مشاوره روانی؛ خدماتی لوکس یا ضرورتی غیرقابل انکار
- شناسه خبر: 44094
- تاریخ و زمان ارسال: 11 مهر 1403 ساعت 07:30
- بازدید :

آرزو سلخوری
در سالهای اخیر، هزینههای مشاوره روانشناسی به معضلی بزرگ برای افرادی تبدیل شده که به دنبال راهحل برای مشکلات روحی و روانی خود هستند. در حالی که نیاز به این خدمات روزبهروز بیشتر احساس میشود، بسیاری از مراجعان از فشارهای مالی مرتبط با آن گلایهمندند.
به عکس دخترک خیره شدهام، لبخند روی لبانش برق میزند اما چشمانش نوری ندارد، گویا مدتها است که زندگی برای او رنگ باخته است؛ دوستانش همه سیاهپوش هستند و در غم از دست دادن او میسوزند!
پگاه دختری 18 ساله بود که به تازگی به دلیل خوردن قرص .. … خودکشی کرده است!
مریم دوست صمیمی او، در حالی که اشکهای چشمانش را پاک میکند و سعی دارد به خود مسلط شود، میگوید: همه ما میدانستیم که پگاه با افسردگی روبهرو است و هر کاری میکردیم او خوشحال نمیشد، حتی او چند جلسه به یک روان درمانگر مراجعه کرد اما هزینه بالای مشاوره باعث شد دیگر به مرکز مشاوره نرود! من نمیدانم چرا نباید مراکز مشاوره تحت پوشش بیمه قرار بگیرند تا مردم بتوانند هزینه بالای درمان روان را پرداخت کنند!
او میگوید: درست است که هزینه درمان بالا است اما گاهی بیتوجهی به آن به قیمت جان عزیزترین آدم زندگیمان تمام میشود؛ افسردگی پگاه بالاخره کار خودش را کرد و او رفت، حالا ما ماندیم با قلبی تکه شده که هر پنجشنبه به مزار پگاه میآییم.
مریم تاکید میکند: گاهی با خودم فکر میکنم، روانشناس یا مشاوری که خطر خودکشی را تشخیص داده و حتی برای او دستور بررسی در بیمارستان روان را داده است چطور میتواند آنقدر بیتفاوت باشد و وقتی میبیند پگاه دیگر به مشاوره نمیرود سراغی از او نمیگیرد و حتی یک بار با او تماس نگرفتند! این وجدان کاری است؟ آیا در همه کشورها اینطور است!
مارتین یکی از روانشناسان ایرانیتبار که در یک مرکز مشاوره در آلمان فعالیت دارد، در این خصوص میگوید: در ایران شرایط بسیار خوب شده است و افراد به روان درمان مراجعه میکنند اما گویا سیستم درمان هنوز آماده نیست؛ مثلا در آلمان پیگیری امور درمان روانشناختی به طور منظم و ساختاریافته انجام میشود و افراد میتوانند از طریق سیستم بیمه سلامت به رواندرمانگران مراجعه کنند. پس از شروع جلسات درمانی، معمولا پیگیریها به صورت جلسات منظم انجام میگیرد تا روند بهبودی بیمار مورد ارزیابی قرار گیرد.
وی ادامه میدهد: در مواردی که به درمان طولانیتر یا شدیدتر نیاز باشد، بیمار میتواند از خدمات مراکز توانبخشی و کلینیکهای روزانه استفاده کند که برنامههای جامعی برای درمان ارائه میدهند و امکان پیگیری منظم را فراهم میکنند. همچنین گروههای حمایت و سازمانهای مشاورهای به بیمارانی که نیاز به حمایتهای بلندمدت دارند، کمک میکنند تا از طریق جلسات گروهی، کارگاههای آموزشی و مشاورههای تخصصی، با مشکلات خود کنار بیایند و روند درمان خود را ادامه دهند.
مارتین تاکید میکند: اگرچه هزینه درمان بالاست و شاید بتوان گفت هر جلسه روان درمانی در یک کلینیک حدود 2 تا 3 میلیون تومان است اما مردم به سیستم درمان و بیمه اعتماد دارند و مراجعه میکنند. سیستم رواندرمانی در آلمان نهتنها درمان اولیه بلکه پیگیری مستمر و دقیق بیمار را نیز تضمین میکند تا افراد در مسیر بهبود به خوبی هدایت شوند و فکر میکنم این چیزی است که در ایران باید به دنبال آن باشیم.
به پگاه فکر میکنم و تمام دختران و پسرانی که به دلیل هزینه بالای درمان روان از مراجعه به روانشناس، روان پزشک و تراپیست خودداری میکنند، اگر نگاهی به سالهای گذشته بیاندازیم افسردگی و هر نوع اختلال روانی یک تابو در جامعه محسوب میشد و افراد از مراجعه به روانپزشک و روانشناس خودداری میکردند اما حالا دیگر اینطور نیست؛ البته این تابو همچنان در نسل قبلی وجود دارد و اغلب جوانان، مراجعه کننده به مراکز درمانی روان هستند، از طرفی اکثر افرادی که خودکشی میکنند سابقه مراجعه به روان درمان و نیمه کاره ماندن درمان را در پرونده خود دارند.
میتوان گفت در سالهای اخیر، با افزایش آگاهی عمومی درباره اهمیت سلامت روان، مراجعه به مشاوران و روانشناسان بیشتر شده است؛ اما هزینههای سنگین این جلسات برای بسیاری از مردم تبدیل به مانعی بزرگ شده است، با این وجود روانشناسان ایرانی نیز ظاهرا به مراجعان توجهی نمیکنند در حالی که آنها میتوانند با پیگیری و مسئولیت پذیری بیشتر، به مراجعان خود کمک کنند تا از بروز بحران روانی جلوگیری کنند و بهبود موثری حاصل شود.
هزینههای روان درمانی سرسام آور است
زهرا کارمند ۳۵ ساله و مادر دو فرزند، نیز از سختیهای دسترسی به خدمات روانشناسی میگوید: همسرم مدتی است که با مشکلات اضطرابی دست و پنجه نرم میکند. روان درمانی برای مردان ایرانی همچنان تابو است و هر بار از او خواستم به مشاوره برویم، تاکید میکرد که من دیوانه نیستم!
وی میگوید: بالاخره او حاضر شد که به مشاوره برود؛ اما هزینه هر جلسه روانشناسی که حدود ۴۰۰ تا 9۰۰ هزار تومان است، ما را شوکه کرد، با توجه به درآمدمان هر ماه فقط میتوانیم هزینه یک جلسه را پرداخت کنیم و این برای درمان طولانیمدت او کافی نیست؛ از طرفی روان درمانی نزد پزشک خوب هزینه بالاتری دارد که از توان ما خارج است.
علی، دانشجوی دکتری، مشکل مشابهی دارد. او بیان میکند: من در دوره دکتری با فشارهای زیادی روبهرو بودم. اضطراب و افسردگی زیادی داشتم و تصمیم گرفتم با یک روانشناس صحبت کنم. اما جلسات مداوم درمانی که حداقل هفتهای یکبار نیاز بود، هزینهای بالغ بر ۲ میلیون تومان در ماه داشت که توانایی پرداختش را نداشتم. در نهایت به جای مراجعه مستمر، فقط چند جلسه محدود داشتم که کمکی به من نکرد، جالب است که روان درمانی که به او مراجعه میکردم حتی یک بار هم پیگیر این نشد که چرا دیگر مراجعه نمیکنم!
فرشته دختر 29 ساله و کارمند بانک است که به تازگی پدرش را از دست داده، او در این مورد میگوید: بعد از فوت پدرم، دچار بحران روحی شدم. مشاوره روانشناسی واقعا برای من نجاتبخش بود، اما فقط برای مدتی، هر جلسه ۵۰۰ هزار تومان هزینه داشت اما با گرفتن تستهای مختلف روانشناسی باید هزینه بیشتری و گاهی 2 برابر آن را پرداخت میکردم، تصور کنید برای 45 دقیقه در هفته باید حدود 1 میلیون تومان پرداخت میکردم!
وی بیان میکند: هزینه بالا مانع شد که به درمان ادامه دهم و همیشه احساس میکردم دارم بین سلامت روانی و مسائل مالیام یکی را انتخاب میکنم و این برایم بسیار سخت بود؛ بعد از چند جلسه به این نتیجه رسیدم که این جلسات حتی برای قشر مرفه جامعه هزینه زیادی دارد، تصور کنید ماهانه 5 میلیون تومان برای روان درمانی باید پرداخت کنیم!
فرشته تاکید میکند: جالب است که مشاوری که پیش او میرفتم و حدود 1 سال با هم جلسه داشتیم، بعد از اینکه تصمیم گرفتم دیگر به آنجا نروم حتی یک بار جویای حال من نشد و نپرسید که چه اتفاقی باعث شده است که دیگر مراجعه نکنم؛ این در حالی است که در آخرین جلسه روان درمانی به او گفته بودم میخواهم بمیرم و در فکر خودکشی هستم! گویا برای مشاوران و روانشناسان اهمیتی ندارد که چه بر سر بیمارشان بیاید.
مشاوره روانشناسی باید زیرمجموعه بیمه قرار بگیرد
بسیاری از مردم به دلیل هزینههای بالای مشاوره، از ادامه درمان منصرف میشوند. برای بسیاری از افراد، جلسات مشاوره نهتنها از نظر روانی بلکه از نظر مالی باری سنگین به شمار میآید. در حالی که سلامت روان حق هر فرد است، این هزینهها دسترسی عده زیادی را محدود کرده و نیاز به راهکارهای جدید و حمایتهای دولتی بیشتر از هر زمانی احساس میشود.
به گزارش ولایت، دکتر سارا کریمی، روانشناس بالینی در این خصوص میگوید: باید توجه کنیم که یک روانشناس برای ارائه خدمات باکیفیت به آموزش و بهروزرسانی مداوم نیاز دارد. هزینههای جاری دفتر، دورههای آموزشی و دستمزد پرسنل نیز به این موضوع اضافه میشود. اما با این حال، میپذیرم که در شرایط فعلی اقتصادی، هزینهها برای بسیاری از مراجعین غیرقابلتحمل است.
وی ادامه میدهد: یکی از راهکارها استفاده از بیمههای تکمیلی است؛ اما متاسفانه پوشش روانشناسی در اکثر بیمهها وجود ندارد یا محدود است؛ لازم است بیمهها با توجه به افزایش درخواستها، روانشناسی را به عنوان بخش مهمی از درمان در نظر بگیرند و خدمات درمانی را تحت پوشش خود قرار دهند.
کریمی تاکید میکند: به عنوان یک روانشناس باید بگویم که پیگیری مداوم بیماران از چند جهت با چالش مواجه است. متاسفانه، اغلب ما با محدودیتهای زمانی و فشار کاری فراوان روبهرو هستیم که امکان پیگیری مداوم و بهموقع بیماران را کاهش میدهد. از سوی دیگر، مشکلات اقتصادی بیماران نیز باعث میشود که بسیاری از آنها توانایی حضور منظم در جلسات درمانی را نداشته باشند.
وی اظهار میکند: این شرایط نه تنها روند درمان را کند میکند، بلکه انگیزه ما برای پیگیری موثر را هم تحت تاثیر قرار میدهد. در نهایت، سیستم بهداشتی موجود نیز بهطور کامل از اهمیت پیگیری درمانهای روانشناختی حمایت نمیکند و اغلب روانشناسان درگیر مسائل مالی و کاغذبازیهای پیچیده هستند، که این خود عاملی است برای کاهش انگیزه و فرصت برای پیگیری دقیق بیماران.
افزایش هزینههای جلسات روانشناسی در ایران به همراه عدم پوشش بیمهای، سلامت روان بسیاری از شهروندان را تهدید میکند. در حالی که سلامت روان برای زندگی بهتر و پیشگیری از مشکلات جدی ضروری است؛ هزینههای بالای خدمات درمانی مانع دسترسی به آن شده است.
لازم است که سازمانهای بیمه و مسئولان دولتی توجه بیشتری به اهمیت سلامت روان نشان دهند و با اقدامات عملی، خدمات مشاورهای را تحت پوشش بیمه قرار دهند، چرا که سلامت روان بخش جداییناپذیری از سلامت عمومی جامعه است و هزینههای بالا نباید مانع از دسترسی همگانی به این خدمات حیاتی شود.
با توجه به افزایش آسیبهای اجتماعی و ضرورت مراجعه مردم به مراکز روان درمانی؛ پیشنهاد میشود کلینیکهای روانشناسی دولتی برای اقشار کم درآمد تاسیس شود، همچنین اختصاص یارانه یا مشاوره رایگان به افرادی که توان پرداخت هزینههای مشاوره را ندارند و افزایش آگاهی عمومی در زمینه اهمیت سلامت روان به ویژه در مدارس و محیط کار تا حدی میتواند سلامت روان جامعه را مورد حمایت قرار دهد.








