ماجرای دردِ دل نافرجام
- شناسه خبر: 92998
- تاریخ و زمان ارسال: 11 مهر 1405 ساعت 07:30
- بازدید :
مرتضی رویتوند
ما آدمها وقتی که دچار غم و غصه میشویم نیاز داریم با کسی صحبت کنیم و این بدان معنا نیست که از آن شخص توقع ارائه راهحلی جامع و مانع و کامل داشته باشیم؛ ما فقط حرف میزنیم تا سبک شویم. مخاطب هم همین که ما را بشنود کافی است؛ حالا اگر سری هم به علامت تایید تکان داد؛ جای دوری نمیرود. برخی واقعا خوب درد دل را میشوند؛ اینها بیگمان مهربانان جامعه هستند. اما برخی با شنیدن درد دل، پس از جمله اول، شروع به ترسیم راهکارهای حل مسئله میکنند و آنقدر میگویند و میگویند و میگویند که ناگاه متوجه میشوید شما جای او شنونده شدهاید! برخی هم همینکه لب به درد دل بگشایید مثلا بگویید: «من غمگینم» بلافاصله میگویند: «من غمگینترم» یا بگویید: «من تنهایم» حتما میگویند: «من تنهاترم»؛ به همین روش او بیپولتر، بیآبتر و البته شکستهعشقیخوردهتر هم خواهد بود.
با دانستن همه این واکنشها به درد دل، شبی از شبهای تابستانی که دلم سخت از زندگی و آدمها و جهان هستی گرفته بود و هندزفری در گوشم بود و آهنگی به شدت غمگین گوش میدادم و در خیابانهای خلوت شهر میرفتم و میرفتم با خودم گفتم با دوستی تماس بگیرم و درد دل کنم.
گفتم با او چند دقیقه درد دل میکنم و زمان میگذرد و حواسم از غمها پرت میشود. با خودم گفتم جالب نیست که بیمقدمه بگویم میخواهم درد دل کنم، پس کاری کنم که او از من بپرسد چرا ناراحتی و من درد دل کنم. خلاقیتم گل کرد؛ فرستادن همین آهنگ غمگینی که گوش میکنم برای او کافیست که او بگوید: «خدای من! چه قدر تو غمگینی! واقعا به اندازه این آهنگ غمگینی؟! از این آهنگها گوش نکن که افسرده میشوی! بگو رفیق جان. از غمهایت بگو» و من هم کمی درد دل کنم شاید کمی از این غم کاسته شود. در همین حین عذاب وجدان گرفتم که نکند دوستم به این آهنگ علاقمند شود و چند بار به آن گوش دهد و غمگین شود و یا اسیر انرژی منفی این آهنگ شود؛ پس وقتی به دوستم زنگ زدم که فلانی من ساعتی است در خیابانها هستم و به یک آهنگ به طور مستمر گوش میدهم و او گفت کدام آهنگ؟ گفتم برایت میفرستم اما شرطش آن است که قول بدهی فقط و تنها فقط یه بار گوش کنی و بعد پاکش کنی و دیگر هرگز آن را گوش نکنی! اصرار و اصرار از من که نکند چند بار گوش دهد و خاطرش مکدر شود! او شرط را قبول کرد و آهنگ را فرستادم و چند دقیقه بعد با در نظر گرفتن این که حالا دیگر آهنگ را شنیده؛ با این تصور که حالا حتما از شدت غم من آگاه شده است و پیگیر شنیدن درد دل من خواهد بود با او تماس گرفتم. او بلافاصله گفت: «این آهنگ را میگفتی؟ این را من قبلا شنیده بودم. با اینکه از این خوانندههای جدید است خوب میخواند و تحریرهایش زیباست و یک آلبوم هم منتشر شده است و فلان آهنگش را هم گوش کن و جدا از این موضوع طرفدار تیم ناتینگهامفارست است.» من هم گفتم: «بله صدای خوبی دارد» سکوت جاری شد و کمی بعد او گفت: «خوشحال شدم صحبت کردیم» من هم گفتم: «من هم خوشحال شدم» او خداحافظی کرد و رفت. من ماندم و درد دلهایم. به شنیدن همان آهنگ ادامه دادم.




