاری از پیشرفتهای بزرگ بشری و حقوق مدنی محصول حرکتهای جمعی آگاهانه بوده است. با این حال، حتی منتقدان او نیز نمیتوانند دقتِ مشاهدات او را در مورد «روانشناسی قدرت» انکار کنند.
چرا خواندن این کتاب اهمیت دارد؟
در دورانی که ما مدام با انبوهی از اخبار هیجانی و دستکاری شده، تبلیغات و پروپاگاندای سیاسی، بازاریابیهای عصبی و موجهای اجتماعی روبرو هستیم، مطالعهی این کتاب یک «واکسن ذهنی» است. این کتاب به خواننده کمک میکند تا:
* متوجه شود چه زمانی تحت تاثیر جوّ عمومی قرار گرفته است و اختیار فکر و تفکر مستقل ندارد.
* تفاوت میان «حقیقت» و «شعار» را بهتر درک کند.
* بفهمد که چطور رسانهها با استفاده از غریزهی جمعی، افکار عمومی را مهندسی میکنند.
برشی ماندگار از متن کتاب
«تودهها هرگز تشنهی حقیقت نبودهاند. آنها در برابر شواهدی که به مذاقشان خوش نیاید، روی برمیگردانند و ترجیح میدهند از خطایی ستایش کنند که آنها را مجذوب خود کرده است. هر کس بتواند به آنها وهم و خیال بفروشد، به سادگی ارباب آنها میشود و هر کس بکوشد توهماتشان را از بین ببرد، قربانی آنها خواهد شد.»




