معرفی کتاب/ ایران بین ناسیونالیسم اسلامی و سکولاریسم/ ونسا مارتین
- شناسه خبر: 71396
- تاریخ و زمان ارسال: 25 آبان 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

حیدر ولی زاده
کتاب «ایران بین ناسیونالیسم اسلامی و سکولاریسم» نوشته ونسا مارتین، مورخ برجسته تاریخ ایران و خاورمیانه و استاد دانشگاه رویال هالووی لندن، یک مطالعه عمیق و تحلیلی دربارهی انقلاب مشروطه (۱۲۸۵ ه.ش / ۱۹۰۶ م) است. مارتین با این اثر، نه تنها به مجموعهی آثار قبلی خود (مانند عصر قاجار) عمق میبخشد، بلکه میکوشد نقصهای عمده تاریخنگاری مشروطه را برطرف سازد؛ نقصی که عمدتا ناشی از تمرکز بیش از حد بر پایتخت (تهران) و نادیده گرفتن نقش تعیینکننده ایالات و مناطق پیرامونی در شکلگیری و جهتدهی به این انقلاب بزرگ است. هدف اصلی کتاب، بررسی چگونگی تعامل و تقابل دو ایدئولوژی قدرتمند ناسیونالیسم اسلامی و سکولاریسم در آستانه و بطن انقلاب مشروطه و نحوه بازتاب این دوگانه در شهرهای مختلف ایران است.
ریشههای فکری؛ جدال بر سر هویت و قانون
مارتین با طرح این پرسش اساسی آغاز میکند که چگونه ایران، به عنوان کشوری که نوسازی سکولار را تجربه کرده بود، توانست یک انقلاب شیعی را در سال ۱۳۵۷ تجربه کند؟ او پاسخ این پرسش را در کشمکشها و مصالحههای فکری دوران مشروطه جستجو میکند. مارتین بر این باور است که تضاد مرکزی انقلاب مشروطه، برخلاف تصور رایج، صرفا میان استبداد و آزادی نبود، بلکه میان شریعت (قانون الهی) و قانون عرفی (قانون وضعشده توسط انسان) بود.
الف. ظهور ناسیونالیسم اسلامی
نویسنده استدلال میکند که انقلاب مشروطه برای اکثریت مردم ایران، یک جنبش مدرن صرف و سکولار نبود. در جامعهای که هویت آن عمیقا با مذهب شیعه گره خورده بود، طبیعی بود که هر جنبش اصلاحی و انقلابی، به زبان دین سخن بگوید. از دیدگاه مارتین، این حرکت یک ناسیونالیسم اسلامی نوظهور بود که میکوشید قانونگرایی و عدالتخواهی را در چارچوب اصول دینی تبیین کند.
بسیاری از اصلاحطلبان و روشنفکران، از بیم رویارویی با علما و بیگانهسازی توده مردم، مجبور بودند خواستههای مدرن خود (مانند قانون اساسی، تفکیک قوا و پارلمانتاریسم) را در پوششی از مفاهیم اسلامی بیان کنند. این امر سبب شد تا واژههایی چون «مشروطه» به «مشروعه» (تطبیق با شریعت) نزدیک شوند و تلاشهایی برای آشتی دادن این دو صورت بگیرد. از جمله این تلاشها میتوان به تئوریهای مطرح شده توسط متفکرانی همچون حاج شیخ فضلا… نوری و در مقابل، آرای مجتهدانی چون میرزا حسین نائینی در کتاب تنبیهالامه و تنزیهالمله اشاره کرد. نائینی راهی برای برونرفت از این تضاد ارائه داد؛ اگرچه او نیز برتری شریعت را میپذیرفت، اما استدلال میکرد که حکومت مشروطه، به دلیل محدود بودن قدرت حاکم و جایگزینی آن با بینظمی استبدادی، اهونالشرین (کمترین شر) محسوب میشود.
ب. محدودیت سکولاریسم
مارتین نشان میدهد که سکولاریسم در آن زمان تنها در میان تعداد محدودی از نخبگان تحصیلکرده و بازرگانان آشنا به دنیای غرب طرفدار داشت. تلاش برای ترویج ایدههای کاملا سکولار، عملا به معنای منزوی شدن از بدنهی اصلی جامعه و از دست دادن مشروعیت جنبش در برابر اکثریت متدین بود. بنابراین، کشمکش اصلی بین این دو جریان، بر سر این مسئله بود که تا چه میزان از قوانین جدید باید از شریعت استناد بگیرد و قانون اساسی تا چه حد باید جایگزین قوانین فقهی شود.
بومشناسی انقلاب؛ مشروطه در ایالات
تحولآفرینترین بخش کتاب مارتین، تحلیل تطبیقی او از سیر رویدادهای مشروطه در چهار شهر مهم تبریز، اصفهان، شیراز و بوشهر است. این بخش، به وضوح نشان میدهد که مشروطه یک پدیدهی همگن و یکشکل نبود، بلکه در هر منطقه با توجه به ساختار اقتصادی، ترکیب اجتماعی، نفوذ بیگانگان و قدرت نخبگان محلی، تعریفی و تجلی متفاوتی یافت:
الف. تبریز؛ کانون رادیکالیسم
تبریز به دلیل نزدیکی به قفقاز و روسیه، و نفوذ فزاینده اندیشههای انقلابی از طریق مرزها، کانون آشوب و رادیکالیسم بود. در اینجا، نه تنها بین نیروهای حامی مشروطه و نیروهای استبدادگرا، بلکه درون خود جبهه مشروطه نیز اختلافاتی عمیق وجود داشت. مارتین به تقسیمبندی بین تودهی مردم و وعاظ محبوب آنان (که مواضعی رادیکال داشتند) در مقابل روحانیون عالیرتبهی زمیندار و محافظهکار میپردازد.
مجاهدان آذربایجان و انجمنهای ایالتی، با شور و حرارت انقلابی، توانستند مبارزهای را آغاز کنند که در آن صدای قشرهای پایین جامعه با بیانی دینی و در عین حال رادیکال به گوش میرسید.
ب. اصفهان؛ زمینهساز ناسیونالیسم مذهبی
مارتین در اصفهان، کانون اصلی قدرت شاهزاده ظلالسلطان، فرماندار پرقدرت و فاسد قاجار، به زمینههای شکلگیری ناسیونالیسم اسلامگرا میپردازد. در اصفهان، تمرکز بر پاسخ اسلامی به مشکلات مدرنیته و فساد سیاسی، جنبش را در مسیری قرار داد که مارتین آن را نمونهی نخستین ناسیونالیسم اسلامگرا مینامد. او استدلال میکند که تحولات این دوره در اصفهان، به ویژه ظهور تشکلهای مذهبی ـ سیاسی که قدرت علما و تجار مذهبی را افزایش داد، تاثیر مستقیم بر شکلگیری تفکراتی داشت که بعدها در انقلاب ۱۳۵۷ نمود پیدا کرد.
ج. شیراز؛ رقابت نخبگان و درگیریهای داخلی
در شیراز، مبارزهی مشروطه بیشتر تحتالشعاع رقابتهای شدید و دیرینه نخبگان محلی، به ویژه خاندان پرنفوذ قوامالملک و رقبای آنان، قرار داشت. این درگیریهای داخلی و جاهطلبیهای محلی، اغلب اولویت اصلی بازیگران سیاسی در شیراز بود تا تمرکز بر مسائل فکری و ایدئولوژیک انقلاب. شیراز، در مقایسه با تبریز، دیرتر به کانون اصلی جنبش تبدیل شد و مبارزات در آنجا بیشتر درگیر نزاع بر سر قدرت و منافع محلی بود تا شکلدهی به گفتمانهای کلان قانون و شریعت.
د. بوشهر؛ اقتصاد و نفوذ خارجی
بوشهر به عنوان یک بندر کلیدی و مرکز مهم تجاری خلیج فارس، عمدتا درگیر پیامدهای نفوذ اقتصادی اروپا و نارضایتیهای بازرگانان از حکمرانی قاجار بود. اعتراضات در این شهر بیشتر ناشی از عوامل اقتصادی و فشار ناشی از سرمایهداری جهانی بود. مارتین نشان میدهد که چگونه دغدغههای تجاری و تاثیر اختلالات سیاسی بر تجارت، تجار و بازرگانان را به حمایت از جنبش اصلاحی و مشروطه واداشت. در اینجا، بحثهای مربوط به اصلاحات حکومتی و پایان دادن به امتیازات خارجی، محرک اصلی جنبش بود.
نتیجهگیری و اهمیت تاریخی
کتاب «ایران بین ناسیونالیسم اسلامی و سکولاریسم» با ارائه این تحلیل تطبیقی، یک گام مهم در تاریخنگاری مشروطه برمیدارد. مارتین در این کتاب، روایت «تهران-محور» را به چالش میکشد و نشان میدهد که فهم انقلاب مشروطه بدون در نظر گرفتن دینامیکهای منطقهای و محلی، ناقص خواهد بود.
او تاکید میکند که تلاش برای آشتی میان اسلام و سکولاریسم در دورهی مشروطه، یک بحث تاریخی منقضیشده نیست، بلکه یک جدال مستمر در تاریخ سیاسی ایران است. این کتاب به محققان کمک میکند تا بفهمند که چگونه تفکر ناسیونالیسم اسلامی ریشههای عمیقی در بطن جامعهی ایران داشته و چگونه توانسته است از دههی پایانی قرن نوزدهم تا انقلاب ۱۳۵۷، به طور مداوم در مقابل جریانهای صرفا سکولار، هویت خود را حفظ کرده و در نهایت غالب شود. از این منظر، کتاب مارتین یک اثر حیاتی برای درک تاریخ سیاسی و سیر تحولات فکری ایران معاصر است.








